محال است در جمع شاد و بانشاطي قرار بگيريم و بخشي از شادي آنها به ما انتقال پيدا نكند، يا مدتي در يك جمع ناراحت و غمگين و بيحوصله باشيم و انرژي منفي آنها به ما منتقل نشود. از اين رو هر يك از ما با خوشاخلاقي و لبخند و كلام توأم با مهرباني و نشاط، ناخودآگاه موجب تزريق شادي به محيط و ديگران ميشويم. ماجرايي كه در ادامه ميآيد شايد براي هريك از شما اتفاق بيفتد.
راه كوتاه غم تا شادي
بيحال و بيحوصله سر ميز صبحانه نشسته است و در حالي كه به ميز صبحانه خيره شده به پروژه نيمهكارهاي كه امروز آخرين مهلت تحويل آن است فكر ميكند. مادر لقمهاي نان و پنير و گردو برايش درست ميكند، با لبخند به يكدانه پسرش نگاه ميكند و ميگويد: «بخور پسرم زياد فكر نكن همه چيز درست ميشود.» با لبخندي در پاسخ به لبخند مادر، لقمه را از دست او ميگيرد و راهي محل كار خود ميشود. مسافت كوچه تا خيابان اصلي را مجبور است پياده طي كند. با خود غر ميزند كه چرا ماشين را به تعميرگاه شلوغ برده است، كه آنها هم به دليل شلوغي كار، ماشين را به او زود تحويل ندهند و او مجبور باشد پياده و با وسيله نقليه عمومي به محل كار خود برود. با اين افكار پريشان به خيابان اصلي ميرسد. براي اولين تاكسي دست بلند ميكند و مسير را ميگويد و سوار ميشود.
راننده با رويي گشاده و صدايي رسا سلام و صبح بخير ميگويد، اما جوان با صدايي آرام جواب ميدهد. در دنياي خود غرق است. راننده متوجه اين موضوع ميشود و با لبخند ميگويد: «درست ميشود جوان اخمهايت را باز كن و به صبح لبخند بزن»
جوان لبخند نيمه جاني ميزند و باز سكوت ميكند. دلهره كار نميگذارد به افكار مثبت و لبخند زدن فكر كند. به مقصد ميرسد و با پرداخت كرايه از ماشين پياده ميشود. در حين پياده شدن راننده تاكسي با لبخندي كه گويا هميشه روي لبانش جا خوش كرده است، ميگويد: «نگراني هرگز از غصه فردات كم نميكند بلكه فقط شادي امروزت را از بين ميبرد پس با لبخند روزت را آغاز كن.» سري براي راننده تكان ميدهد و به راه خود ادامه ميدهد. براي مسير بعدي باز هم سوار تاكسي ميشود. با صدايي آرام سلام ميكند و راننده در جواب فقط سري تكان ميدهد. در طول مسير راننده بيحوصله مرتب غر ميزند و با لحني عصبي از ترافيك و اقتصاد و مسائل مختلف حرف ميزند. يكي از مسافرها خطاب به راننده ميگويد: «از اول صبح غر ميزنيد تا آخر شب كه ديگر چيزي از اعصاب شما باقي نميماند. هم خودتان را اذيت ميكنيد هم به مسافرانتان انرژي منفي ميدهيد.» راننده عصباني و ناراحت با خود حرف ميزند و همچنان غر ميزند ولي با صداي آرامتر.
بالاخره به مقصد ميرسد. نگهبان شركت با خوشرويي و صداي بلند سلام و صبح بخيري ميگويد. او هم در جواب فقط سري تكان ميدهد. نگهبان خطاب به جوان ميگويد: «آقاي مهندس خيلي تو فكري، در جواب صبح بخير من سرتو تكون نده. با صداي بلند و با لبخند جواب منو بده وگرنه ازت دلخور ميشم، گفته باشم!» جوان راه رفته را برميگردد و ميگويد: «حوصله ندارم، بيخيال!» ولي نگهبان سمج دستبردار نيست و تمام تلاش خود را بهكار ميگيرد تا مهندس جوان را با لبخند راهي دفتر كار كند كه موفق هم ميشود.
