نهضت اسلامي ايران در اعتراض به سياستهاي ضد اسلامي رژيم شاهنشاهي از سال 1341 آغاز شد. در روزهاي آغازين اين نهضت لحن اصلاحطلبانهاي داشت، بهطوري كه حضرت امام در سخنرانيهاي اعتراضآميز خود عليه شاه وي را نصيحت ميكرد كه از نگاه به بيگانگان ـ امريكا و اسرائيل ـ دست بردارد، اما اصرار شاه بر سياستهاي امريكايي خود باعث شد نهضت اسلامي وارد فاز براندازي شود و از سال 1343 تا سال 1356 مبارزات گسترده فرهنگي و سياسي در جهت زمينهسازي فكري و فرهنگي براندازي رژيم شاهنشاهي صورت گرفت. شهيد مطهري يكي از شخصيتهاي برجستهاي بود كه پيوسته در دورانهايي كه ذكر شد حاضر بود. مطالعه نقش ايشان در هر يك از اين مراحل موضوع اين نوشتار است. آنچه موجب شد چنين اثري خلق شود اين بود كه فعاليتهاي گسترده و مؤثر فكري استاد در دوران پيش از انقلاب باعث شده بود بعد عملياتي ايشان در مبارزات سياسي مغفول بماند و صاحبنظران همواره و همه جا از ايشان به عنوان ايدئولوگ و متفكر ياد كنند. در اين بحث تلاش خواهد شد به سؤالات اصلي و فرعي زير پاسخ داده شود:
سؤال اصليشهيد مطهري در انقلاب اسلامي ايران چه نقشي ايفا كرده است؟
سؤالات فرعي
1ـ استاد در حوادث سالهاي 41 تا 43 چه نقشي داشته است؟
2ـ استاد در حوادث سالهاي 43 تا 56 چه نقشي را ايفا كرده است؟
3ـ استاد در حوادث سالهاي 56 و 57 چه نقشي داشته است؟
4ـ نقش ايشان از زمان پيروزي انقلاب تا شهادت چه بوده است؟
فرضيههاشهيد مطهري در مقطع 43-41 يكي از جهتدهندگان اصلي مبارزه عليه رژيم شاه بود، عملكرد وي در اين سالها به شرح زير است:
الف: قبل از دستگيري حضرت امام به صورت رابط بين تهران و قم
ب: در دوره دستگيري، زندان و تحت نظر بودن حضرت امام، رهبري پنهان مبارزه
ج: تلاش براي هماهنگسازي مراجع در دوره آزادي حضرت امام
فعاليتهاي وي در سالهاي 56-43 در پوشش فرهنگي و سياسي بدين شرح است:
الف: مبارزه با ناسيوناليسم فرهنگي و باستانگرايي رژيم
ب: شناسايي و معرفي جريان التقاط
ج: مقابله با جريان روشنفكري ديني (چپگرا) با هدف نابودي نظريه اسلام منهاي روحانيت
د: فرماندهي و هدايت مبارزات ضد رژيم
فرضيههاي رقيبالف: شهيد مطهري چهرهاي فرهنگي بود و نقش اساسي در انقلاب اسلامي نداشت. ب: شهيد مطهري ابتدا چهره فرهنگي بود و در ايام نزديك به پيروزي انقلاب به چهره سياسي تبديل شد. درباره سابقه پژوهشي اين موضوع بايد متذكر شد كه راجع به فعاليتهاي سياسي استاد و نقش ايشان در انقلاب اسلامي هيچ كار جامعي صورت نگرفته است. به همين خاطر بعد سياسي فعاليتهاي ايشان مغفول مانده است و از اين رو انجام دادن چنين تحقيقي ضروري مينمايد. همچنين هدف از نگارش اين رساله روشن شدن كاركرد شهيد مطهري و نقش ايشان در مراحل مختلف نهضت اسلامي است. با توجه به اينكه شهيد مطهري از شخصيتهاي برجسته انقلاب هستند، لذا بررسي زواياي زندگي سياسي ايشان به فهم بيشتر تحولات انقلاب كمك خواهد كرد. شايان ذكر است در اين نوشتار رفتار سياسي استاد در فرآيند تاريخي انقلاب اسلامي بررسي ميشود و به انديشه سياسي استاد در اين پژوهش پرداخته نخواهد شد. يكي از مسائل مهمي كه در اين كتاب مطرح شده، مبارزه استاد با التقاط است. براي روشن شدن مفهوم التقاط توضيحاتي لازم است. التقاط از ريشه لقط به معني برچيدن و برگرفتن ميآيد. واژه التقاط به لحاظ لغوي به معني گرفتن و دريافت کردن است. در بحثهاي فكري التقاط به معني ممزوج كردن افكار با مباني ناسازگار است. يعني دو انديشه كه ظاهري شبيه به هم دارند بدون توجه به مباني كاملاً متفاوت آنها در كنار يكديگر قرار بگيرند.