
به گزارش خبرنگار ما، پرونده متهم كه حالا 21 ساله است و شاهين نام دارد، يك بار براي رسيدگي به اتهام محاربه روي ميز قضات دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت و هيئت قضايي وي را به علت سرقت در سن 16 سالگي شايسته مجازات اعدام تشخيص نداده بودند.
پرونده جنجالي عليرضا.ب، معروف به شاهين، 23خردادماه سال 89 و همزمان با انتشار فيلم زورگيري او و همدستش ميلاد مورد توجه قرار گرفت. مردي كه فيلم را منتشر كرده بود، به پليس گفت: در حال عبور از زیرگذر خيابان امينحضور بودم كه دو پسر زورگير را ديدم. يكي از آنها سوار موتور بود، اما ديگري با چاقو مرد بيگناهي را هدف قرار ميداد و قصد داشت كيفش را سرقت كند. وقتي تهديدشان كردم، فیلم آنها را ضبط کردهام و آن را در اختيار پليس قرار ميدهم ترسيدند و گريختند. با انتشار فيلم بود كه كارآگاهان پليس آگاهي تهران دست به تحقيق زدند و دو متهم را بازداشت كردند. ميلاد و شاهين در اولين تحقيقات به جرمشان اقرار كردند. شاهين گفت با ميلاد در حال پرسهزني با موتور بوديم وكه مرد كيف به دستي را ديديم و تصميم به سرقت از او گرفتيم. من چاقو كشيدم و از موتور پياده شدم و به طرفش رفتم. او مقاومت كرد و من آن قدر به او ضربه زدم تا كيف را رها كند. وقتي با اعتراض يك رهگذر مواجه شديم كه در حال فيلمبرداري بود، ترسيديم و گريختيم.
قرباني حادثه هم كه با 11 ضربه چاقو هدف قرار گرفته بود، روي تخت بيمارستان به پليس گفت: از شهرستان براي خريد به بازار آمده بودم. در حال عبور بودم كه پسری چاقو به دست را مقابلم ديدم. فرصت فرار نداشتم. قصد داشت كيفم را سرقت كند كه مقاومت كردم، اما با ضربات چاقوي او مجروح شدم. تحقيقات پليس نشان ميداد اين دو نوجوان از مجرمان سابقهدار هستند كه قبلاً هم به همين اتهام بازداشت و روانه زندان شده بودند.
از آنجا كه انتشار فيلم در جامعه باعث وحشت عمومي شده بود، پرونده با صدور كيفرخواست به اتهام محاربه روي ميز هيئت قضايي شعبه 74 دادگاه وقت كيفري استان تهران قرار گرفت. از آنجا كه دو سارق 16 سال سن داشتند، مطابق قانون از اتهام محاربه فاصله گرفتند و به مجازات حبس، شلاق و رد مال محكوم شدند.
شاهين در حال گذراندن دوران محكوميت خود بود كه چندي قبل با سپردن وثيقه 30 ميليون توماني موفق به گرفتن مرخصي و سپس فرار از زندان شد. او پس از خارج شدن از حبس بار ديگر سرقتهاي خود را با همدستي دوستانش شروع كرد تا اينكه در جريان طرح شبانه كارآگاهان پليس آگاهي براي بازداشت سارقان، بار ديگر به دام پليس افتاد.
گفت و گو با متهمخودت را معرفي كن.
شاهين. ب هستم. 21 ساله، ساكن دروازهغار.
اين بار به چه اتهامي دستگير شدي؟
زورگيري
دستگيري قبليات هم به همين اتهام بود؟
بله. سال 89 هم به اتهام زورگيري دستگير شدم.
منظورت همان پرونده امين حضور است؟
بله.
از آن موضوع چيزي در ذهنت مانده يا فراموش كردهاي كه دوباره هم زورگيري كردي؟
نه. فراموش نكردم. آن سال فيلم زورگيري من و دوستم ميلاد.الف زير پل امين حضور منتشر شد و پليس توانست با رديابي فيلم، ما را دستگير كند.
