
وحید حاجیپور
يكي از عجايب وزارت نفت در دولت يازدهم مصادره پروژههاي پارس جنوبي به نام خود و ثبت ناكاميها به نام دولت دهم است. راهكاري كه براي پوشش ناكارآمدي و عقبماندگي فني مورد استفاده قرار ميگيرد.
يكي از مهمترين حوزههاي كاري وزارت نفت در تمامي دولتها ميدان گازي پارس جنوبي بوده و است. ميداني كه بزرگترين ميدان گازي جهان و بين ايران و قطر مشترك است. در دولت نهم و دهم به دليل تحريمها و عقبنشيني شركتهاي خارجي از حضور در ايران، شركت ملي نفت تصميم گرفت پروژههاي پارس جنوبي را به شركتهاي ايراني واگذار كند و بر همين اساس قراردادهاي بسياري با ايرانيها منعقد شد، زيرا چاره ديگري نبود.
اين پروژهها با پيشرفتهاي مختلف به دولت يازدهم رسيد كه پروژههايي مثل فاز 12 ، فاز 15 و 16 با پيشرفت بالاي 90 درصد كار را براي دولت يازدهم ساده كردند. وزير نفت ابتداي كار خود در دولت يازدهم اعلام كرد همه پروژههای پارس جنوبي تا شهريور 96 به اتمام خواهند رسيد. تعهد زنگنه اما محقق نشد با وجود آنكه هر پروژهاي كه به بهرهبرداري ميرسيد اينگونه تبليغ ميشد كه اگر دولت يازدهم و زنگنه نبودند امكان چنين مهمي وجود نداشت!
چنين بزرگنمايي هيچگاه نتوانست پاسخ كارشناسان و منتقدان را بدهد و مديرعامل نفت و گاز پارس تنها به هجمههاي تكراري پرداخت و عنوان كرد چيزي كه از دولت دهم تحويل گرفته شده يك آشوب صنعتي بوده است هرچند خود از تصميمسازان و صاحبان امضا در همان ايام آشوب بود. به هر شكل برابري توليد ايران و قطر در پارس جنوبي به نام مديريت «ژنرالها» ثبت شد ولي هيچگاه سؤال نشد چرا وزارت نفت به وعدههاي خود براي اتمام همه پروژهها عمل نكرد و سه پروژه بزرگ به حال خود رها شده است. يكي از اين پروژهها فاز 13 پارس جنوبي است كه قرار است بيش از 50 ميليون مترمكعب گاز و بيش از 70 هزار بشكه ميعانات گازي دهد.
بر اساس آمار خود شركت نفت و گاز پارس، فاز ۱۳ پارس جنوبي با پيشرفت ۶۴ درصدی تحويل دولت يازدهم شد ولي وزير نفت با اولويتبندي پروژههاي پارس جنوبي، اين فاز را از مدار توسعه خارج كرد،در حالي كه قرار بود همه فازهاي پارس جنوبي جز فاز ۱۱ تا پايان كار دولت يازدهم به بهرهبرداري برسند.
اين اقدام زنگنه در شرايطي صورت گرفت كه وي 21 تيرماه امسال در مجلس شوراي اسلامي گفت:«يك سال تأخير در اجراي يك طرح پارس جنوبي ميتواند 5ميليارد دلار خسارت به كشور وارد كند، تاكنون در تأخيرهاي طرحهاي پارس جنوبي حدود ۲۲ ميليارد دلار به كشور زيان وارد شده است، اين زيانها از جيب بنده نبوده،بلكه از جيب مردم رفته كه اين به معناي افزايش فقر و بيكاري در كشور است.»
