
زهرا چيذري
كوچكتر از آنند كه معناي جرم و مجرم بودن را بدانند اما با وجود اين در زندان به سر ميبرند. جرمشان جرم نكرده است. آنها به جرم داشتن خانوادههاي مجرم زندانياند و سالهاي آغازين زندگيشان را در پشت ميلههاي سرد زندان به سر ميبرند. حكايت زنداني بودن فرزندان زنان زنداني حكايت تلخي است كه هنوز راهحل مناسبي براي آن پيدا نشده است. بچههايي كه به همراه مادرانشان در پشت ميلههاي سخت و سرد زندان بهسر ميبرند و در محيطي رشد ميكنند كه براي بزرگترها هم قابل تحمل نيست. اين بچهها در ميان زناني زندگي ميكنند كه جرائم مختلفي را مرتكب شدهاند و به جاي در پيش رو داشتن الگوهاي مناسب و تربيت در محيطي دور از جرم در محيطي پرورش مييابند كه هر روز بيشتر از روز گذشته آنها را در گرداب آسيبها بيندازد و زمينههاي جرمخيزي را در اين كودكان بيگناه تقويت كند.
حضور كودكان چه در دوره نوزادي و چه بعد از دو سالگي در زندان، با خود آسيبهايي را به همراه دارد. از طرفي جدا كردن اين كودكان از مادرانشان نيز به اين سادگي نيست و آسيبهايي براي مادر و فرزند به همراه دارد. همين وضعيت، شرايطي را ايجاد كرده است كه مسئولان بهزيستي و زندانها از سال 79 در بلاتكليفي بمانند و نتوانند تصميمي نهايي بگيرند. آنطور كه محمدنفريه، مديركل امور كودكان و نوجوانان سازمان بهزيستي، ميگويد طبق آخرين تصميمها با موافقت سازمان زندانها هر زندان كه بيش از 10 كودك را نگهداري كند ميتواند براي دريافت مجوز تأسيس شيرخوارگاه اقدام كند.
آسيبها در كمين كودكان زنداني
هيچ كس شكي ندارد كه زندان محيط مناسبي براي حضور و زندگي كودكان نيست. با اين وجود به گفته مسئولان قوهقضائيه حدد 400 تا 430 كودك زير هفت سال در زندانها حضور دارند، اما آمار ارائه شده از سوي رئيس سازمان زندانها در اسفند 94 حاكي از آن است ۲۰۰ تا ۲۵۰ كودك با مادران خود در زندانها زندگي ميكنند. مطالعهاي كه سال 1382 در رابطه با كودكان زنان زنداني انجام شده بود نشان داد كه 33 درصد كودكان زندان داراي مشكلات رواني بودند و آثاري از مشكلات گفتاري نيز در ميان آنها مشاهده ميشد. يكسوم اين كودكان نيز از اختلالات رواني از خفيف تا شديد رنج ميبردند. بيماريهاي عفوني مانند عفونت ادراري نيز در ميان كودكان زندان شايع بود و در 13 درصد از آنها علائمي از كودكآزاري مشاهده ميشد.
از سوي ديگر، مطالعات نشان ميدهند كودكان زندان بيشتر از ساير همسن و سالهاي خود در معرض بزهكاري قرار دارند و زودتر از ساير بزهكاران در اين مسير قرار ميگيرند و بسياري از آنها به جرم ارتكاب جرائم مختلف به زندان بازميگردند.
دنياي اين كودكان هم ديوار است!
طبق تبصره ماده يك آييننامه اجرايي سازمان زندانها، محكومان و متهمان زن ميتوانند اطفال خود را تا سن دو سال تمام به همراه داشته باشند و مديران زندانها ميتوانند نسبت به تفكيك اطفال دو تا شش سال در محل مجزا (مهدكودك) اقدام يا نسبت به انتقال اين كودكان به بهزيستي مبادرت كنند. با وجود آييننامه سازمان زندانها مبني بر مجاز بودن ماندن كودكان در زندان تا دو سالگي، بسياري از كودكان زندان تا شش سالگي به همراه مادران خود در زندان ميمانند. بديهي است اين كودكان طي اين سالها از حداقل حقوق خود نيز محروم ميشوند. دنياي بچههايي كه تا شش سالگي به همراه مادرشان در زندان به سر بردهاند، ديوار است؛ ديوار و ميلههاي فلزي كه ديوارهاي اين سلولها را از هم جدا ميكند. اين بچهها هيچ تصوري از محيط خارج از زندان ندارند.
ايده مهد كودك در زندان
ماجراي كودكان بيگناهي كه بابت جرم نكرده پشت ميلههاي زندان به سر ميبرند چند سالي ميشود ذهن مسئولان را به خود جلب كرده است. سال 1379 براساس تفاهمنامهاي بين سازمان بهزيستي و سازمان زندانها، تصميم گرفته شد كه كودكان زندان پس از دو سالگي به شبانهروزيهاي بهزيستي يا اقوام سپرده شوند.
در سال 81 توافقي بين سازمان بهزيستي و سازمان زندانها صورت گرفت كه براساس آن قرار بود بچههاي زير هفت سال كه در بند زنان در كنار مادرانشان نگهداري ميشدند، به بهزيستي سپرده شوند و پس از آزادي مادر، بچه مجدداً در اختيار خانواده قرار بگيرد. براساس اين توافق، ديگر كودكان دو سال به بالا حق ماندن در زندان را نداشتند، اما اين توافقنامه نيز در بسياري از زندانها عملاً اجرايي نشد. با وجود اين آنطور كه مديركل امور كودكان و نوجوانان سازمان بهزيستي ميگويد در حال حاضر از حدود 10 هزار كودك حاضر در مراكز بهزيستي (شبه خانواده و شيرخوارگاهها) 2 هزار و 600 كودك به دليل زنداني بودن والدين خود در اين مراكز حاضر هستند. اين در حالي است كه آمار و ارقامي از تعداد كودكان حاضر در زندانها به علت زنداني بودن والدينشان در دسترس سازمان بهزيستي نيست. راهاندازي مهدكودك در زندانها يكي از راهكارهايي است كه براي آسيب كمتر به بچههاي مادران زنداني پيشنهاد شده بود. سال 88 معاونت امور زنان رياستجمهوري وقت به جاي نگهداري اين كودكان در بهزيستي، پيشنهاد راهاندازي مهدكودك در مجاورت زندان زنان را مطرح كرد.
راهكارهاي منطقيتر
تأسيس مهدكودك زندان با چالشها و انتقاداتي از سوي روانشناسان و جامعهشناسان روبهروست. هرچند كودك نيازهاي جدي در اين سنين دارد كه بايد توسط مادر برطرف شود، اما قرار گرفتن در محيط نامساعد زندان و زندگي كنار افرادي كه سابقه محكوميت و جرائم مختلف داشته و همچنين زندگي در كنار مادري كه در شرايط بسيار بدي زندگي ميكند، روي روان او اثرات مخرب بيشتري دارد. نه محيط زندان در كنار مادر و نه سپردن كودك به بهزيستي، هيچ يك گزينههاي مناسبي براي اين كودكان نيستند و بايد تا جاي ممكن امكاني ايجاد شود تا اين مادران بتوانند از زندان خارج شوند و در كنار فرزندان خود باشند. در برابر اين راهكارهايي نظير تسهيل خروج مادران زنداني، مجازاتهاي جايگزين و مرخصيهاي بيشتر ميتواند راهكاري مناسب براي تأمين نيازهاي كودكاني باشد كه مادران آنها به هر دليلي در زندان به سر ميبرند.