نويسنده: سميرا عموپور*
زن و شوهر هر دو بيرون از خانه كار ميكنند و هر صبح سر كار ميروند و عصر به خانه بازميگردند و آنقدر خسته فكري و ذهني هستند كه كمتر پيش ميآيد در مورد مسائل مهم با يكديگر صحبت كنند. بنابراين به همين ترتيب روز از نو شروع ميشود و مجدداً همان ديروز فردا ميشود يا بالعكس زني كه خانهدار است، مسلماً يكنواختي زندگي را بيشتر احساس ميكند. افراد هميشه و در هر شرايطي خصوصاً در شرايط ناهموار بايد خود را جاي يكديگر قرار دهند تا بتوانند يكديگر را درك كنند و از اين فاجعه ناگوار كه بعضاً منجر به جدايي از هم ميشود جلوگيري كنند. در اين زمينه يادگيري مهارتهاي ارتباطي به تفاهم بيشتر منجر ميشود.
يكي از مهارتهاي مهم در زندگي مشترك، گوش دادن است. يعني زوجين گوش شنواي هم باشند. با ايجاد اين مهارت تفاهم بيشتر شكل ميگيرد. براي يك نويسنده يا گوينده اتفاق افتاده است كه پس از سمينارها و سخنرانيها وقتي با محبت مخاطبان روبهرو شده و در جواب خسته نباشيد آنها گفته است كه شما خسته نباشيد با تعجب شديد آنها مواجه شده است كه ما كاري نكرديم، شما صحبت كردهايد و وقتي گفته است گوش دادن يا شنيدن مؤثر، از سخنگويي به مراتب دشوارتر است با استفهام و استعجاب بيشتر آنها مواجه شده است.
بايد توجه داشت اگر گوش دادن از سخن گفتن دشوارتر نباشد، در يك فراگرد ارتباطي از هر جهت با آن برابر است. بيشتر افراد فكر ميكنند كه آنان گوشدهندگان خوبي هستند و نميتوان به آنها آموخت تا گوشدهندگان بهتري شوند. اكثر قريب به اتفاق خواهند گفت من در گوش دادن بسيار موافقم. همه آن چيزي را كه طرف مقابل ميگويد من ميگيرم.
بنابراين ميتوان گفت گوش دادن اساس ارتباط مؤثر است بين اشخاص كه اگر به درستي انجام نگيرد ارتباط ناقص و با دشواري مواجه خواهد بود و در نتيجه زوجين تا حد قابل ملاحظهاي ارضاي رواني نميشوند. هنگامي كه زنان مشكلاتشان را بـا مـردان در ميان ميگذارند، دنبال راه حل نميگردند، آنها تنها نياز دارند تا فردي به حرفهايشان گوش دهد. پس زوجين بايد با عشق و علاقه حرفهاي يكديگر را گوش دهند.
درك تفاوت ميان مرد و زن و دانستن اينكه بين مرد و زن تفاوتهاي بسياري كه در ذات آنها نهفته است وجود دارد از جمله مسائلي است كه توجه به آن بسياري از اختلافات بين زوجين را حل ميكند و درك و آگاهي آن از جمله مهارتهاي زندگي به حساب ميآيد. از تفاوتهاي بارز ميان زن و مرد كلينگر بودن مردها نسبت به زنان است.
مردها معمولاً وارد جزئيات نميشوند در حالي كه زنها به جزئيترين و ظريفترين مسائل اهميت ميدهند و توجه ميكنند. در اين حالت زن تصور ميكند مرد در بسياري از مسائل بياهميت و بيتوجه است و برعكس تصور مرد از همسرش مانند فردي بيش از حد حساس و تنگ نظر تلقي ميشود. زنها عاطفيتر از مردها هستند و همين باعث ميشود زن انتظاراتي از مرد داشته باشد. مثلاً مردها در مورد تاريخهاي مهم زندگي مشترك (سالگرد ازدواج و...) معمولاً بيتوجه هستند كه اين بيتوجهي هيچ رابطهاي با قصد و غرض ندارد. در اين هنگام زن فكر ميكند كه همسرش در همه مسائل بياهميت و نسبت به او بيعلاقه است. نكته بسيار مهم كه در مهارتهاي زندگي كمتر به آن اشاره شده و در آموختن آن سهلانگاري به عمل آمده صبر است. چه بسيار مشكلات هستند كه با صبوري حل ميشوند اما به علت تقويت نشدن آن در وجود انسانها و شتابزدگي و تصميمات عجولانه، مشكلات در هم پيچيده و به طور عجيبي گره ميخورند.
گذر زمان در اغلب مواقع مانع از رشد مشكلات خواهد شد و آن نشاندهنده توانايي صبوري در انسانهاست چراكه بسياري از موارد در زمان خود روشن ميشوند. مانند بعضي از اختلافهاي همسران كه با صبر و تحمل به حداقل ميرسد.
توجه به مهارت صبر در زندگي را از همان دوران كودكي بايد بياموزيم چراكه در روش زندگي ما تأثيرگذار و شايسته است. مهارت صبر در زندگي يعني آرامش را براي خود و ديگران به ارمغان آوردن و زندگي پرباري را تجربه كردن.
*كارشناس ارشد ارتباطات