نگاهي به آخرين وضعيت اين پروژه نشان ميدهد عقبماندگيهاي جدي در تكميل اين فاز وجود دارد. بر اين اساس، طبق برنامهريزيهاي صورت گرفته در شركت نفت و گاز پارس، پايه سكوي A بايد تا شهريور ۹۶ نصب و چاههاي آسيبديده موقعيت A تا خرداد ۹۷ راه اندازي شوند،در حالي كه طبق برنامه زمانبندي شده اين مهم بايد در خرداد ۹۶ عملي ميشد كه حالا يك سال به تعويق افتاده است.
تأخیر در واردات لوله علت کندی پروژه
از سوي ديگر تأخير در واردات لولههاي CRA موجب شده است تا چاههاي موقعيت B بسته بمانند كه اين چاهها در اواخر سال ۹۵ تكميل شده بود. همچنين چاههاي موقعيت D هم با سه ماه تأخير در خرداد امسال تكميل شد كه به دليل نرسيدن لولههاي CRA بسته باقي مانده است.
همچنين قرار است چاههاي واقع در موقعيت C هم تا پايان مهر ماه به پايان برسد كه پيشبيني ميشود با تأخير همراه باشد. وضعيت حفاري چاههاي فاز ۱۳ نشان ميدهد تأخير در كنار عدم هماهنگي براي واردات لولههاي CRA سرعت اين پروژه را بسيار كند كرده است. اين در حالي است كه مقرر شده بود ۱۵ آبان ۹۶ توليد يك ميليارد مترمكعب گاز غني از فاز ۱۳ آغاز شود كه با چنين شرايطي اين مهم با يكسال تأخير همراه خواهد بود.
تأخیر در راهاندازی سکو جهت بارگیری
اما در بخش عرشه؛ طبق برنامهريزي انجام شده قرار بود سكوي D و B در ارديبهشت ۹۶ بارگيري شود كه اين مهم براي دي و بهمن ماه سال جاري در نظر گرفته شده است،يعني اگر بارگيري در همين تاريخ هم انجام شود تأخيري هشت ماهه در فاز ۱۳ رخ داده است. اين در حالي است كه تعهد شده بود سكوي B در آبان ۹۵ راه اندازي شود كه اين موضوع به آبان ۹۶ موكول شد،اما طبق برنامهريزيهاي جديد مرحله نصب اين سكو به دي ماه ۹۶ منتقل شده است!
طبق اسناد موجود درباره سكوي A مقرر شده بود اين سكو در آذر ۹۶ راه اندازي شود كه اطلاعات دقيقي از آخرين وضعيت اين سكو در دست نيست. همچنين درباره سكوي C قرار بود اين سكو هم در آذر ۹۶ راه اندازي شود كه گويا قرار است اين مهم در اوايل اسفند ۹۶ محقق شود كه البته مشخص نيست باز به تأخير بينجامد يا خير؟! در بخش خط لوله قرار بود مرداد ۹۶ خط لوله آماده بهرهبرداري باشد كه اين تاريخ هم به اسفند ۹۶ موكول شده است،يعني حداقل شش ماه تأخير. به اين ترتيب با ناقص بودن بخش دريايي فاز ۱۳ و تأخيرهاي پرشمار شركت نفت و گاز پارس، اما قرار است در آذر ماه واحد يوتيليتي اين فاز با گازهاي ترش فازهاي ۶، ۷ و ۸ در آذرماه راهاندازي شود و به فاصله يك ماه بعد رديف دوم پالايشگاه فاز ۱۳ به مدار بيايد. راهكاري كه در پروژههاي ديگر هم شاهد آن بوديم.
فاز ۱۳ و عقبماندگيهاي شديد اين پروژه شايد سنگ محك مناسبي براي بررسي عملكرد وزارت نفت در پارس جنوبي باشد كه اين پروژه را با پيشرفت ۶۴ درصدي تحويل گرفت و طي چهارسال نتوانست آن را به بهرهبرداري برساند كه اين روند تا سال 97 ادامه خواهد داشت. اينجاست كه ميتوان به سبك مديريت زنگنه پي برد و خدا را شكر كرد كه وي فقط 12 سال وزير نفت بوده است.