اصلاً مثل نقل و نبات توي مملكت ما سوژه ريخته است و بعدش انگار ما تلويزيونيم كه فقط نقل و نباتهاي خارجه را نشان بدهيم! نخير ما ايراني هستيم و از خودمان مايه ميگذاريم. اصلاً يك چيزهايي برايتان رو ميكنيم كه پولش را در روز روشن و شب تار بدهيد و روحتان هم خبردار نباشد كه از كجا دادهايد و اگر هم خداي نكرده يك وقتي، مچمان را گرفتيد، به شما خواهيم گفت كه ما خودمان را براي كش رفتن اين مبالغ اندك از جيب شما آلوده نميكنيم و مشكل شما بودهايد كه متوجه ايهام نشديد! برويد كلاس ادبيات و فارسي را پاس بداريد تا سرتان بيكلاه باقي نماند! (خودم هم كلاس دارم، اصلاً بياييد آنجا...)
اينكه در اين مملكت، كسي براي كلاهبرداري و اختلاس و كش رفتن مبالغ اندك خودش را به دردسر نمياندازد هم از آن ماجراهاست. پسرخاله اولاد آدم كه ماهي يكبار به واسطه جرايم نامربوط و مربوط، گذارش به اين زندان و آن زندان ميافتد هم اين موضوع را در يكي از همين مرخصيها يا آزاديهاي خط در ميانش تأييد ميكرد و مثالهاي شيرينتر از لبو ميآورد كه نگو. مثلاً ميگفت كه طرف مدير بوده و خجالت ميكشيده كه جرمش را به همبندانش بگويد. دست آخر عين لبو سرخ شده و گفته متأسفانه جرمش فقط يك ميليون تومان ناقابل اختلاس بوده! مثلاً ميگفت....
ميدانم كه دنيا به سمت مطالب فستفودي دارد پيش ميرود و نه دزديهاي فستفودي. يعني الان ديگر فرصت نميكنيد كه برايتان صغرا و كبراهايي را كه در ذهنم رديف كردهام بنويسم تا بخوانيد. پس يكراست ميروم سراغ دزدي اندك و ايهام فراوان! يعني داشتم مثل بچه آدم اخبار مربوط به امور نامربوط به خودم را ميخواندم كه يكهو چشمم افتاد به مصاحبهاي كه ماندم تا ببينم به من مربوط هست يا نيست؟ اولاد آدم تا ببيند چيزي را كه خوانده به او مربوط است يا نه، صبح شده! با آنكه شب بلند است!
موضوع جواب يكي از مقامات در پاسخ به گلايههاي برخي مشتركان درباره تحميل هزينههاي ناخواسته در قالب پيامكهاي ارزش افزوده تلفن همراه بود. جناب معاون سازمان تنظيم مقررات ارتباطات تأكيد كرده كه سامانههاي ما هيچ تخلفي در اين زمينه را نشان نداده و در اين راستا هيچ اعتراض مستندي هم ثبت نشده است. اولاد آدم داشت خيالش راحت ميشد كه ديد، داداشزاده البته متذكر شده كه اپراتورها اعتبار خود را زير سؤال نبرده و براي «مبالغي اندك» مرتكب تخلف نميشوند! عجب! اولاد آدم همينجا بايد به جاي خبرنگار از او ميپرسيد كه مظنه خلافكاري در بازار چيست و به چه ميزان كه باشد خلاف ميكنند؟ يا تا چه ميزان خلاف محاسبه نميشود؟ و اصلاً از خلافهاي درشتشان بگويند حالا كه خلاف ريز، دلتان را ميزند!
لابد ميگوييد پس ايهامش كو؟ نكند مانند سيب زميني و خرماي دفن شده در زمين يا مانند برنج تاريخ گذشته تاريخ تمديدي، در دل انباريها مستتر است؟ نكند... چشم! روده درازي نميكنم! الان به سراغ ايهامش هم ميروم! داداشزاده در پايان در پاسخ به اين مطلب كه با اين وجود به نظر ميرسد اطلاعرساني اپراتورها در زمينه نحوه فعالسازي سرويس پيامكهاي ارزش افزوده شفاف نبوده و در موارد متعدد و همين مسئله موجب ميشود كه حتي خود مشترك هم نداند كه چنين سرويسي را فعال كرده، اظهار كرده: اين نكته را قبول دارم، چراكه گاهي اطلاعرساني اپراتورها در اين زمينه ممكن است شفافيت كافي را نداشته و براي مشترك ايهام داشته باشد!
داداش عزيز! اولاد آدم از اين شفافيت در تشخيص ايهام و در اين ركگويي در مورد قبح دزدي اندك، كمال قدرداني و تشكر را از شما داداشي عزيز داشته و اميدوار است در اجراي فرامين دولت منتخب مردم مؤيد و كامروا باشيد. اصلاً داداش باقي بموني داداشزاده! در ضمن هموطنان عزيز هم براي اينكه در ساير قبوض آب و برق و تلفن ثابت و گاز و ماليات و نوسازي و... كلاه سرشان نرود ميتوانند در كلاس ايهامشناسي اولاد آدم شركت كنند. براي شما جلسه اول مجاني است.
جلسه اول ايهامشناسي:
ايهام، آوردن واژهاي است با حداقل دو معني كه يكي نزديك به ذهن و ديگري دور از ذهن باشد. مقصود شاعر (در اينجا داداشزاده) گاه معني دور و گاه هر دو معني است. در ايهام، واژه يا عبارت به گونهاي است كه ذهن بر سر دوراهي قرار ميگيرد و نميتواند در يك لحظه يكي از دو معني را انتخاب كند. گرچه دريافتن اينكه كدام معني اصلي است و كدام فرعي، بسته به رابطه كل كلمات مسئول مربوطه دارد. اين انتخاب، كاري آسان نيست و اين حالت رواني عموماً باعث التذاذ ادبي (يا همان حس از كيسه دررفتگي اموال) ميشود. زماني خواننده ميتواند آرايه ايهام را دريابد كه از معاني مختلف واژهها و عبارات آگاه باشد. يك مثال بزنم كه دعاي خيرتان پشت سر اولاد آدم باشد:
ز گريه مردم چشمم نشسته در خون است
ببين كه در طلبت حال مردمان چون است
معني نزديك مردم و مردمان در اين بيت مردمك و مردمكان چشمان گريان و خونبار مشترك تلفن همراه در برابر اپراتور است، ولي، در معنايي دورتر و عميقتر، با ظرافت و هنرمندي كمنظيري، حال و احوال تمامي مردمان مملكت و مطالباتشان از دولت را بر خاطر و روان خواننده ميپاشاند.