کد خبر: 715657
تاریخ انتشار: ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۷:۰۱
قلمزن اصفهاني در گفت‌و‌گو با «جوان» از بي‌توجهي به صنايع دستي گلايه مي‌كند
هنر در ايران جايگاه ويژه‌اي دارد تا آنجا كه بسياري از مردم دنيا ايرانيان را به هنرشان مي‌شناسند.
معصومه طاهري
هنر در ايران جايگاه ويژه‌اي دارد تا آنجا كه بسياري از مردم دنيا ايرانيان را به هنرشان مي‌شناسند. در اين ميان وقتي حرف از هنر به ميان مي‌آيد اصفهان از جمله شهرهايي است كه بلافاصله نامش به ذهن متبادر مي‌شود. هنرمندان اين شهرگاه در خارج از كشور مشهورتر از داخل هستند به همين خاطر در اين زمان‌كه تحريم‌ها و ماجراي نفت اقتصاد كشور را مورد هجمه قرار داده بيش از پيش بايد هنر صنايع‌دستي تقويت و حمايت شود اما با اين وجود متأسفانه مسئولان براي كاهش بودجه قبل از هر چيز سراغ فرهنگ و هنر مي‌روند. اين در حالي ا‌ست كه اگر در اين عرصه به صورت حرفه‌اي ورود كنيم، نه تنها عرصه فرهنگ و هنر نام ايران و ايراني را در جهان برافراشته نگاه مي‌دارد بلكه به نوبه خود ارزآ‌ور و سوده‌ده نيز هست؛‌ در نبود سياست‌هاي درست و نگاه‌هاي مدبرانه، ‌هنر ايران زمين ضربه‌هاي جبران‌ناپذيري خورده است به همين بهانه‌ با محمدرضا رحماني استاد قلمزن، يكي از هنرمندان جوان اما كهنه‌كاري كه نسل اندر نسل در اين هنر استخوان خرد كرده‌اند و كارشان به يك برند بين‌المللي تبديل شده است، به گفت‌وگو نشستيم.

از چه زماني وارد اين هنر شديد؟
از سال 80 بود كه رسماً به‌ عنوان قلمزن حرفه‌اي وارد كار هنر شدم البته اين هنر در خانواده مادري‌ام موروثي بوده است و پدربزرگم از استادان شناخته شده اين هنر بودند. اصولاً براي آموزش اين هنر نياز است تا چند سالي شاگردي كرد تا كم و كيف كار را ياد بگيريم ولي خدا به من كمك كرد و فقط نزديك يكسال شاگردي كردم. سه تا چهار ماه نزد دايي‌ام از استادان فن اين حرفه بودم. بعد از آن پيش استاد محمدرضا جلالي و سه تا چهار ماهي هم نزد پسر استاد سايي يعني فرشاد سايي تلمذ كردم كه اين مدت زمان براي همه قلمزنان كافي نيست ولي خدا خواست من در اين مدت كوتاه خوب با پيچ وخم اين هنر آشنا شوم.

ويژگي هنر قلمزني نسبت به ساير هنرهاي سنتي چيست؟
ماندگاري و دوام آن است كه در طول زمان حتي اگر ضربه هم بخورد آسيب قابل توجهي نمي‌بيند در حالي كه هنرهاي ديگر اين مشخصه را ندارند مثلاً خاتم‌كاري هرچند زيباست اما در برابر رطوبت آسيب‌پذير است يا ميناكاري با كوچك‌ترين ضربه‌اي مواد آن مي‌ريزد و زيبايي خود را از دست مي‌دهد يا آثار مينياتوري در برابر رطوبت و آب دوام ندارند.

پس اين هنر جاي پرداختن زيادي دارد تا به عنوان يك هنر به صرفه صادراتي در نظر گرفته شود!
بله، اما متأسفانه نه به اين هنر و نه به هيچ كدام از هنرها توجه چنداني نمي‌شود و كاري در اين زمينه انجام نشده است. در سطح كشور ما حدود 300 نوع صنايع‌دستي داريم كه اگر با مديريت و برنامه‌‌اي اصولي روي آنها سرمايه‌گذاري مي‌شد، مطمئناً درآمد و سود‌آوري آن خيلي بالا مي‌رفت و ديگر به نفت اتكا نداشتيم ولي افسوس كه روي اين گنج‌هاي پنهان سرمايه‌گذاري و كار جدي نمي‌شود.

به نظر شما چطور بايد زمينه شناخت مردم را فراهم كرد؟
با تبليغات حتي به صورت غيرمستقيم بايد كمك كرد تا در قدم اول اين هنر شناخته شود. در فيلم‌ها و سريال‌ها اينقدر كه از لوازم لوكس و دكوراسيون غربي استفاده مي‌شود يك اثر قلمزني ديده نمي‌شود. حتي ساعت روي ديوار هم چيني است يا اگر در ادارات و سازمان‌هاي دولتي مي‌رويم اثري از هنر قلمزني نيست، اين تبليغات است كه مردم را نسبت به چيزي آشنا مي‌كند. ما در تلويزيون براي همه چيز يك شبكه داريم از ورزش گرفته تا طنز و شوخي اما براي هنر يك شبكه مجزا نيست تا هنرها معرفي شود، آن‌ هم هنرهايي كه مي‌توانند با صادرات خوب منبع درآمدزايي باشند.

چقدر بازار براي جذب توريست وجود دارد؟
توريست‌ها خيلي اين هنر را دوست دارند و استقبال مي‌كنند اما عيب بزرگي وجود دارد و آن‌ هم اين است كه ليدرها تنها با چند نفر خاص كار مي‌كنند و توريست‌ها را پيش آنها مي‌برند. وقتي توريست خريد كرد و رفت، بايد 20 درصد از سود را به ليدر بدهند، اين دلالي ليدرها هم هست كه توريست را كنترل مي‌كنند.

آيا با اين وجود كار هنري به صرفه است!؟
اگر بگذارند بله، اما به قول دوستي كه مي‌گفت سود در خريد است نه فروش. از هنرمند ارزان مي‌خرند ولي خودشان به چندين برابر مي‌فروشند.

كار بازاري با كار هنري چه فرقي دارد؟
كار بازاري سري‌كاري است تنها به پول و سود نگاه مي‌شود؛ يك كارگاه با چندشاگرد و توليد زياد و فروش خوب. در حالي‌كه يك هنرمند كه كار هنري انجام مي‌دهد كار را به خاطر اينكه هنر است انجام مي‌دهد. خود من هيچ وقت به كار بازاري فكر نكردم. وقت و عمرم را براي كار مي‌گذارم تا اثري خوب و بديع خلق كنم. الان كاري در دست دارم كه نهايتاً بايد 40 تا 50 روزه تمام مي‌شد اما 70 تا80 روز گذشته هنوز تمام نشده و مشغول به كار هستم چون مي‌خواهم با دقت و ظرافت باشد و يك كار خوب ارائه دهم. من هنرمندم و براي دلم كار مي‌كنم نه پول.

مشتري‌هاي شما عمدتاً چه طيفي هستند؟
اغلب تجار و سرمايه‌دار هستند، البته خيلي از اين افراد شايد اصلاً كار را نشناسند اما چون پول دارند اثر را مي‌خرند.

از چه كشورهايي؟
بيشتر سرمايه‌داران داخلي يا خارجي از امريكا و اروپا مشتري ما هستند اما چون بيشتر آثار ما چهره يا تصوير حيوانات است، عرب‌ها دوست ندارند و چندان رغبتي براي خريد ندارند.

چيني‌ها در همه هنرها به‌نوعي ورود داشتند در قلمزني چطور؟
بله، اينجا هم ردپاي چيني‌ها زياد است اما كارهايي با مواد پلاستيكي و بدون كيفيت توليد مي‌كنند كه كارايي چنداني ندارد و زيبا هم نيست. كپي‌كاري هيچ وقت مانند قلمزني نمي‌شود. چيني‌ها در همه چيز وارد شدند و بدل‌سازي مي‌كنند. در نمايشگاه قرآن غرفه‌اي بود كه ميناي كپي را در قاب گذاشته بودند و مي‌فروختند. وقتي به مدير نمايشگاه گفتم، ناباورانه جواب داد ما كاري به اين كارها نداريم؛ متأسفانه همه به پول و سود نگاه مي‌كنند و توجهي به هنر ندارند.

مردم تشخيص مي‌دهند؟
متأسفانه خيلي‌ها اثر اصل را از بدل تشخيص نمي‌دهند و نمي‌شناسند.

قلمزني فقط در اصفهان است يا در شهرهاي ديگر هم وجود دارد؟
در شهرهاي ديگر هم هست ولي خيلي كم و جزئي شايد به تعداد انگشتان دست فروشگاه‌هايي باشد. همان طور كه گفتم در مشهد سه تا چهار مورد بود، در تهران هم نديدم. مهد قلمزني در اصفهان است.

بعضاً هفته‌هاي فرهنگي بين كشورها برگزار مي‌شود. آيا اين قضيه در رشد و رونق صنايع‌دستي به خصوص قلمزني مؤثر بوده است؟
من اولين باري است كه از شما چنين چيزي را مي‌شنوم اصلاً از اين هفته‌ها و برنامه‌هايش اطلاعي نداشتم.

چرا شما كه هنرمند شناخته شده با آثار قابل توجهي هستيد؟
 امروز تعداد خاصي براي چنين اموري معرفي مي‌شوند كه همان‌ها انتخاب و اعزام مي‌شوند درحالي كه مي‌بايست فراخوان داده شود تا در فضاي باز همه هنرمندان بتوانند شانس خود را امتحان كنند و اگر توانايي ظهور و بروز در سطح بين‌المللي را دارند، ورود داشته باشند اما اصولاً اتحاديه با افرادي كه بيشتر كار مي‌كند، ارتباط دارد.
 
راهكار شما براي رونق صنايع‌دستي چيست؟
 دولت بايد هزينه كند و از لوازم و صنايع‌دستي و هنري استفاده كند، اين خود به خود باعث رونق كار مي‌شود. وقتي چند مهمان خارجي بيايند همين كه آثار هنري را ببينند خو‌ششان مي‌آيد و تبليغ مي‌شود. در اماكن عمومي از هنرها استفاده بشود مثلاً پدربزرگم ستون‌هاي فرودگاه كرمان را با مس كار كرد، بالاخره آنجا محل رفت‌و‌آمد زياد داخلي و خارجي است، كار معرفي مي‌شود يا ستون‌هاي خانه‌ها را با هزينه كم مي‌توان زيبا كرد. من يكي از علل اصلي مهجور بودن اين هنر را نبود تبليغات مي‌دانم كه شناختي روي آن نيست تا ميل و انگيزه براي خريد باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار