
من جواني را در يكي از كشورهاي اسلامي ديدم كه نصف سرش را تراشيده بود يا آن زمانهاي قبل از انقلاب، معمول بود كه پوستين را چپه ميپوشيدند - پوستين را معمولاً بايد بپوشند براي گرم شدن- براي اينكه يك نوع حركتي كرده باشند، يا اين لباسهاي «لي» را سنگ پا ميزدند، براي اينكه يك خرده نخنما شود و بپوشند. اينها غالباً در همين محيطهاي دانشگاهي و همين جوانان دانشجو بودند. البته در محيطهاي غير دانشجويي هم بودند؛ نه اينكه نبودند. رژيم پهلوي - رژيم طاغوت- اصرار داشت كه محيط دانشگاه را آلوده كند؛ براي اينكه در آنجا، تفكرات صحيح پا نگيرد. يا گرايشهاي چپ در دانشگاه رواج داشت. البته از آن طرف گرايشهاي اسلامي هم رواج داشت. حسّاس و قابل اشتعال و زودپذير بودن و نرم و لطيف بودن روح و دل جوان، مثل يك شمشير دو لب است. هم تفكرات صحيح ميتوانند اين فرصت را مورد بهرهبرداري قرار دهند؛ وارد دانشگاه شوند و آن را به يك بهشت برين تبديل كنند؛ هم تفكرات و روشهاي غلط ميتوانند وارد دانشگاه شوند. اين يك نقطه ضعف است. يعني نقطهاي است كه بايد در معاشرت و در برخورد دانشجويي به آن توجّه داشت. دانشجو جوان و آزاد فكر است. به طور طبيعي حساس و احساساتي است. ممكن است تحت تأثير هر حرف پر هيجان يا حرف خوش ظاهري قرار گيرد. بايد به اين توجه داشته باشيد. اين يك نقطه ضعف است.
15 آذر 1375