
زماني كه وي به سلطنت رسيد مستعمرات انگلستان در سطح جهان افزايش يافت. در دوران سلطنت ويكتوريا اين كشور توانست مرزهاي چين، مصر و نيمي از قاره آفريقا را درسيطره خود داشته باشد بهطوري كه به بزرگترين امپراطوري جهان تبديل شد و ساير كشورها توان مقاومت در برابر قدرت اين كشور را نداشتند. دوره ويكتوريا در انگلستان از دو جهت بسيار حائز اهميت است، نخست بهخاطر پوشش كامل و متفاوتي كه در بين طبقه مرفه و ثروتمند جامعه بهخصوص زنان وجود داشت، دوم به خاطر شكلگيري انقلاب صنعتي و راهاندازي كارخانههاي توليدي و به دنبال آن حضور زنان به عنوان نيروي كار. ويژگي دوم اين دوره به مرور در تعارض با ويژگي اول قرار گرفت و سرنوشت حجاب را در اروپا تحتالشعاع قرار داد.
در اروپاي قديم دختران خانوادههاي اصيل بايد پوشش كامل را رعايت ميكردند زيرا پوشش نشانهاي از جايگاه شخصيتي آنها محسوب ميشد. هرچه لباسشان پوشيدهتر بود نشان از اصالت بيشتر خانواده بود و پوشش كمتر مختص افراد طبقه پايينتر اجتماع بود. اين يكي از بزرگترين تفاوتهاي ميان اقشار متفاوت اقتصادي يك جامعه بود. هرچه يك زن و دختر از طبقه مرفهتر و متمولتر جامعه بودند حجاب كاملتر و پوشيدهتري داشتند. از نبود جزئيات در پوشش زنان آن دوران به راحتي ميشد طبقه مردم را حدس زد چون طبقه متوسط مردم كساني بودند كه اگر هم لباس ميپوشيدند معمولاً كلاه و جوراب همراه نداشتند در مقابل ثروتمندان تحت هيچ شرايطي بدون جوراب و كلاه سر و پوشش كامل تردد نميكردند.
پايين بودن سطح طبقه اقتصادي مردم تبعاتي را نيز به دنبال داشت، از جمله خريد و فروش كه يا به صورت برده بودند و يا مستخدمهاي كه در قسمتهاي مختلف منزل اشراف به كارهاي پست گمارده ميشدند و از هيچگونه حقي برخوردار نبودند.
اگر پيشينه تاريخي كشورها را مورد مطالعه قرار بدهيم، لباس ملي زنان كشورهاي جهان از حجاب خوبي برخوردار است. پوشش زنان در طول تاريخ باعث فراز و نشيبهاي گوناگوني شده است. در اوايل عصر ويكتوريا، پوشش طبقات نشاندهنده درجه و مقام آن طبقه بود بدين معنا كه طبقه كشاورز روسري، لباس بلند، پيشبند روي لباس و جوراب كلفت و بلند ميپوشيدند. طبقاتي كه مذهبيتر بودند حجاب كاملتري داشتند.
نابودي حجاب در انقلاب صنعتيپوشش زنان در قرن نوزدهم با توسعه تكنولوژي تغيير پيدا كرد. با صنعتي شدن در اواخر قرن نوزدهم زنان نيروي كار خوبي به حساب ميآمدند. با تأسيس كارخانههاي جديد در اروپا و به خصوص در انگلستان و امريكاي شمالي، زنان به عنوان نيروي كار ارزانقيمت با دستمزدهايي كمتر از مردان ، شروع به كار كردند چون مردان حاضر نبودند زير بار زور و بيعدالتي در جامعه بروند پس در اين مقطع زماني، زنان به هر سختي تن ميدادند.
در اين ميان خيلي از زناني كه در كارخانههاي بافندگي و ريسندگي، رختشويخانهها و... كار ميكردند و كارفرمايان توجهي به اوضاع وخيم جسمي آنان نداشتند، اغلب از بيماري سل جان خود را از دست ميدادند. اين در شرايطي بود كه امكان پرداخت حقوق از آنان سلب ميشد. زنان براي سازگاري بيشتر و بالا رفتن بازدهي كاريشان تصميم گرفتند پوشششان را تغيير دهند.
