پرخاشگري نوعي رفتار در فرد است و ميتواند اكتسابي و آموخته شده باشد يعني اين امكان ميرود كه كودكان در اثر مشاهده انجام آن توسط والدين و ديگران و حتي غريبهها اين رفتار را ياد گرفته باشند چه بسا وقتي كودكي ببيند شخص مورد نظر شما كه از او الگوبرداري كرده است با پرخاشگري به خواستههايش رسيده است يا اينكه هر چيزي كه خواسته است از راه خشم و پريدن به اين و آن به دست آورده است ناخودآگاه او هم اين رفتار را پيشه خود ميكند و از او سر مشق ميگيرد و خشم و پرخاشگري را راهي براي دستيابي به خواستههايش ميداند و ميبيند. بنابراين پدر و مادر بايد در حضور كودك از بحث و مشاجره بپرهيزند.
پرخاشگري چيست؟ پرخاشگري رفتاري است كاملاً هيجاني كه شخص در مقابل احساسهاي عاطفي ناخوشايند از خود بروز ميدهد. لذا پرخاشگري رفتاري هدفمند است كه همين امر تشخيص رفتارهاي پرخاشگرانه را از رفتارهايي كه عملكردهاي يكسان و نتايج مشتركي با پرخاشگري دارند ميسر ميكند. بهطور مثال اگر كودكي يا حتي شخصي كه بالغ و عاقل است كتاب دوستش را پاره كند (البته ناخواسته) با شخص يا كودك ديگري كه از روي عمد و قصد و براي آسيب رساندن به شخص مورد نظر يا براي تخليه هيجاني خود اين كار را كرده باشد متفاوت است. بنابراين وجود نيت و هدف در رفتارهاي تند و خشن نشانگر و نمايانگر پرخاشگري است نه دستاورد يك رفتار. پرخاشگري ميتواند يكي از بارزترين واكنشهاي يك كودك نسبت به ناراحتيها و غمها و ناكاميها و در خودماندگيها باشد كه جزو رفتارهاي مبارزهجويانه كودك به شمار ميرود يعني اينكه وقتي كودك ميخواهد با والدين بر سر موضوعي جنبه مبارزه به خود بگيرد از رفتار پرخاشگرانه استفاده ميكند كه اين عمل و عكسالعمل بهوجود آمده از تعامل و داد و ستد پيچيده بين وضعيت محيط اطراف و تغييرات و دگرگونيها عوامل ديگري از جمله وضعيت جسمي و فرهنگي و اجتماعي كودك است كه موجب بروز و پيدايش رفتارهاي خصمانه و تهاجمي در كودك ميشود. در نتيجه كودك با آسيب زدن و آزار رساندن به ديگران خود را آرام ميكند. البته ناگفته نماند كه در بعضي مواقع بروز و پديدار شدن رفتارهاي پرخاشگرانه از سوي كودك ميتواند وسيلهاي كاملاً دفاعي براي او باشد جهت جلوگيري از وارد آمدن آسيب.
پرخاشگري كودك را بشناسيد والدين بايد اين نكته را بدانند كه كودك پرخاشگر به مرور از جامعه دور شده و به انزوا كشيده ميشود و در نهايت گوشهگير ميشود، چراكه هميشه خواستههايش را هر چند معقول و عقلاني از راه پرخاشگري به دست ميآورد. در بعضي مواقع مخصوصاً در مدارس و در بين بچههاي مقطع دبستان ديده ميشود كه وقتي كودك دست به پرخاشگري ميزند و كودك ديگري كه شايد همسن و سال خودش نباشد را مورد تهاجم قرار ميدهد، به مرور زمان از رفتار خود بدش ميآيد چون اين رفتار در وجود بچه شكل نگرفته است و تبديل به عادت روزمره شده است. حتي در بعضي موارد كودك از رفتار خود خسته ميشود چراكه آدمي هميشه و به طور ذاتي و فطري با آرامش و امنيت موافق است. ممكن است كودكي در مدرسه دوست خود را زده و مورد اذيت و آزار خود قرار داده است وقتي با هر دو كودك صحبت ميشود آنان در اكثر مواقع از رفتارهاي خود پشيمان ميشوند و خيلي زود از هم معذرتخواهي ميكنند اما وقتي پاي والدين به اين جريان باز ميشود آنها عوض اينكه آتش خشم بچهها را خاموش كنند بيشتر آن را شعلهورتر مينمايند و حتي راهكار هم به كودك خود ميدهند كه تو هم او را ميزدي !
در اينجا بايد گفت كه پدر و مادرها بايد با درايت و سعه صدر كودك خود را توجيه نمايند و فرزندان را از عواقب اين كار زشت باخبر سازند چراكه آدمي هميشه خواهان رفاه و آسايش است و دوست دارد كه با همنوع خود به بهترين روش و راه و رسم زندگي كند. اگر كودكي در سنين دبستان با كودكان ديگر سر ناسازگاري بگذارد و كودكان ديگر را مورد اذيت و آزار خود قرار دهد و جلوي او گرفته نشود به ناچار در بزرگسالي به فردي كاملاً پرخاشگر و عصبي تبديل ميشود كه حتي با همسر و فرزند خود هم نميتواند كنار بيايد پس بياييد زمينه را طوري فراهم نماييد كه فرزندتان از رفتار اشتباه خود پشيمان شود.
هر پرخاشگري پرخاشگر نيست! بهوجود آمدن پرخاشگري و ابراز پرخاشگري بر اساس شدت رفتار و تنوع آن است بهطوري كه اگر فردي پرخاشگري ميكند زود نبايد قضاوت نادرستي كرد بلكه بايد تمام جنبهها و زمينهها را در نظر گرفت شايد اين پرخاشگري ريشه در گذشتهاي دور داشته باشد و حالا خود را نمايان كرده است و با مطالعه دقيق دورهاي از زندگي هر فرد و شايد هم دورههايي پيدرپي از زندگي و رفتارهاي قبلي او ميتوان به واقعيت رسيد. البته ناگفته نماند كه هر شخصي در روند رشد اجتماعي خود به علت متنوع بودن در ارتباطات با ديگران و تعامل داشتن با اشخاص ديگر و به دليل وجود ناكاميها و شكستها و عدم دستيابي به خواسته خود و اهدافش ناخودآگاه دچار پرخاشگري ميشود. بهتر است بدانيم كه ريشه بسياري از عادتها و خويهاي پرخاشگرانه مربوط به دوران كودكي ما به ويژه در حدود سه سالگي به بعد است. چراكه در آن برهه از زمان كودكان، بيشتر از ديگران و افراد بزرگتر تقليد ميكنند و چه بسا اگر دور و اطراف كودكمان افرادي پرخاشگر و عصبي باشند به ناچار كودك هم پر خاشگري را ياد گرفته و آن را سرلوحه كار خود قرار ميدهد و در اين انديشه است كه همه چيز را ميتوان با پر خاشگري به دست آورد. چه بسا كه پرخاشگري ممكن است در درون بچه شكل بگيرد و درونريز شود و حتي موجب آسيب زدن به خود يا به شخص ديگر يا حتي موجب ناراحتي اطرافيان شود.
پرخاشگري نسبت به خود در پرخاشگري نسبت به خود كودك چون خشم و پرخاشگري را در وجود خود نهادينه كرده است موجب بروز مشكلات عديدهاي نسبت به خود شده است كه اين ميتواند در طولانيمدت به بروز رفتارهاي غيرعادي منجر شود. در بعضي موارد فردي كه پرخاشگري را سر لوحه كار خود قرار ميدهد ممكن است به وارد آوردن آسيبهاي جسمي به خود بپردازد و چون به خواستههايش نرسيده است و اين را دليلي جز خود نميداند كه باعث اين نرسيدن شده است به ناچار دست به آسيب رساندن به خود ميكند و به تخليه رواني ميپردازد. اكثراً اينگونه كودكان با فشردن دندانها به هم، زخم كردن بدن خود، چنگ زدن به خود و كندن موها يا حتي سر به ديوار زدن و... خشم خود را نشان ميدهند. رفتارهاي ديگري كه ميتواند از شخص بروز كند ميتواند دوري از ديگران، گوشهگير شدن و توجه نداشتن به اطراف خود و عدم تمركز بر كارها و رفتارها و غمگيني و افسردگي و همچنين حسادت باشد.
پرخاشگري نسبت به ديگران وقتي كودك علت تمام ناكاميها و نافرجاميهاي خود را در ديگران جستوجو ميكند و علت آن را در عوامل محيطي اطراف خود ميبيند براي جبران خسارات وارد آمده بر خود و كاهش فشار رواني شروع به پرخاشگري نسبت به ديگران ميكند و ممكن است اين پرخاشگري به چند صورت باشد. يا اينكه نسبت به شخص مقابل علناً پرخاشگري كند، يا اينكه از او دوري كند، يا از او متنفر شود يا اينكه با بهوجود آوردن مزاحمت و آسيب يا حتي تخريب و در آخر نزاع و فحاشي پرخاشگري خود را ثابت كند.
عوامل ايجاد پرخاشگري در كودكان عواملي كه باعث ايجاد پرخاشگري ميشود ميتواند عواملي از جمله عوامل جسمي و روحي و عاطفي و اجتماعي و اخلاقي و شناختي باشد. پرخاشگري ميتواند ناشي از ضعف جسماني فرد هم باشد؛ عواملي چون ضعف در اندامهاي بدن و اختلال در شنوايي، اختلال بينايي، مشكلات جسمي و حركتي كه همان معلوليتهاي حركتي را در بر ميگيرد. حتي مشكلات هورموني و به عبارتي بالا و پايين شدن هورمونها و اختلال در ترشح غدد درونريز و وجود ميكروب و انگل در بدن و در آخر مشكلات تغذيهاي كودكان كه از همه مهمتر است و خود يك سوءتغذيه كودك به حساب ميآيد از جمله عواملي هستند كه باعث پرخاشگري شده و كودك را مشكلساز ميكند. عوامل ديگري از جمله عوامل عاطفي هم ميتواند زمينه پرخاشگري را در وجود كودك ماندگار كند.
عواملي چون بچههاي طلاق، بيتوجهي به خواستههاي كودك، تنبيه بدني يا حتي تنبيه كلامي كودك هم ميتواند زمينه بروز پرخاشگري را در كودك فراهم آورد. تبعيض بين كودكان، خود مهمترين عاملي است كه متأسفانه والدين عزيز آن را ناديده گرفته و از عواقب خطرناك آن بيخبر هستند. وقتي والدين بين فرزندان خود تبعيض قائل ميشوند به ناچار كودكي كه مورد تبعيض واقع شده است هميشه سر خورده و گوشهگير است و گاهي اوقات كه نه، اكثر مواقع خواستههايش را با خشم و پرخاشگري عنوان ميكند حتي گاهي اوقات ديده ميشود دخالتهاي بيمورد والدين در كارها و برنامههاي كودكان هم زمينهساز بروز خشم شده است. يكي ديگر از عوامل بروز پرخاشگري در كودك به چگونگي رشد شناختي و ميزان رشد ادراك و تفكر كودك مربوط ميشود. زيرا ناتوان بودن او در درك و فهم پديدههاي پيرامون او موجب ناراحتي و انزجار كودك شده و در نهايت آسيبرساني به خود و ديگران را در پي دارد كه تمامي اين عوامل گوشهگيري، حسادت، خشم، خستگي، دروغگويي و... را موجب ميشود.
