
اگر كسي مواضع عربستان را در روزهاي اخير بررسي كند به دو نكته سؤالبرانگيز برخورد ميكند؛ نخست استقبال اين كشور از نتايج آخرين مذاكرات هستهاي ايران و گروه 1+5 در لوزان سوئيس و دوم اعلام آمادگي وزير نفت عربستان براي همكاري درخصوص افزايش بهاي نفت. استقبال از نتايج مذاكرات سوئيس ابتدا از سوي سلمان بنعبدالعزيز پادشاه عربستان و سپس از سوي هيئت دولت اين كشور بيان شد و در هر دو مورد ابراز اميدواري شد كه اين توافق اثر مثبتي بر صلح و امنيت منطقه در پي داشته باشد. اعلام آمادگي براي افزايش بهاي نفت نيز از سوي علي النعيمي وزير نفت عربستان ابراز شد. استقبال از توافق هستهاي سوئيس از اين جهت سؤال برانگيز است كه عربستان به همراه رژيمصهيونيستي طي سالهاي گذشته از هيچ تلاشي براي به شكست كشاندن مذاكرات هستهاي ايران دريغ نكرده بود و به همين ترتيب اعلام آمادگي وزير نفت عربستان براي كمك به افزايش بهاي نفت نيز از اين جهت سؤال برانگيز است كه اين خود عربستان بود كه با ارزان فروشي زمينه سراشيبي و روند نزولي بهاي نفت را فراهم كرد. بنا بر اين بحث سؤال مهمي كه پيش ميآيد اين است كه چه عواملي موجب چرخش در مواضع عربستان در اين دو مورد شده است؟
در پاسخ به چرايي استقبال عربستان از توافق اوليه هستهاي ايران چند عامل محتمل به نظر ميرسد: نخست وعدهاي است كه عربستان در ازاي اين توافق از سوي كشورهاي غربي دريافت كرده است بهخصوص آنكه پيش از اين مسئولان سعودي اعلام كرده بودند هر امتيازي كه به ايران داده ميشود بايد به عربستان نيز داده شود. از اين ديد هرچند عربستان هيچ وقت نميتواند در سطح و اندازه ايران صاحب توان هستهاي شود، چراكه از يكسو دانش هستهاي ايران بومي است و از ديگر سو غربيها نيز چه به لحاظ امنيت رژيمصهيونيستي و چه به علت اينكه عربستان پايگاه فكري گروههاي تكفيري از جمله داعش و القاعده محسوب ميشود هيچ وقت حاضر به ارائه فناوري هستهاي بهخصوص در حد غنيسازي نه به عربستان بلكه به هيچ كشور عربي و اسلامي ديگر نميشوند اما شايد در حدي كه عربستان را در حوزه هستهاي نيز همانند ساير حوزههاي نظامي و اقتصادي به خود وابسته كنند، با اين كشور همكاري نمايند. دوم اينكه اولويتهاي عربستان بعد از تجاوز نظامي به يمن تغيير يافته و حتي طبق برخي ديدگاهها تمام هستي و موجوديت عربستان به سرنوشت جنگ يمن و پيروزي در آن گره خورده حال آنكه هيچ شاخص و نشانه روشني كه حاكي از پيروزي عربستان در اين جنگ باشد در دست نيست. از اين ديد با توجه به اينكه يك طرف توافق هستهاي ايران چهار قدرت بزرگ غربي يعني امريكا، انگليس، فرانسه و آلمان هستند كه با عربستان نيز روابط گستردهاي در حوزههاي مختلف دارند لذا عربستان نخواسته با ادامه مخالفتهاي گذشته خود با موضوع هستهاي ايران روابط خود را با اين كشورها تخريب كند. شايد هدف ديگر عربستان از اتخاذ رويكرد مماشاتطلبانه بهرهمندي از حمايت كشورهاي غربي در جنگ يمن باشد كه در معادلات كلان ميتواند بخشي از مابهازاي دريافتي عربستان باشد و در نهايت ميتوان به اين عامل نيز اشاره كرد كه عربستان زماني به اين توافق تن داد كه در سالهاي گذشته همه اهرمها و برگههاي بازي خود را بهكار گرفت و آنها را به مصرف رساند و از اين ديد عربستان با طيب خاطر و رضايت دروني با توافق هستهاي موافقت نكرده بلكه به ناچار تسليم شرايط شده و به اصطلاح با زرنگي كوشيده است روغن ريخته را نذر امامزاده كند. به همين ترتيب درباره چرايي ابراز تمايل عربستان به افزايش بهاي نفت نيز چند متغير و علت محتمل به نظر ميرسد.
