کد خبر: 717399
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۶:۴۸
محسن غلامي
وقتي به جايي مي‌رويم كه شلوغ شلوغ است هميشه برخي چيزها حواسمان را يا جمع مي‌كند يا پرت! در واقع توي چشم مي‌زنند و گاهي هم باعث تعجب مي‌شوند.
حالا چه ربطي به نمايشگاه كتاب تهران دارد؟ اتفاقاً كافي است گذري حتي، چشم بچرخانيم كه‌ اي بابا بيا و ببين كه چه خبر است.
پر از بي‌خبري واقعاً؛ انصافاً اما شلوغ است انگار مردم منتظر بودند كه جمعه شود و هجوم بياورند. برخي دنبال كتاب شعرند و برخي هم رمان. عده‌اي هم كه تمام پول جيب‌شان را گذاشته‌اند براي كتاب‌هاي آموزشي و دانشگاهي.
انگار درد ما بچه‌ها همچنان كنكور است و دو زار پولي كه از پدرجان هم مي‌رسد بايد رهسپار اين نشر و آن نشر آموزشي كنيم! اين هم بگذرد بالاخره كه قرار است تمام شود. رمان و شعر منتظر ما باش البته سال‌هاي بعد. فعلاً خبري از پول نيست!
راستي اين جماعت دست به كيف آن هم مسافرتي‌اش را مي‌شناسيد؟ بكش بكشي وسط نمايشگاه گذاشته‌اند كه بيا و ببين. انگار كتاب نديده‌اند يا شايدم در پي درآوردن لج بقيه هستند كه داريم و مي‌خريم! بخريد نوش جانتان.
از همه رقم كتابي درون اين ساكشان پيدا مي‌شود از كتاب دانشگاهي گرفته تا آشپزي و رمان. با برنامه هم به نمايشگاه كتاب آمده‌اند با ليستي عريض و طويل. هر كتابي هم كه مي‌خرند روي اسمش خط مي‌كشند.  دختر و پسر و سالخورده هم ندارند حالا يكي با كيف بزرگ و يكي هم با 10 تا كيسه پلاستيكي. چقدر هم شوق و ذوق دارند. اين را بخر و آن را نخر!
سالخورده‌ها تعدادشان كم است اما همين‌هايي هم كه هستند از همه جنسش پيدا مي‌شود از معلم و استاد دانشگاه گرفته تا پيرمرد و پيرزني كه جا پيدا كرده‌اند كه سير و سياحتي خانوادگي داشته باشند.  بيچاره مردم نمايشگاه! جا هم براي نشستن ندارند. ببخشيد پله‌ها كه هست البته اگر دختران و پسران دم بخت بگذارند. اينها انگار زود زود خسته مي‌شوند! قربان ما پيرمردها كه كلاً سرپاييم و صدايمان هم در نمي‌آيد. امان از پا درد؛ ولش كن جاي ما هم براي همين دختر و پسرها.
جاي مسئولان هم در ميان مردم و بازديدكنندگان نمايشگاه خالي است و نبودشان حس مي‌شود واقعاً! جمعه هم مشغول كارند گويا. حالا مي‌آيند خيلي هم عجله نكنيم. ما فقط منتظر يك نفريم اگر امسال برخلاف پارسال، بيايد! مشتاق ديدارش هستيم.
سركي ميان راهروها و غرفه‌ها مي‌اندازيم تك‌به‌تك. برخي شلوغند، خيلي‌ها هم خلوت خب بسته به كتابشان دارد كه چه مي‌فروشند. شايد فقط آمده‌اند كه بگويند ما هم هستيم.
بالاخره جشن كتاب و مردم و اهالي قلم است، خودشان كه شاكي نيستند ما چرا شاكي باشيم. خيلي‌ها از شهرستان و پايتخت برنامه جدي دارند براي آمدن به نمايشگاه. از روستا گرفته تا كلانشهرها و هر چهره آشنا و غريبي را مي‌توان اين روزها در مصلي ديد.
انتظارمان اين است كه نمايشگاه روز به روز شلوغ‌تر شود به ويژه اينكه خيلي از مردم كتابخوان شهرستان‌ها شايد هنوز نيامده‌اند و البته اهالي قلم نيز كم لطفي كرده و كمتر حضورشان را در ميان غرفه‌ها شاهديم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار