به گزارش خبرنگار ما، يازدهم تيرماه سال 92، مأموران پليس از درگيري دو پسر جوان در يكي از مغازههاي ساندويچي شهرري باخبر و راهي محل شدند. صاحب مغازه گفت: ساعتي قبل پسر جواني به مغازه آمد و سفارش ساندويچ داد. او در حال خوردن ساندويچ بود كه چهار جوان با چوب و قمه سراغ او آمدند و با هم درگير شدند. در آن درگيري يكي از آنها با چاقو به پاي مشتري زد و همگي فرار كردند. بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم و عوامل اورژانس او را به بيمارستان بردند. بعد از آن مأموران به آدرس بيمارستان رفتند، اما جوان 20 ساله به نام سعيد يك روز بعد از حادثه به دليل شدت جراحات فوت كرد. مأموران پليس بعد از چند ساعت يكي از متهمان را كه پسري 19 ساله به نام مهرداد بود، دستگير كردند. متهم گفت: از مقتول كينه قديمي داشتم. روز حادثه وقتي با دوستانش مرا ديدند، درگير شديم و مقتول به من سيلي زد. به همين خاطر عصباني شدم و ساعتي بعد با دوستانم تعقيبش كردم. وقتي او را در ساندويچي ديدم با چاقو ضربه زدم و فرار كردم. وقتي فهميدم سعيد فوت كردهاست با چاقو به صورت و گردنم لطمه زدم تا پليس را گمراه كنم.
بعد از مراحل بازجويي و بازسازي صحنه جرم، مهرداد به اتهام قتل عمد روانه زندان شد و پرونده با كاملشدن تحقيقات به شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. روز گذشته اولين جلسه رسيدگي به پرونده به رياست قاضي قربانزاده تشكيل شد. متهم وقتي در جايگاه حاضر شد، گفت: روز حادثه مقتول با دوستانش بود. وقتي آنها مرا ديدند به خاطر اختلافي كه از قبل داشتيم با هم درگير شديم و مقتول به صورتم سيلي زد. از آنجاييكه تنها بودم، ترسيدم و فرار كردم. از اينكه چند نفري به من حمله كرده بودند و مقتول به من سيلي زده بود، كينهام بيشتر شد. به همين دليل با دوستانم مشروب خورديم و سراغ سعيد رفتيم. متهم ادامه داد: به محلي كه او را ديده بودم، رفتم، اما او را پيدا نكرديم. در حال پرسهزني بوديم تا اينكه سعيد را در ساندويچي ديدم. او در حال خوردن ساندويچ بود كه داخل مغازه رفتم و صدايش كردم. تا مرا ديد بيرون آمد و با هم درگير شديم. در آن درگيري او صندلي مغازه را به طرفم پرتاب كرد و با پاهايش از خودش دفاع ميكرد كه من با چاقو به پايش ضربه زدم و فرار كردم.
او در آخرين دفاعش گفت: فكر نميكردم اگر با چاقو به پاي او ضربه بزنم، منجر به قتل ميشود. قصدم ترساندن او بود و نميخواستم او را بكشم. به همين دليل از ترس خودزني كردم تا پليس را گمراه كنم، اما اشتباه كردم و پشيمانم. حالا از اوليايدم ميخواهم مرا ببخشند.
در پايان اين جلسه، هيئت قضايي براي صدور حكم وارد شور شد.