نخست اينكه عربستان براي تأمين هزينههاي تجاوز نظامي به يمن به دلارهاي جديد نياز دارد. اين هزينهها به دو بخش تقسيم ميشود. يك بخش آن هزينههاي مستقيم جنگ است كه گفته ميشود حدود يكصد اف 16 و اف 15 جنگنده سعودي در اين عمليات مشاركت دارند و دوم هزينههاي غيرمستقيم است كه عمدتاً براي تشكيل ائتلاف صرف ميشود. اين بدين مفهوم است كه هيچ يك از كشورهايي كه عربستان را در اين جنگ همراهي ميكنند برخلاف آنچه در ظاهر ادعا ميشود براي مقابله با تهديد انقلابيون يمني به رهبري حوثيها نيست بلكه براي دسترسي به دلارهاي سعودي است كه حاضر به مشاركت در اين ائتلاف شدهاند. هزينههايي كه در اين بخش برعربستان تحميل ميشود بسيار بيشتر از هزينههاي مستقيم جنگ است. براي مثال برخي اطلاعات حاكي از اين است كه مصر براي مشاركت در اين جنگ 200 ميليارد دلار مطالبه كرده است. همچنين به نوشته عبدالباري عطوان سردبير روزنامه الراي عربستان به خانواده هر فرد اماراتي كه در جنگ يمن كشته شود، 500 هزاردلار، به پاكستاني 15 هزاردلار و به مصري 5 هزار دلار پرداخت ميكند و همين مسئله باعث واكنشهاي انتقادآميز در مصر شده است از جمله اينكه برخي از نويسندگان مصري خطاب به السيسي نوشتهاند كه آيا خون بقيه اعراب از مصريها رنگينتر است؟
عامل تأثيرگذار دوم در خصوص ابراز تمايل عربستان به افزايش بهاي نفت به خود نيازهاي امريكا و بهخصوص مطابقت افزايش بهاي نسبي بهاي نفت با سياست خودكفايي انرژي دولت اوباما بر ميگردد كه استخراج نفت و گاز شيل را توجيهپذير ميكند. با توجه به اينكه هزينه توليد هر بشكه نفت شيل (صخرهاي) به طور ميانگين 70 دلار تمام ميشود لذا كاهش بهاي نفت به زير 80 دلار اساساً استخراج آن را توجيهناپذير ميكند. از اين رو با توجه به اينكه كاهش بهاي نفت به سياست انرژي دولت اوباما در قطع وابستگي اين كشور به خارج از طريق افزايش توليد نفت شيل ضربه ميزند و آن را از مدار خارج ميكند لذا افزايش بهاي نفت با سياست دولت اوباما نيز هماهنگي دارد و اين نشان ميدهد همچنان كه كاهش بهاي نفت بنا به درخواست امريكا بوده لذا به نظر ميرسد ابراز تمايل عربستان براي افزايش بهاي آن نيز با چراغ سبز امريكا صورت گرفته است و در نهايت نكته قابل توجه ديگري كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه تا پيش از اين احساس ميشد يكي از اهداف مشترك امريكا و عربستان از كاهش بهاي نفت اعمال فشار بر ايران و روسيه در قبال بحران سوريه بوده است اما اكنون مشخص شده است كه موضوع هستهاي ايران نقش اصلي در اين زمينه داشته است. نكته قابل تأمل ديگر در اين ميان اين است كه خبرگزاريهاي غربي زماني كه تلاش عربستان براي كاهش بهاي نفت در ميان بود به شدت از اظهارات مسئولان سعودي استقبال ميكردند و آن را به كرات پوشش ميدادند اما اكنون كه تمايل عربستان براي افزايش بهاي نفت در ميان است يا ازكنار آن گذشتند يا به انعكاس حداقلي اكتفا كردند. اما در مجموع ميتوان گفت اگر واقعاً عربستان در پي افزايش بهاي نفت است در گام نخست بايد سقف توليد نفت خود را كاهش دهد حال آنكه در هفتههاي اخير به رغم كاهش بهاي نفت نه تنها سقف توليد خود را كاهش نداده بلكه افزايش هم داده است كه همين امر خود يكي از عوامل كاهش بهاي نفت بهرغم جنگ يمن است.