انرژيهاي مثبتي كه از مادر، راننده تاكسي، برخي مسافران و نگهبان شركت گرفته كار خودش را ميكند، آرامآرام روي او تأثير ميگذارد و در نهايت باعث ميشود كار به روالي خوب پيش رود و پروژه بهموقع تحويل داده شود.
محيط كار شاد، رمز موفقيت كاركنان
خوشرويي و خوشاخلاقي در محيط كار و زندگي يكي از رموز موفقيت به شمار ميرود. مهمترين تأثير شادابى، ايجاد آرامش و آسايش روحى براى افراد و پيشرفت و توسعه اجتماعى- اقتصادى براى جامعه است. به اعتقاد صاحبنظران و رفتارشناسان، شادابى در محيط كار موجب از بين رفتن اضطراب و نگرانى مى شود و در چنين محيطي افراد با انگيزه بالا براى تأمين نيازهاى جسمى، روانى، عاطفى و معنوى خود فعاليت مىكنند، از همين رو، زماني كه وارد يك اداره ميشويد حتي اگر كار شما به فرداهاي بعد هم ارجاع شود اما برخورد خوش كارمند مربوطه ناراحتي شما را به همراه نخواهد داشت و اين مثال نشان ميدهد شادابي و شاد زيستن در تمامي مراحل زندگي اجتماعي تأثيرگذار است. حالا در اينجا اين سؤال مطرح ميشود كه تا چه حد براي داشتن فضاي كار مناسب و شاد خود تلاش كردهايم؟ چه برنامهريزيهايي انجام گرفته است تا كارمندي كه در شرايط روحي مناسب قرار ندارد را بتوانيم زودتر به شرايط آرماني و درست برسانيم؟ براي كمك به كارمندان و افزايش مهارتهاي زندگي در ادارات ما چه اقداماتي صورت گرفته است؟
يافتن جواب براي اين سؤالات و موارد بيشماري كه شايد به ذهن هر اهل فن و نكتهبيني خطور كند سخت است. واقعيت اين است كه موضوع سلامت كاري و مديريت رفتار كارمندان در محيط كار از جمله مواردي است كه ناديده گرفته شده و جا دارد اين موضوع را مسئولان در برنامههاي خود قرار دهند. بدون شك بسياري از ناهنجاريها و كجخلقيهاي بين كارمند و ارباب رجوع و حتي روابط بين كارمندان ناشي از عدم مديريت رفتار كارمند و عدم توجه به روحيات او است.
هنگامي كه افراد به هر دليلي دچار مشكل ميشوند ناخودآگاه اين ناراحتي و تنشهاي روحي را به كارمندان ديگر هم منتقل كرده و بالطبع با ارباب رجوع خود نيز به درستي برخورد نميكنند. پس بهتر است كارفرما با توجه به اين موضوع با كارمند ناراحت خود صحبت كرده و به مشكلي كه پيش آمده است توجه و به او كمك كند تا خود را بازسازي كند.
در واقع يك كارفرماي مدير و مدبر هميشه آماده است تا به كارمندانش كمك كند، به آنها مشاوره يا راهنمايي دهد يا حتي براي آنها از يك مشاور روانشناسي بهرهببرد.
مديران موفق و خوشاخلاق ميدانند موفقيت آنان منوط به اين است كه يك محيط سالم و شاد براي كارمندان خود ايجاد كنند و افراد از كار كردن با آنها راضي باشند، اما امروزه اخم كردن و جدي بودن يكي از ژستهاي افراد در محيط كار شده است. گويا با اين ژست كارها بهتر پيش ميرود، در حالي كه با لبخند و شادكردن محيط، فضاي صميميتري در بين كاركنان ايجاد ميشود و افراد بدون اضطراب و نگراني كارهاي مرتبط به خود را انجام ميدهند.
دين اسلام به عنوان يك مكتب متعالى و آخرين و كاملترين دين آسمانى خنديدن و خوشرويي را امرى پسنديده مىداند تا آنجا كه پيامبر اكرم(ص) يكى از خوشروترين و خندهروترين افراد زمان خود بوده است.