درباره ماجرا بيشتر توضيح بده؟
مردي را كه از بانك خارج شد، با موتور تعقيب كرديم. وقتي به جاي خلوتي كه همان زير پل بود، رسيد، من از موتور پياده شدم تا كيفش را سرقت كنم، اما آن مرد مقاومت كرد. من هم چاقو كشيدم و به جانش افتادم. به او ضربات زيادي زدم. هفت يا هشت ضربه چاقو به كمرش زدم را يادم هست. آن مرد مقاومت كرد و حاضر نشد كه كيف را رها كند. همان لحظه صداي مردي را شنيدم كه ميگفت:«فيلمت را دارم ميگيرم» متوجه شدم كه تمام لحظات زورگيري فيلمبرداري شده است؛ به همين علت، بدون آنكه موفق به سرقت كيف شويم، با موتور به سرعت از محل فرار كرديم و چند روز بعد توسط آگاهي دستگير شديم.
درباره دستگيريات هم توضيح بده؟
آن روز داخل مخفيگاهم پنهان شده بودم. ميدانستم كه مأموران به دنبالم هستند. هنگام خارج شدن از خانه بود كه متوجه حضور پليس شدم و فرار كردم، اما هنگام تعقيب و گريز با شليك گلوله به پاهايم دستگير شدم.
وقتي دستگير شدي چند نفر از تو شكايت كردند؟
حدود 30 نفر شاكي داشتم كه مرا شناسايي كرده بودند.
رضايتشان را جلب كردي؟
نه.
چرا؟
(سكوت ميكند.)
چطور شد كه از محاربه نجات پيدا كردي؟
برايم اتهام محاربه صادر شد، اما به خاطر اينكه 16 سال بيشتر نداشتم، دادگاه به من تخفيف داد و به شش سال حبس محكوم شدم.
چطور شد كه از زندان خلاص شدي؟
مرخصي گرفتم. خانوادهام 30 ميليون تومان به يك نفر دادند تا سند خود را براي آزادي من به ضمانت بگذارد و من به وسيله آن آزاد شدم.
شما كه 30 ميليون تومان داشتي چرا با آن پول رضايت شاكيان را جلب نكردي؟
(سكوت ميكند.)
چند روز مرخصي گرفتي؟
12 روز
چرا بعد از پايان مرخصي به زندان بر نگشتي؟
(سكوت ميكند.)
چرا در مرخصي هم مرتكب سرقت شدي؟
سرقت نكردم.
اما شاكيان تازهات مشخصات تو را به پليس گزارش دادهاند؟
(سكوت ميكند.)
چطور شد كه دوباره بازداشت شدي؟
چند روز قبل بود كه همراه برادرم حميد كه 26 ساله است و دو تا از بچه محلها بهنام نقي و مهدي، در داخل يك خانه مجردي در منطقه پاكدشت، مشغول تفريح بوديم كه مأموران ما را بازداشت كردند.
چرا آنجا را پاتوق كرده بودي؟
سكوت ميكند.
پروندهات نشان ميدهد كه چهار سال قبل يك بار از كانون اصلاح و تربيت فرار كردي. توضيح بده.
بله. سال 90 از كانون فرار كردم؛ حدود يك ماه بيرون بودم كه پس از آن مجدداً دستگير و به كانون منتقل شدم.
خيليها ميخواهند بدانند چرا پس از آن پرونده جنجالي، دوباره دست به سرقت زدي؟
نميدانم؛ شايد به خاطر محل سكونتمان و بيشتر بچههاي محل كه بيشترشان تو كار سرقت، دزدي يا كيفقاپي هستند.
اين آثار جراحت روي صورتت براي چيست؟
به خاطر دعوا و درگيري ايجاد شد. سال 89 بود كه با يكي از بچههاي محل بهنام حميد درگير شدم، او با چاقو به صورتم زد.
پروندهات نشان ميدهد كه روي بدنت هم آثار جراحت زيادي داري؟
داخل زندان اقدام به اين كار كردم. چون ديگر تحمل رفتن به زندان را ندارم.
تحمل رفتن به زندان را نداريد و باز اين همه دنبال كار خلاف هستي؟
سكوت ميكند.
چرا در پايگاه ششم پليس آگاهي پرونده داري؟
چند نفر از دوستانم توسط پايگاه ششم به اتهام زورگيري دستگير شدند و آنها مرا به عنوان عضو گروهشان معرفي كردند.
پليس امنيت هم كه به دنبال تو ميگشت؟
(سكوت ميكند.)