کد خبر: 836566
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۱:۵۹
شمال برف، جنوب و غرب گرد و غبار، شرق سيل؛ مديريت بد بحران
گرد و غبار، سيل، آتش‌سوزي جنگل‌ها، آوار پلاسكو و حالا هم برف و بوران در 25 استان كشور با وجود هشدار‌ها باز هم خسارت‌هاي جاني و مالي بسياري را بر جا گذاشت.
بيژن يانچشمه
گرد و غبار، سيل، آتش‌سوزي جنگل‌ها، آوار پلاسكو و حالا هم برف و بوران در 25 استان كشور با وجود هشدار‌ها باز هم خسارت‌هاي جاني و مالي بسياري را بر جا گذاشت. تجربه‌ها از بحران‌هايي از اين دست در كشور ما در كنار نبود ساختار مديريت بحران‌، كانون‌هاي بحران‌هاي طبيعي و غير‌مترقبه كشور را به پاشنه آشيل كشور تبديل كرده است تا اعتبارات در بحران‌ها هزينه شود نه براي پيشگيري. بر اين اساس مي‌توان گفت كه ساختار مديريت بحران در كشور ما در بسياري از لايه‌هاي مديريتي تشريفاتي است، به گونه‌اي كه اولويت‌ها در بحران‌ها ديده نمي‌شود و اين نگاه‌هاي سليقه‌اي بر ميزان خسارت‌ها در همه ابعاد مي‌افزايد. برف و بوران در استان‌هاي شمالي كشور علاوه بر گير‌افتادن صد‌ها خودرو در مسير كوهستاني و برف گير به دليل ريزش بهمن تاكنون سه كشته و چندين تن مجروح و ميليون‌ها خسارت برجا داشته است.

 تغييرات اقليمي و درست مصرف نكردن منابع آبي، سبب شده است كمبود آب در حوضه‌هاي آبريز در چند سال اخير از يكسو نگراني‌هاي زيادي را ايجاد كند و از سوي ديگر بارش رحمت الهي به صورت برف و باران به دليل آماده و عملياتي نبودن ساختار مديريت بحران در كشور در كنار شادماني با خسارت‌هاي زيادي جاني و مالي همراه گردد.
 
آمار‌ها زير بحران‌ها مفقود مي‌شود
در پيشگيري از بحران‌ها و حوادث تاكنون حرفي براي گفتن در هيچ بخشي نداشته‌ايم و با وجود دستگاه‌ها و مراكز مختلف كه وظايفي در اين بخش دارند بازهم حوادث و بحران‌ها بعضاً با شدت بيشتري مسئولان را غافلگير مي‌كند، به گونه‌اي كه بايد گفت عادت كرده‌ايم رفتار‌هاي نامناسب را فقط مشق كنيم. هيچ‌گاه از حوادث درس عبرت نگرفته و هميشه با حوادثي كه ماهيت تكراري دارند برخورد‌هاي بدون تجربه‌اي را اعمال مي‌كنيم كه اين امر به افزايش حاشيه‌سازي و خسارت‌ها منجر مي‌شود.

به طور مثال در حوادث و بحران‌ها اطلاعات آماري به دليل نبود ساختار و چار چوب مناسب و تعريف شده از هر شخص و كانالي اعلام مي‌شود كه اين موضوع مزيد بر علت و خود به بحران جديدي تبديل مي‌شود كه حادثه و بحران اولي و اصلي را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد و بعضاً اقدامات صورت گرفته يا درحال انجام را به مسير انحرافي مي‌كشاند.   در سيل سيستان و بلوچستان يا حوادث مشابه همچون برف و بوران در استان‌هاي شمالي كشور باز هم كنترل آمار و فرماندهي اطلاعات به‌رغم اطلاع‌رساني از سوي دستگاه‌هاي مربوط به حاشيه كشيده شد و شايعه‌ها جايگزين واقعيت‌ها شد. با گشتي در آمار‌هاي اعلامي و خبر‌ها در شبكه‌هاي مجازي اين موضوع بسيار مشهود است. بر اين اساس در حادثه برف و بوران در حالي كه دو استان گيلان و مازندران، با سخت‌ترين وضعيت روبه‌رو هستند و گاز و برق آنها قطع شده است، وزارت كشور آمار استان‌هاي درگير را 18 استان عنوان كرده اما رئيس سازمان امداد و نجات كشور از وقوع برف و كولاك در 25 استان كشور خبر داده است !
 