راههاي پيشگيري از پرخاشگري در كودكان
والدين بايد اين نكته را بدانند كه اگر از عوامل تشكيل شدن يك رفتار در كودك خود آگاهي و بصيرت كامل داشته باشند و از انجام دادن آن توسط كودك جلوگيري كنند قطعاً گامي بلند در جهت پيشگيري برداشتهاند بنابراين لازم به ذكر است كه بگوييم پيشگيري و درمان را ميتوان در زمينههاي علل و عوامل تشكيلدهنده رفتار جستوجو كرد. وقتي ما عوامل و علل تشكيلدهنده پرخاشگري را بدانيم به مراتب ميتوانيم از آن پيشگيري كنيم.
به والدين توصيه ميشود جلوي كودكان با هم دعوا نكنند. جنگ و جدال خود را به موقعي محول كنيد كه كودكتان در منزل نيست. از پخش كردن فيلمهاي خشن و ترسناك پرهيز كنيد. سعي كنيد رايانه كودكتان را هر از گاهي بازبيني كنيد كه مبادا بازيهاي خشونتآميز در آن ذخيره شده باشد و همچنين به سيديهايي كه فرزندتان خريداري ميكند كاملاً اشراف داشته باشيد. والدين بايد هميشه عدالت را رعايت كنند و هيچگاه بين فرزندان خود اعم از اينكه دختر يا پسر باشند فرقي قائل نشوند و در بين آنها ديواري بلند از تنفر و خشم بنا نكنند. كودك خود را مورد تحقير و سرزنش قرار ندهيد و به او بياحترامي نكنيد. كودك خود را مورد فحاشي و تمسخر قرار ندهيد. درست است كه آنان كوچك هستند اما دلي به اندازه دريا مهربان دارند و تمام حركات شما را چه سنجيده و چه نسنجيده ميبينند و در حافظه خود ذخيره ميكنند. در خاتمه به صورت خلاصه بايد گفت:
1- بين كودكان خود فرق قائل نشويم.
2- نيازهاي جسمي كودك را دقت كرده و از سلامت جسم و روان و بهداشت رواني فرزند خود آگاه باشيم.
3- كودك خود را هميشه در محيطي سالم كه در آن به بهداشت مخصوصاً بهداشت رواني توجه ميشود پرورش دهيم و بزرگ كنيم.
4- هميشه و در همه جا كودك خود را با احترام صدا كنيم. اكثر مواقع ديده شده است كه والدين حتي زماني كه فرزندشان تشكيل زندگي هم دادهاند آنها را با بياحترامي صدا ميزنند.
5- از هر گونه تنبيه بدني و جسمي و حتي روحي و تحقير شدن كودك و تمسخر كردن او بپرهيزيم.
6- كودك را از محيطهايي كه افراد پرخاشگر و به اصطلاح عصبي در آنجا هستند دور كنيم.
7- بازيهاي خشن را از كودك دور كنيم.
8- سطح آگاهي و دانش فرزند خود را ارتقا بخشيد و به او بفهمانيد كه فرق بين راه و چاه چيست.
شما پدر و مادر گرامي بايد راههاي موفق شدن و دست يافتن به خواستههايي كه از طريق
پرخاشگري صورت ميگيرد را روي كودكتان ببنديد. درمان كردن پرخاشگري در كودك بايد سنجيده و از روي برنامهريزي باشد. هميشه هدف از درمان در هر اختلالي و هر بيمارياي كمك به فرد آسيبديده است. بنابراين براي حذف يك رفتار ناخوشايند و ناشايسته در كودك نبايد تهديد و فحاشي به كار برده شود بلكه بايد به او كمك شود تا به مرور زمان اين رفتار را در خود خاموش كند و با تغيير رفتار ناپسند خويش، به رفتاري مطلوب و قابل قبول و ارزشمند دست يابد.
* كارشناس روانشناسي باليني