
مردي به نام علي بن فاضل مازندراني در سال 699ق، تقريباً 700 سال پيش ادعا كرد به جزيرهاي رفتم كه حضرت وليعصر(عج)، ياران و فرزندانش در آنجا سكونت دارند و نام آن جزيره خضراست. وي چگونگي مسافرت خود به اين جزيره و ماجراهايي را كه با آن روبهرو شده است، براي شخصي به نام فضل به يحيي طيبي كوفي شرح داده است.
در فصل اول اين كتاب از جزء جزء ماجراهاي سفر قهرمان اصلي داستان يعني علي بن فاضل مازندراني باخبر خواهيد شد.
اين داستان از 700 سال پيش تاكنون در برخي از كتابهاي عالمان مسلمان آورده شده است. از همان زمان تا به حال ديدگاههاي دانشمندان اسلامي در باره آن متفاوت بوده است. دستهاي به ديده ترديد بدان نگريسته و عدهاي هم به صورت يقيني پذيرفته و كثيري از آنان نيز از اساس آن را دروغ و افسانه دانستهاند. چندي است دو ادعاي جديد ديگر هم بر آن ادعاي قديمي اضافه شده است:
1ـ بر اساس بعضي از نشانهها، احتمالاً جزيره خضرايي را كه علي بن فاضل مازندراني حدود 700 سال پيش به آن سفر كرده، همان منطقه وحشتناك مثلث برمودا، واقع در اقيانوس اطلس است كه امروزه خبرگزاريها، روزنامهها و مجلهها از آن سخن ميگويند.
2ـ بشقابپرندهها ـ كه چند سالي است براي بشر به صورت امر مجهولي در آمده ـ احتمالاً در اختيار ساكنان جزيره خضرا، يعني امام زمان(عج)، ياران و فرزندانش است. اين دو ادعا را آقاي ناجي نجار در كتاب «الجزيره الخضراء و قضيه مثلث برمودا» آورده و آقاي علياكبر مهديپور هم آن را به فارسي برگردانده است. همه مطالب كتاب آقاي ناجي نجار، فقط همين دو ادعاست، به اضافه ادعاي قديمي علي بن فاضل مازندراني و ديگر هيچ.
كاري كه در اثر مورد معرفي انجام دادهايم اين است:
1ـ اصل داستان جزيره خضرا را بر اساس كهنترين منابع و بدون هيچ كم و زيادي آوردهايم. با مطالعه اين قسمت از ادعاي علي بن فاضل مازندراني در مسافرت به جزيره خضرا آگاه ميشويم.
2ـ دو ادعاي آقاي ناجي نجار را در خصوص اينكه مثلث برمودا همان جزيره خضراست و نيز صاحبان بشقابپرندهها ساكنان اين جزيرهاند، بر اساس نوشته خود وي و برگرفته از ترجمه فارسي آن عيناً آوردهايم.
اين كار بدين منظور انجام گرفت كه خوانندگان در فضاي نقدها قرار بگيرند، چون اگر كسي اصل ادعاها را نداند، هنگام مطالعه نقد و بررسيها حيران و سرگردان خواهد شد. با مطالعه اين سه ادعا نيازي به هيچ كتاب تازه و قديمي راجع به جزيره خضرا و تطبيق آن بر مثلث برمودا نخواهد داشت، چون هر چه در كتابهاي ديگر هست، بهطور گويا در اينجا آمده است.
3ـ در قسمت ديگر نقد عالمان و دانشمندان اسلامي معاصر را بر اصل داستان و اينكه اساساً روايت جزيره خضرا درست است يا خير و نيز مسئله تطبيق جزيره را بر مثلث از منابع فارسي و عربي نقل و ترجمه كردهايم. ما در ترجمه و نقل نظريات انتقادي اين دانشمندان هيچگونه دخل و تصرفي نكردهايم، بلكه عيناً آنها را آوردهايم.
