شمارگان متوسط كتاب در سه ماه نخست امسال به مرز هزار و 500 نسخه رسيد كه پايينترين شمارگان در سالهاي گذشته است، از طرفي در همين مدت شاهد كاهش 6 ميليون نسخهاي و افت 2 هزار عنواني در انتشار كتاب در كشور هستيم كه نشان ميدهد بازار نشر در سال جديد ركود و سقوطي كمسابقه داشته است. اينكه وضع كتاب و كتابخواني در كشور ما چندان شرايط خوبي ندارد، حرف تازهاي نيست، اما اگر بدانيد كه آمارها ميگويند در سه ماه نخست امسال ركود و سقوطي وحشتناك در انتشار كتاب رخ داده است، ديگر باورتان خواهد شد كه نفسهاي يار مهربان واقعاً به شماره افتاده است. براساس آماري كه خانه كتاب داده است، در آمارهاي نشر سال 95 هيچ روزنه اميدي به چشم نميخورد.
شمارگان كل كتاب در سه ماه نخست سال 95 به عدد 22ميليون و 264 هزار نسخه رسيده است كه در مقايسه با مدت مشابه در سال گذشته بيش از 6 ميليون نسخه كاهش یافته است، اما شمارگان متوسط كتاب كه به عنوان يكي از مهمترين آمارها و شاخصها براي ميزان مطالعه و اقبال مردم به كتاب همواره مورد استناد قرار گرفته است، به پايينترين سطح خود در سالهاي گذشته رسيد. عدد هزار و 579 شمارگان متوسط كتاب در سه ماه نخست امسال بوده است، اگرچه در برخي حوزهها، آمارهاي خانه كتاب گواهي ميكند كه تعداد شمارگان حتي به زير هزار نسخه رسيده است. تعداد عناوين منتشر شده هم يكي ديگر از شاخصهاي مهم ارزيابي وضعيت نشر در كشور است و اين شاخص كه معمولاً در سالهاي گذشته روندي رو به رشد داشت، امسال به يكباره كاهشي بيش از 2 هزار نسخه داشته است، تعداد كل كتابهاي منتشر شده در سه ماه نخست سال 95 عدد 14هزار و 222 را نشان ميدهد كه در همين مدت مشابه در سال گذشته بيش از 16هزار كتاب منتشر شده بود.
تحليل كارشناساناما اين اتفاق ريشه در چه مسائلي دارد؛ مهدي شادكام كه مديريت نشر ادبي اقليما را بر عهده دارد و از طرفي خودش نيز به عنوان مؤلف از چهرههاي شناخته شده به حساب ميآيد، معتقد است چنين روندي را در دو مسئله بايد مورد بررسي قرار داد، نخست آنكه هزينههاي بالاي چاپ كتاب در ايران و نبود مخاطب بالقوه و بالفعل باعث ميشود تيراژ كتاب در ايران روز به روز كاهش پيدا كند. او ميگويد: از يك سو ناشر با تحمل هزينههاي بالا كتابي را منتشر ميكند، ولي چون مخاطبي بهطور ثابت براي كتاب وجود ندارد، اين كتاب عملاً به سودآوري نميرسد. از سوي ديگر پروسه پخش كتاب وجود دارد كه بهصورت مافيايي هر كتابي را در پروسه پخش قرار نميدهد و با برخورد گزينشي عملاً مانع از ورود كتابهاي انتشار يافته يك نشر در سيستم پخش و نهايتاً رسيدن به دست مخاطب ميشود، در اين صورت ناشر يا مجبور است تيراژ كتاب را كم كند يا نهايتاً اقدام به تأسيس فروشگاهي كند كه حداقل خودش بهطور مستقل و مستقيم كتابهايش را به دست مخاطب برساند كه مستلزم هزينههاي بالايي براي نشر است و هم ايجاد آن در سرتاسر كشور ممكن نيست.