به گزارش خبرنگار ما، اوايل سال 95، دختري به نام مهسا با مراجعه به كلانتري 108 نواب از مردي به اتهام آدمربايي و آزار و اذيت شكايت كرد و گفت: «روز گذشته در حاشيه بزرگراه نواب در حال پيادهروي بودم كه مرد ميانسالي با خودرواش سد راهم شد. او به پوششي كه داشتم، ايراد گرفت و شروع به نصيحت كرد. سپس دستبندي نشانم داد و خواست تا سوار خودرواش شوم تا مرا به پايگاه تحويل دهد.» شاكي در ادامه گفت: «آن مرد ظاهر موجهي داشت و با كت و شلوار بود، به همين دليل اعتماد كردم و سوار شدم، اما بين راه رفتارش تغيير كرد و با تهديد شروع به آزار و اذيتم كرد كه مقاومت كردم.
خيلي ترسيده بودم و شروع به گريه و التماس كردم. به اين ترتيب دلش به رحم آمد و مرا حاشيه شهر رها كرد. آنقدر ترسيده بودم كه پاهايم قدرت پيادهشدن نداشت و به سختي خودم را به خانه رساندم.» به دنبال طرح شكايت، پليس با ثبت اطلاعات و مشخصات مرد 45 ساله به نام محمد، وي را شناسايي و بازداشت كرد. متهم كه داراي سه بار سابقه اعمال منافي عفت بود در بازجوييها جرمش را انكار كرد، اما در مواجهه حضوري با دختر جوان به جرمش اقرار كرد و روانه زندان شد. پرونده به شعبه پنجم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و روز گذشته اولين جلسه رسيدگي به پرونده به رياست قاضي بابايي و مستشار توليت تشكيل شد. در جلسه شاكي بار ديگر شكايت خود را مطرح كرد و متهم در آخرين دفاعش گفت: قصد داشتم دختر جوان را نصيحت كنم، اما وقتي سوار خودروام شد، وسوسه شدم. حالا از رفتارم پشيمانم. در پايان متهم با حكم هيئت قضايي به اتهام آدمربايي به 10 سال حبس، به خاطر رابطه نامشروع به 99 ضربه شلاق محكوم شد.