حضور نداشتن در صحنه بحران و انتشار آمار‌هاي غير‌رسمي
ريزش بهمن و كوه در مسير‌هاي عبوري و گير افتادن خودرو‌ها در راه بندان و اتمام سوخت بر نگراني‌ها مي‌افزايد.
عمليات امدادرساني به دليل كولاك شديد و لغزندگي جاده‌ها به كندي انجام مي‌شود اما سرعت باد در برخي شهرهاي كشور به هفت متر بر ثانيه رسيده است و عبور و مرور را براي مردمي كه از شرايط جوي اين استان‌ها بي‌خبر يا مجبور به تردد در اين مسيرها بودند، دشوار كرده است.
 بر اين اساس به دليل وقوع حوادث پيش آمده و حضور نداشتن و رصد نكردن حوادث از سوي ساختار مديريت بحران، همچون مسئولان مديريت بحران در رده‌هاي بالايي شايعه‌سازي افزايش يافته و خبر‌هاي غير‌رسمي در فضا‌هاي خبري منتشر مي‌شود. در حقيقت اولويت دادن به حادثه و حضور و رصد فعاليت‌ها مي‌تواند به كار و عمليات امداد‌رساني سامان بخشد و از حاشيه‌ساز‌ي‌هاي مخرب بكاهد.
 بايد توجه داشت كه در حوادث اينچنيني به دليل ماهيت امداد‌رساني مي‌توان از عمق فاجعه‌ها در زمان طلايي كاست، چراكه مرز اطلاع‌رساني صحيح و شايعه بسيار باريك است و كم كاري از يكسو به تقويت بعد شايعه كمك خواهد كرد.
 
چوب آماده نبودن را مي‌خوريم
هرساله بر اثر افزايش ناگهاني شدت بارش‌ها‌، حوادثي از اين دست پيش مي‌آيد و اقدامات پيشگيرانه نيز بايد در نظر گرفته شود ولي به دليل آماده نبودن و اولويت ندادن به پيشگيري‌ها همچون رفع خطر‌ها و بحران‌هاي احتمالي خسارت‌هاي زيادي به كشور و اقشار بي‌دفاع تحميل مي‌شود. به عنوان مثال در بحث خريد هواپيما مي‌توان اولويت را به تكميل و كاهش حوادث جاده‌اي و بحران‌هاي پيش رو همچون ايمن‌سازي جاده و تحت كنترل در آوردن سيلاب‌ها اختصاص داد تا كمتر دچار خسارت‌هاي جاني و مالي شويم.

متأسفانه بايد گفت دولت و حتي دولت‌ها سررشته‌هاي پيشگيري در كشور را فداي برنامه‌هاي سياسي و حتي انتخاباتي كرده‌اند و به انتقاد‌ها هم بي‌توجهي مي‌كنند. همين موضوعات سبب مي‌شود مسائل و مشكلات در سال‌هاي متمادي روي هم انباشته شود و به كلاف در هم تنيده‌اي تبديل شود كه باز كردن آن هزينه بر خواند بود.
 
كم رنگ شدن مسئوليت‌پذيري در ساختار مديريت بحران
اينكه گفته مي‌شود مديريت بحران مديريت لوكس نيست سخن بجايي است، چراكه نگاه مسئوليت‌‌پذيري در بحران‌ها كمتر ديده شده تا آنجايي كه عده‌اي از مديران در بخش‌هاي ساختار معيوب مديريت بحران كوچك‌ترين مسئوليتي بر عهده نمي‌گيرند‌. همين امر رفته رفته به يك عادت بد و لم مديريتي تبديل شده است كه كسي پاسخگوي مسئوليت خود نباشد.
 به هرحال بايد پذيرفت مديريت بحران بخشي از مديريت كشور به حساب مي‌آيد كه توفيف در اين بخش در شرايط حاضر كشور كه هر لحظه آبستن حادثه‌اي است مديريت صحيح را مي‌طلبد‌. مديريتي كه مي‌تواند كشور را به جلو ببرد نه اينكه با خسارت‌هاي سنگين در جا بزند يا به عقب سوق دهد. به هر حال پاسخگو بودن از شاخص‌هاي مديريت كلان كشور است كه نبايد ناديده گرفته شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار