
به گزارش خبرنگار ما، جلسه رسيدگي به پرونده در شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران برگزار شد. ابتداي جلسه نماينده دادستان در شرح كيفرخواست گفت: متهم 35 ساله که جمال نام دارد، 24 اسفند ماه سال 93 به اتهام قتل همسرش بازداشت شد. جمال گفت: از چند سال قبل و بعد از تولد فرزندم به رفتار همسرم مظنون شدم. وقتي در اين باره تحقيق كردم، متوجه شدم كه با افراد غريبه ارتباط دارد. ماجرا را با خانوادهاش در ميان گذاشتم و آنها هم حرفم را تأييد كردند. روزحادثه سر اين موضوع مشاجره كرديم و ناخواسته دستم را بر گلويش گذاشتم و فشار دادم تا اينكه فوت شد. بعد هم جسدش را از شهر خارج كردم، اما سرانجام بازداشت شدم.
نماينده دادستان متهم را گناهكار دانست و برايش درخواست مجازات قانوني كرد. بعد از آنكه اولياي دم درخواست قصاص كردند جمال در جايگاه قرار گرفت و گفت: چند سال قبل با ليلا آشنا شدم و با هم ازدوا ج كرديم. بعد از تولد بچهمان بود كه براي تأمين هزينه زندگي مجبور شدم در يك آژانس اتومبيل كار كنم. همسرم، اما با دوستانش به مهماني ميرفت. هرچه مخالفت میكردم، فايده نداشت. وقتي مهمانيهايش زياد شد، متوجه شدم كه به مصرف شيشه هم اعتياد پيدا كرده است. بعد هم به رفتارش مظنون شدم. در خانه مدام با تلفن همراهش مشغول بود. روز حادثه سر اين موضوع مشاجره كرديم. او شروع به فرياد كشيدن كرد و گفت كه آبروي من را ميبرد. دستم را جلوي دهانش گذاشتم تا ساكت شود، اما بيحال شد و بعد جان خودش را از دست داد. خيلي ترسيده بودم براي همين او را با ماشينم به بيابانهاي دماوند بردم و رها كردم.
متهم در آخرين دفاع گفت: قصد كشتن ليلا را نداشتم. نميخواستم به رابطه با دوستانش و اعتيادش ادامه دهد. ميخواستم براي من، همسر و براي پسرم مادر باشد، اما ليلا هيچ كدام از اين وظايف را انجام نميداد. او دوستانش را به ما ترجيح ميداد. بعد از آنكه به زندان افتادم، پسرم را به خواهرم سپردم تا از او نگهداري كند، اما او استطاعت مالي ندارد و پسر 12 سالهام را به بهزيستي برده است. خواهر همسرم نيز به رفتارهاي ليلا اعتراف كرده است آنها ميدانند كه ليلا بيتقصير نبوده است به همين دليل از اولياي دم و دادگاه ميخواهم مرا ببخشند تا پسرم تنها نماند.
در آخر هيئت قضايي بعد از آخرين دفاع وارد شور شد.