
چندي قبل بود كه زن جواني مأموران پليس شهرستان ملاير را از ماجراي ناپديد شدن ناگهاني شوهرش با خبر كرد. او گفت شوهر 40 سالهام كه ناصر نام دارد، كشاورز است. روز قبل مثل هميشه خانه را براي رفتن به مزرعه ترك كرد، اما ديگر برنگشت. عصر كه با گوشي تلفن همراهش تماس گرفتم، خاموش بود. بعد به خانه دوستان و بستگان تماس گرفتم، اما كسي از شوهرم خبر نداشت. احتمال دادم تا شب به خانه برگردد، اما تا امروز از او خبري نشد به خاطر همين تصميم گرفتم از پليس درخواست كمك كنم.
با طرح شكايت، تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي تجسس براي يافتن مرد ميانسال را آغاز كردند، اما هيچ ردي از او پيدا نكردند. تحقيقات دراين باره ادامه داشت تا اينكه مرد چوپاني به پليس خبر داد، جسد مرد ناشناسي را داخل مزرعهاي در يكي از روستاهاي اطراف شهر كشف كرده است. مأموران پليس خيلي زود در محل حاضر و متوجه شدند كه مرد ميانسال با اصابت گلوله كشته شده است.
از آنجا كه مشخصات جسد با مرد كشاورز مطابقت داشت، خانواده او با حضور در پزشكي قانوني وي را شناسايي كردند. بعد از شناسايي هويت مقتول، پرونده با موضوع قتل عمد تشكيل شد و تحقيقات براي شناسايي عامل يا عاملان حادثه به جريان افتاد.
در شاخه ديگري از بررسيها مشخص شد كه مرد كشاورز آخرين بار با يكي از دوستانش كه عماد نام داشت، تماس داشته است. بعد از بررسي تماسهاي مقتول بود كه عماد به عنوان مظنون بازداشت و تحقيق شد. هر چند عماد مدعي بود كه از ماجراي ناپديد شدن ناصر خبر ندارد اما در بازجوييهاي تخصصي به قتل اقرار كرد. او گفت من و ناصر از دوستان قديمي بوديم. مدتي قبل بود كه به خاطر موضوعي جزئي با هم اختلاف پيدا كرديم و بعد كينه او را به دل گرفتم. همين كينه سبب شد تا تصميم به انتقام از او بگيرم. روز حادثه به بهانه گردش در يكي از روستاهاي شهر ناصر را به كشتزار كشاندم. آنجا بود كه در فرصت مناسب با اسلحه شكاري به طرفش شليك كردم كه كشته شد. وقتي از مرگ او مطمئن شدم، محل را ترك كردم و فكر نميكردم كه گرفتار پليس شوم.
سرهنگ رضا زارعي، رئيس پليس آگاهي استان همدان گفت: متهم در بازجوييهاي بيشتر به جرمش اقرار كرده است و تحقيقات بيشتر در جريان است.