رفتهرفته در اثناي شاغل شدن زنان در كارخانهها لباسهايشان سبكتر، جمعتر و كم تكهتر شد. پوشش قبلي زنان كه شامل زيرلباس، دامن، بلوز بلند، پيشبند، روسري و گاهي اوقات شلوار بود به يك بلوز و شلوار كار تقليل پيدا كرد.
اين مسئله تا قبل از ايجاد سنديكاها و اتحاديههاي كارگري بود كه با تأسيس اين سنديكاها و احزاب محافظهكار در عصر ويكتوريا، شركتهاي نفتي مهمي چون كمپاني هند شرقي ، شركت نفت برمه ، رويال داچ شل و شركت نفت ايران و انگليس تأسيس يافت. جالب توجه است كه زنان در اين زمان ديگر نميتوانستند آن حجاب قديم را رعايت كنند زيرا قدرت كار از آنان گرفته ميشد. زماني كه آنان در كارخانه كار ميكردند بايد يونيفرم با كلاه مخصوص ميپوشيدند.
جنگ جهاني، عامل بيحجابياگرچه انقلاب صنعتي و شروع آن را ميتوان جزو اولين جرقههاي تغيير فرهنگ پوشش و لباس در قلب اروپا، انگلستان، دانست اما در اوضاع و احوال آن دوران جنگ جهاني اول و وقايع آن هم بيتأثير نبود.
حقيقت اين بود كه جنگ جهاني اول و دوم عامل ديگري براي كمتر شدن حجاب و حتي بيحجابي در زنان شد. زنان در نبود همسران مجبور بودند براي تأمين معاش زندگي فرزندان در كنار مشاغل و وظايف مردانهاي همچون كار در مزرعه، بخشهاي صنعتي كار در بيمارستانهاي صحرايي جبهههاي جنگ، جاسوسي، جنگيدن همپاي مردان و كار در ضداطلاعات ارتش را هم برعهده بگيرند. اين سمتها به فراخور مسئوليتها و محل كار اينطور ايجاب ميكرد كه زنان از پوشش قبليشان هم دست بكشند و براي جايگزين شدن در نقش يك مرد لباسي كاملاً مردانه به تن كنند.
پس از جنگ دوم جهاني به تدريج زمينهاي در اروپا شكل گرفت با نام «نهضت آزادي زنان» كه اين نهضت زنان را به كنارگذاشتن حجاب تشويق ميكرد و با تبليغاتي كه در آن دوران صورت گرفت زنان فكر كردند ميتوانند حقوق از دست رفته خود را كه در قبال گرفتن مسئوليتهايي در صنعت و جنگ به باد داده بودند با ايجاد اين نهضت بهدست بياورند اما نه تنها به اين حق نرسيدند بلكه آن پوششي كه باعث حفظ آنان از گزند هرگونه تعرض هم ميشد را از دست دادند، چراكه نهضت آزادي زنان بيش از آنكه در راستاي احقاق حقوق از دست رفته زنان و برگرداندن آنها به محيط خانه و خانواده و شكل دادن به نقش زن و مادر باشد در جهت بدننمايي و استفاده تبليغاتي و جنسي از زنان معطوف شد.
در نهايت اينكه ويكتوريا با همه عظمتش اگرچه تلاش كرده بود كه براي شناسايي طبقات مختلف مردم جامعهاش به ويژه زنان شاخصه مهمي مثل پوشش را ايجاد كند اما با شكل دادن و زمينهسازي انقلاب صنعتي و بعد از آن جنگ جهاني اول جزو كساني بود كه به موقعيت و پوشش زنان انگلستان و ساير كشورهاي اروپايي ظلمي كرد كه بعد از آن حتي در چارچوب نهضت آزادي زنان هم حق زنان نهتنها ادا نشد، بلكه تضييع هم شد.
بسیار عالی بود ممنون از مطالبتون به من کمک زیادی کرد