کد خبر: 753644
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۴ - ۱۴:۱۴
اين تصور كه هشت سال دفاع مقدس دوره‌اي طلايي از حيث معنويات بود، تا مدت‌ها ذهنم را به خود مشغول كرده بود.
عليرضا محمدي

فكر مي‌كردم بايد قرن‌ها بگذرد تا آدم‌هايي مثل شهداي دفاع مقدس دوباره روي زمين خدا ظهور يابند. براي محكم شدن اين عقيده همه جوانب با هم جور درمي‌آمدند. همين «آدم‌ها» به عنوان بازيگراني كه معنويات از اخلاقشان ساطع مي‌شود، در دوره دفاع مقدس همه چيزشان اسلامي شده بود. اخلاق، رفتار، نام‌ها، نامه‌ها، ‌وصيتنامه‌ها و حتي شكل و شمايلشان طوري شده بود كه براي صيقل دادن روحت كافي بود نگاهي به تصاوير شهداي دفاع مقدس بيندازي تا اندكي از سنگيني روزمرگي قلبت كاسته شود.

شبيه‌سازي دوران جنگ با كربلا و ماجراي عاشورا، ديگر دليلي بود كه فكر مي‌كردم باعث مي‌شود دوره جنگ و نقش آفرينانش را متمايز از هر زمان‌ ديگري بدانيم. بررسي اتفاقات جنگ تحميلي آنقدر علي اكبر و قاسم و زينب و ابوالفضل به ما معرفي مي‌كند كه فكر مي‌كردم پس از هزار و اندي سال، اصحاب عاشورايي امام حسين(ع) دوباره زنده شده‌اند تا اين بار در كربلاي دفاع مقدس، خونشان را فداي زنده ماندن اسلام ناب محمدي كنند. بنابراين اگر قرن‌ها زمان برده تا چنين انسان‌هايي ظهور يابند، لابد چند قرن ديگر هم زمان مي‌برد تا دوباره نظير آنها بروز و ظهور يابند.

اين تصور تا همين اواخر با من بود. اما چند وقتي است كه ديگر تصور خاص و دست نيافتني بودن دوران دفاع مقدس كمرنگ شده است. نه اينكه از ارزش‌هاي آن چيزي كم شده باشد، دفاع مقدس و آدم‌هايش هنوز هم همان قدر عزيز و دوست‌داشتني‌هستند، اما تصور «دست نيافتني و تكرار نشدني‌اش» ديگر وجود ندارد! حالا كه جهان اسلام شاهد صف‌آرايي جبهه مقاومت اسلامي با اسلام امريكايي و سلفي‌هاي خشك مغز است، دوباره همت و باكري و خرازي و بروجردي و كاظمي بازگشته‌اند. تعارف هم نيست. اينها دوباره آمده‌اند. اما زمان مي‌برد تا برايمان جا بيفتد كه همت شايد فلان شهيد مدافع حرم باشد، باكري در وجود ديگري حلول يافته و خرازي و بروجردي و كاظمي‌ها در همين روزها روي دستانمان تشييع مي‌شوند.

خود شهيد همداني كه از نسل همان مردان دفاع مقدس بود و فرمانده لشكر‌هاي انصار‌الحسين همدان و بعدها قدس گيلان. سردار حميد تقوي‌فر و سردار عبدالله اسكندري و. . . هم از همدوره‌اي‌هاي همداني بودند. اما حالا جوان‌هايي كه برخي بعد از اتمام جنگ به دنيا آمده‌اند، چنان رفتارهايي بروز مي‌دهند كه آدم فكر مي‌كند تازه انقلاب شده كه اينها اين همه شور انقلابي دارند. شهيد مسلم خيزاب، شهيد مسلم نصر، شهيد نادر حميد، شهيد ناصر مسلم سواري، شهيد حجت اصغري شربياني و. . .

شهيد مسلم خيزاب فرمانده جوان گردان يازهرا(س) لشكر 14 امام حسين(ع)، فرمانده همان گرداني شده بود كه در دوران دفاع مقدس شهيد محمدرضا تورجي‌زاده فرماندهي‌اش مي‌كرد. زندگي ‌و رفتارهايش را كه نگاه مي‌كني، چيزي كم از تورجي‌زاده ندارد. شايد آواي محزون روضه‌خواني و نوحه‌خواني‌هاي تورجي‌زاده را نداشت، اما صحراي دلش مملو از آلاله‌هاي مهر و محبت اهل بيت(ع) بود. آنقدر شيداي بي‌بي دوعالم حضرت زهرا(س) بود كه وصيت كرد بعد از شهادتش براي او روضه خانم را بخوانند و جالب اينكه عين همين وصيت را شهيد تورجي‌زاده كرده بود.

يا شهيد ناصر مسلم سواري، كارگر ساده‌اي بود كه چهار فرزند قد و نيم قد داشت. ناصر نه فلسفه مي‌بافت نه مدعي بود و نه اهل تفاخر علمي، اهل عمل بود و خالص و ملخص، آن قدر بصيرت داشت كه خواندن بخش‌هايي از زندگي‌اش آدم را ياد شهيد برونسي مي‌اندازد. هر دو كارگر بودند، ‌هر دو بصير و مخلص و حالا هر دو شهيد. يا انس و الفت شهيد مسلم نصر با دخترش مبينا آدم را ياد رابطه شهيد زندي نيا معاون عمليات لشكر 41 ثارالله با فرزندش مي‌اندازد. شهيدي كه با وجود اطلاع از فوت فرزندش شرايط عملياتي را رها نكرد و پس از دفن او به كرمان برگشت. هرچند عين اين حادثه براي مسلم نصر اتفاق نيفتاد. اما او نيز همه عشق و علاقه‌اش به تنها دختر و فرزندش را رها كرد و براي دفاع از حرم آل الله به شهادت رسيد. يا مگر نديديم تصوير نوزاد 20 روزه شهيد سجاد طاهرنيا روي تابوت پدرش را كه شبيه‌ترين تصاوير به پدران آسماني دوران دفاع مقدس است.

اگر در دوران دفاع مقدس جامعه و بسياري از جريان‌هاي فكري و سياسي سعي در حفظ ظاهر اسلامي خود داشتند، اكنون ما با بزرگ‌مرداني رو به رو هستيم كه زمانه تزوير و ريا و اختلاس و باند و حزب بازي را مي‌بينند، اما به تنها حزبي كه وفادارند حزب الله است و به تنها جرياني كه دل سپرده‌اند، خط ولايت فقيه و اسلام ناب محمدي است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار