
انتخابات پارلمانی كانادا در حالي برگزار شد كه دولت محافظهکار «استفان هارپر» با شکست، جای خود را به «جاستین ترودو» رهبر جوان حزب لیبرال داد.«جاستین ترودو» 43 ساله که با پیروزی حزب لیبرال اکنون نخستوزیر جدید کانادا محسوب میشود، پسر «پیر ترودو» نخستوزیر اسبق این کشور است. بر اساس نتایج انتخابات، حزب لیبرال توانسته اکثریت 338 کرسی پارلمانی را بدست آورد و در نتیجه آرای کافی برای تشکیل کابینه را اخذ کند. نكته قابل توجه در تحولات سياسي كانادا اقدام نخست وزير جديد اين كشور مبني بر خروج از ائتلاف به اصطلاح مقابله با تروريسم آمريكا ميباشد. منابع خبري اعلام كردند كه
جاستین ترودو پس از پيروزي در انتخابات در گفت و گو با باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا رسما خروج كشورش از ائتلاف به اصطلاح مبارزه با داعش به سركردگي آمريكا را اعلام و از پايان عمليات جنگندههاي كشورش در عراق خبر داد.
وي در سخنان ديگري به مردم كانادا وعده داده تا كانادا به صحنه جهاني بازگرداند. با توجه به روابط ديرينه كانادا با آمريكا و وجود اين حقيقت كه كانادا همواره مجري طرحها و خواستههاي آمريكا در صحنه جهاني بوده اين سوال مطرح ميشود كه دليل چنين رويكردهايي از سوي نخست وزير جديد كانادا چيست و چرا وي در راه دوري از رفتارهاي بحران ساز آمريكا قرار گرفته است؟
پاسخ به اين پرسش را در دو محور داخلي و خارجي ميتوان جستجو كرد. نخست آنكه مردم كانادا از سياستهاي اقتصادي، قوانين ضد حقوق بشري از جمله طرح دولت براي سركوب آزاديهاي مدني و اعتراضهاي اجتماعي، وضعيت بحراني و اسفناك بوميان ، نقض گسترده حقوق زنان ، ساختار نژادپرستانه حاكم بر كانادا و... به ستوه آمده كه نتيجه آن نيز سرنگوني دولت هارپر بوده است. در باب وضعيت بحراني حقوق بشر در كانادا مي توان به گزارشهاي نهادهاي حقوق بشر و سازمان ملل استناد شود كه بارها كانادا را به نقش گسترده حقوق بشر متهم ساخته اما دولتمردان اين كشور هرگز اقدامي براي مقابله با آن صورت ندادهاند. كانادا از جمله مدعيان حقوق بشر بوده كه هر ساله عليه كشورها پرونده حقوق بشر تشكيل داده حال آنكه در داخل هرگز رعايت كننده حقوق بشر نبوده كه عدم راي مردم به هارپر سندي بر اين امر است.
نكته قابل توجه آنكه محور شعارهاي انتخاباتي جاستین ترودو را بازگرداندن استقلال كانادا تشكيل ميداد بگونهاي كه وي همواره منتقد سياستهاي همگرايانه كشورش با آمريكا بوده است.
اين نتيجه نشان داد كه ملتها ديگر پذيرنده پارلمان و دولتي كه چشم به آمريكا و صهيونيستها داشته و به حمايت و همراهي و يا مصالحه با آنان بپردازد، نميباشند و در نهايت آن را ترد خواهند كرد. نتيجه انتخابات كانادا شكست آمريكا و صهيونيستها در برابر اراده ملتها و نشانه انزواي جهاني آنان است كه حتي در كشور متحد خود نيز جايگاهي ندارند.
دوم آنكه محور شعارهاي نخست وزير جديد كانادا و تاكيد وي بر احياي جايگاه جهاني كانادا، بيانگر يك نكته بسيار مهم است و آن اينكه رويكرد به آمريكا ديگر زمينه ساز ارتقا جايگاه جهاني كشورها نميشود بلكه اين رويكرد موجب تضعيف موقعيت جهاني آنان ميشود. به عنوان نمونه كانادا در طول 10 سال گذشته تمام برنامههاي خود را به همگرايي با آمريكا و دوستي با صهيونيستها معطوف ساخت. نتيجه اين امر چنان بوده كه نخست وزير جديد كانادا پس از پيروزي در انتخابات پارلماني، وعده احياي جايگاه جهاني كشورش را ميدهد و در اولين اقدام نيز خروج كشورش از ائتلاف آمريكايي را اعلام ميدارد. اگر رويكرد به آمريكا زمينه ساز دستاورد براي كشورها بود، به يك دهه سياست همگرايي با آمريكا ادامه مي داد و در گفت و گو با اوباما به جاي اعلام خروج از ائتلاف به اصطلاح مبارزه با داعش به فرماندهي آمريكا، بر افزايش همكاريها تاكيد ميكرد.
با توجه به اين حقايق ميتوان گفت كه انتخابات كانادا يك نتيجه را به همراه داشته و آن اينكه از يك سو ملتها ديگر آمريكا را ناجي نمي دانند و رابطه با اين كشور را زمينه ساز پيشرفت و توسعه خود ارزيابي نميكنند و از سوي ديگر دولتها نيز ديگر با آمريكا بودن را عامل ارتقا جايگاه جهاني خود نميدانند بلكه دوري از آن را راه رسيدن به ايفاي نقش جهاني و قرار گرفتن در جايگاه و موقعيت جهاني ميدانند. بر اين اساس انتخابات كانادا را ميتوان ناكامي براي آمريكا و صهيونيستها دانست كه همواره چنان القا مي كردند كه از جايگاه برتر برخوردار هستند و كشورها و ملتها براي رسيدن به اهداف داخلي و جهاني خود بايد مطيع و همراه آنان باشند.