هنگامي كه مشغول ترجمه و گردآوري اين اثر بودم، برخي ميگفتند اگر به اين داستان انتقادي وارد است و كار آقاي ناجي نجار و مهديپور اشكال دارد، پس چرا برخي از علما آن را تأييد كردهاند؟ فيالمثل مرجع تقليد حضرت آيتالله مرعشي نجفي بر آن تقريظ نوشته و از آن تعريف و تمجيد كردهاند. در پاسخ ميگفتم علماي پيشين ما كه در باره جزيره خضرا سخن گفتهاند بهگونهاي به بياعتباري آن هم اشاره كردهاند. مثلاً علامه مجلسي ـ كه بيشتر علماي ما اين داستان را از كتاب ايشان نقل كردهاند ـ خود در بحار، جلد 52 در آغاز اين داستان ميفرمايد:«چون اين داستان را در كتابهاي معتبر نديده، لذا آن را در باب جداگانهاي آوردهام.» و ديگر اينكه عزيزاني هم كه آن كتاب را تأييد كردهاند، بايد در سخنانشان انديشيد كه دلايل آن چيست؟ فيالمثل تقريظ مرحوم آيتالله مرعشي نجفي را از نظر ميگذرانيم كه ايشان مرقوم فرمودهاند:«... حجتالاسلام شيخ علياكبر مهديپور تبريزي، كتاب جزيره خضرا را به رشته تحرير در آورده و بر اساس شواهد و قرائن موجود انطباق جزيره خضرا را با مثلث برمودا بيان كرده و در تنظيم اين نوشتار تلاش فراوان كرده و زحمات طاقتفرسايي را متحمل شده كه بحمدالله كتاب ارزندهاي پديدار شده كه در موضوع خود ممتاز و پيشتاز است. صفحاتي چند از اين كتاب را برايم خواند و استماع كردم و چنين يافتم كه گفتم.»
در سخنان ايشان اين نكات قابل بررسي است: الف ـ به رشته تحرير در آوردن كتاب و تطبيق جزيره خضرا بر مثلث برمودا كار آقاي مهديپور نيست، بلكه آقاي ناجي نجار آن را انجام داده و آقاي مهديپور فقط مترجم آن است.
ب ـ آن بزرگوار همه كتاب را كه نديده بودند، بلكه چند صفحهاي از آن را خود آقاي مهديپور براي ايشان خوانده است.
امروزه همه ميدانند عصر اينگونه تقريظنويسي به سر آمده و به تجربه هم ثابت شده كه گاهي كتابي تأييد شده و پس از آن اشتباهاتش برملا شده است. برخي سوزمندانه ميپرسند انگيزه ترجمه و گردآوري نظريات دانشمندان در اين باره چيست؟ بر فرض دانستيم جزيره خضرا افسانه است يا واقعيت؟ چه سودي دارد؟ در پاسخ بايد بگوييم انگيزه ما در ترجمه و گردآوري نظريات برخي از علماي اسلامي در خصوص روايت خضرا اين بود كه نشان دهيم عالمان و انديشمندان اسلامي در برابر جعلياتي كه با دسيسه دشمنان اسلام يا در دوره حاكميت جمود و تحجر اخباريان به وجود آمده است و در كتابهاي روايي نفوذ يافته بياعتنا نبوده و هميشه تلاش كردهاند چهره دين و مذهب را از خرافات بزدايند. بالاخره در قصه جزيره خضرا هم مطالبي هست كه فضل بن يحيي از علي بن فاضل و او هم از سيد شمسالدين و بالاخره سيد شمسالدين هم از حضرت حجت(عج) آنها را نقل ميكند. روشن است كه چون اين راويان آن مطالب را به امام زمان(عج) نسبت دادهاند، جنبه روايت و حديث پيدا كرده است. اين روايت در برخي از كتابهاي حديثي ما هم آمده است. پس بايد موضع خود را در برابر درستي يا نادرستي آن مشخص كنيم. اين نقد و بررسي احاديث شيوهاي است كه از روزگاران پيشين تا به امروز در حوزههاي علميه رواج داشته است و دارد و تازه اينكه ما به رواج و چنين احاديثي دامن نزدهايم، بلكه در چند سال اخير كساني به انگيزههاي مختلف از اعتقادات پاك مردم نسبت به امام زمان(عج) سوء استفاده كردند و چنين داستاني را از كتابهاي روايي بيرون كشيده و با حذف و تحريفهايي در آن به يك بازي كودكانه دست زدهاند. تأسفبارتر اينكه بر اين داستان جعلي پيرايههاي ديگري از مثلث برمودا و حكايت بشقابپرندهها بستند و سوگخندي را به وجود آوردند كه در اين دوران سابقه نداشته است. اين كار آنها اكنون در دست مردم است، مردمي كه از يك سو در نقد و بررسي احاديث دستي ندارند و از سوي ديگر با محكمات اعتقادي و معلومات بديهي و اوليه مذهبي خويش به اين نتيجه رسيدهاند كه محتواي اين داستان از واقعيتهاي مذهب به دور است، ولي با اين حال در انتظار تأييدي از سوي عالمان متخصصند. از اينرو لازم ديديم چنين نقدهايي در يك مجموعه به دست آنها برسد.
اميد است اين كار مورد قبول خداوند متعال واقع شود و در تنوير افكار مؤثر افتد و حضرت وليعصر(عج) را خشنود سازد.