
درست مانند همه ما كه در هر لحظه از زندگي بر سر دو راهي و چند راهيهاي زندگي قرار ميگيريم و بايد انتخاب كنيم. اين دو راهيها امتحانهايي هستند براي سنجيدن عيار انسانيت ما. اما به معلمها كه ميرسيم با امتحانات سختتري مواجه ميشويم. معلمها هم بيشتر از امتحان گرفتن امتحان ميشوند. بيشتر از درس پس گرفتن، درس پس ميدهند. هر روز بارها و بارها در پيش چشمان جستوجوگر و ذهنهاي آماده آموختن دانشآموزانشان بايد درس پس بدهند. بچهها بيشتر از عمل معلمها ميآموزند تا درسهايي كه از زبان آقامعلم يا خانم معلم ميشنوند. نمونه اين را ميتوان در ماجراي معلم ماهان ديد. محمدعلي محمديان وقتي با دانشآموز بيمارش مواجه شد كه همكلاسيهايش گاهي آزارش ميدادند به نصيحت و صحبت اكتفا نكرد موهايش را تراشيد تا شبيه ماهان شود. اين كار معلم بچههايي را كه تا ديروز ماهان را مسخره ميكردند تغيير داد آنقدر كه آنها هم خود را شبيه ماهان كردند تا ماهان ديگر تنها نباشد.
معلماني شبيه محمديان كم نيستند. معلماني كه در عمل نشان ميدهند تقدس شغل آموزگاري و قرابتش با رسالت انبيا را. معلماني كه بناست ثابت كنند انسانيت هنوز زنده است. معلماني كه در كلاس درس زندگي و درس ايثار نمره 20 گرفتهاند. در صفحه امروز با چند معلم نمره بيستي آشنا ميشويم.
كلاس درس را به خانه آورد
كارنامه خيلي از ما را فقط خودمان ميبينيم اما كارنامه معلمها را نه فقط خودشان بلكه چشمهاي تيزبين چندين دانشآموز ميبيند و دنبال ميكند. به همين خاطر هم رفتار يك معلم به تعداد دانشآموزانش تكثير ميشود. شخصيت هر كدام از ما فقط ماحصل تربيت پدر و مادرمان نيست بلكه بخش مهمي از درونمايههاي امروزيمان از دوران درس و مدرسه و يادگار معلمهايمان است، و همين ميشود كه معلمي را به جايگاه رفيعي ارتقا ميدهد و سخت ميكند.
وظيفهشناسي، تعهد و مسئوليتپذيري؛ اينها همه واژههاي زيبايي هستند كه خيلي از ما دربارهاش صحبت ميكنيم اما وقتي پاي عمل ميرسد كميتمان ميلنگد و نميتوانيم آنگونه كه زيبا حرف ميزنيم زيبا عمل كنيم. اما هستند كساني كه حرف و عملشان يكي است. درست مانند هاجر مفيدي معلم برگزيده كرماني.
اين خانم معلم وقتي پاي مسئوليتپذيري و تعهد به ميان آمد آنقدر پاي كار بود كه با وجود داشتن مرخصي استعلاجي به خاطر شكستگي پا وقتي ديد نميتواند به مدرسه برود و كلاس درسش را برپا كند كلاس درس و دانشآموزانش را به خانه آورد تا نكند در ماههاي پاياني سال تحصيل دانشآموزان از درس و تحصيلاشان عقب مانده و بيمعلم بمانند. هاجر مفيدي، آموزگار آموزشگاه 12 فروردين روستاي محمودآباد خفر است.
مفيدي آموزگار كلاس چند پايه است و در كلاس خود، 10 دانشآموز در پايههاي سوم و ششم دارد. اين كار خانم معلم اما از نگاه ديگران پنهان نمانده و در دومين همايش جلوههاي معلمي از اين خانم معلم فداكار هم تجليل شد.
معلم جايگزين براي روستا كم است
مفيدي درباره دليل برپايي كلاس درس در خانهاش به «جوان» ميگويد: «سال گذشته بعد از عيد در حادثهاي پاي من شكست. به همين خاطر هم نميتوانستم به مدرسه بروم و پزشك برايم 50 روز مرخصي استعلاجي تجويز كرده بود. اما خب ديدم ايام پاياني سال است و بچهها از درس و تحصيلشان عقب ميمانند به خاطر همين هم تصميم گرفتم تا كلاس درس را در خانه برپا كنم».
اين معلم برگزيده با دعوت از دو پايه تحصيلي سوم و ششم كه به آنها درس ميداد به خانهاش، كلاسهاي درسش را ادامه داد. بچههاي كلاس خانم مفيدي 50 روز به جاي رفتن به مدرسه به خانه خانم معلم ميآمدند و ظهر به خانهشان برميگشتند. آنها در خانه خانم معلم علاوه بر يادگيري دروس و محتواي كتابهايشان يك درس جديد و جذاب هم آموختند، درسي كه محتوايش ايثار و از خودگذشتگي بود.
شاگردانم مانند فرزندانم هستند
از او ميپرسم چرا اين كار را كرديد؟ شما مرخصي استعلاجي داشتيد و عذرتان موجه بود. ميگويد: «بچههاي مدرسه هم مثل بچههاي خودم هستند. همانطور كه دوست ندارم بچههاي خودم بدون معلم بمانند و از درس و مشق عقب بمانند دوست نداشتم شاگردانم هم از درس و مدرسه بيفتند. از طرف ديگر چون ما در منطقه محروم و روستايي هستيم پيدا كردن معلم جايگزين به اين راحتيها نيست و ممكن بود تا آمدن معلم ديگري به جاي من مدتها طول بكشد.
از مفيدي درباره نظر خانوادهاش براي اين كار ميپرسم؛ اينكه آيا همسرش با تبديل خانهشان به مدرسه مخالفت نداشته؟ پاسخ ميدهد: «همسر من خودش هم معلم است. اصلاً اگر همراهي و كمكهاي همسرم نبود من نميتوانستم اين كار را بكنم. خانم معلم از همراهي شاگردانش هم ميگويد. بچههايي كه وقتي به خانه معلم ميآمدند و پاي درس و مشق او مينشستند قدرشناس زحمات خانم معلم بودند و وقتي ميديدند او نميتواند پايش را تكان بدهد حتي پس از اتمام كلاس، قبل از رفتن، خانه را جارو ميزدند و بعد راهي خانههايشان ميشدند.
بيترديد هيچ يك از 10 دانشآموز كلاس خانم مفيدي خاطرات 50 روز درس خواندن در خانه خانم معلم را از ياد نميبرند. شايد از ميان اين دانشآموزان باشند بچههايي كه با اين رفتار خانم معلم براي ادامه اين مسير ترغيب شده باشند. اينكه وقتي بزرگ شدند آنها هم معلمي مسئوليتپذير و متعهد شوند، و اگر هم معلم نشدند خاطرهاي از يك معلم دلسوز و مسئوليتپذير را هميشه در ذهن داشته باشند