کد خبر: 704884
تاریخ انتشار: ۰۲ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۹:۱۹
حاشيه‌اي بر خاطرات تاريخي پروين غفاري از محمدرضا پهلوي و عرصه سينماي ايران
رضا رادمنش

با پيروزي انقلاب اسلامي و سقوط سلطنت پهلوي در 22 بهمن ماه 1357، پرده‌هاي ابهام از زندگي خصوصي شاه، درباريان و ساير اعضاي خانواده سلطنتي كنار رفت و با انتشار كتب حاوي خاطرات درباريان و اطرافيان شاه در سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ابعادي از اين فساد عيان شد.

«تا‌ سياهي» خاطرات پروين غفاري، يكي از معشوقه‌هاي شاه است كه در دوراني از زندگي شاه انيس و مونس تنهايي او بود و پس از مدتي همچون تفاله‌اي به بيرون از دربار رانده شد. راوي خاطرات خود حكايت خواهد كرد كه چگونه از چاله و لجن‌زار دربار بيرون رانده شد و در چاه ويل سينماي مبتذل آن دوره سقوط كرد و به‌گونه‌اي ديگر مورد سوء‌استفاده قرار گرفت. خواننده اين كتاب به گاه مطالعه سطور اين خاطرات از بعد ديگري به فساد حاكم بر دربار شاهي نظر مي‌افكند كه در طول 37 سال حكومت به تنها چيزي كه نمي‌انديشيد مردمي بود كه سرانجام او را از اريكه قدرت به زير كشيدند.

راوي خاطرات در دوران دوشيزگي و نوجواني يعني شانزده سالگي به دربار راه يافت. در آن زمان فوزيه از شاه جدا شده و به مصر بازگشته بود. ثريا نيز هنوز به دربار نيامده بود. پروين در اين فاصله براي سرگرمي ديكتاتور به عنوان معشوقه انجام وظيفه مي‌كرد. اين در حالي است كه بررسي مطبوعات و رسانه‌ها در آن دوره نشان مي‌دهد شاه با وقاحت تمام سعي زيادي در عوام‌فريبي داشت. او خود را نظركرده ائمه اطهار(ع) و اولياي دين معرفي، سفرهاي پر سر‌و‌صدايي براي زيارت عتبات عاليات و در مراسم مذهبي شركت فعال مي‌كرد و همه اينها براي آن بود تا از خود چهره‌اي مسلمان و متدين در اذهان پديد آورد. غافل از اينكه به قول حافظ شيراز: به تلبيس و حيل ديو مسلمان (سليمان) نشود...

انتشار اين خاطرات و مواردي نظير آن در سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي از سوي وابستگان به دربار و كساني كه در ماجراهاي پشت پرده آن نقشي داشته‌اند، پرده مسلمان‌نمايي و سلامت اخلاقي سردمداران رژيم، خصوصاً شاه را دريده است. در مطالعه اين خاطرات خواننده بايد نكاتي را مد نظر داشته باشد:

1ـ به ياد آوردن خاطرات با اتكا بر ذهن هيچ‌گاه خالي از اشتباه و نقض نيست. عوامل متعددي مي‌توانند اين وضعيت را تشديد يا تعديل كنند.

از جمله عوامل تشديدكننده، كبر سن است كه موجب فراموشي اسامي و جابه‌جايي حوادث، وقايع، تاريخ‌ها و... مي‌شود و در مقابل مقايسه و استفاده از خاطرات ديگراني كه در آن دوره در حوادث و ماجراها نقش داشته‌اند، مي‌تواند تا حدود زيادي نقايص را برطرف كند و حتي بر حوادث و وقايعي كه به علت گذر زمان به زواياي تاريك ذهن رانده شده‌اند، پرتو افكند. راوي اين نوشته زني بود دچار كبر سن و به همين دليل اين خاطرات از آن نقص و اين تصحيح مستثنا نيست. ضمن آنكه از نقل هر موضوعي كه محل ترديد و اشتباه بود، پرهيز شده است تا موجب اغتشاش ذهن خواننده و بر صحت و اعتبار نوشته خدشه‌اي وارد نشود.

2ـ نكته‌ دوم اينكه راوي در زمان ورود به دربار دوشيزه‌اي نوجوان بود و در آن زمان قادر به تشخيص و بينش كافي براي ثبت دقيق ماجراها با ديدي نقادانه نبوده و آنچه را در اين خاطرات رقم زده، پس از گذشت ساليان متمادي فراهم آورده و به همين دليل بديهي است در آن زمان به دليل وضع خاصي دربار و قدرت مطلقه شاه با ديد مثبت و ستايش‌آميزي به شخص شاه مي‌نگريست و لابد در رؤياي ازدواج با او و ملكه شدن در يك سرزمين بلازده سير مي‌كرده است. اين‌گونه است كه فقدان بينش وي سبب نگاه سطحي به مسائل دربار و شخص شاه شده است...

با تمام اين تفاصيل خواندن اين خاطرات ـ اگر چه متن اصلي بسيار بيش از اين بود و بخش‌هايي از آن آورده نشده و نيز برخي مطالب به خاطر مضامين مبتذل و غيراخلاقي و به دليل حفظ عفت عمومي حذف شده است ـ مي‌تواند گوشه‌هايي ناگفته از زندگي خصوصي شاه و درباريان و فساد حاكم بر منش و روش اين مردمان را باز گويد و نيز ابتذال رايج «فيلمفارسي»هاي پديدآمده در آن دوره را عيان سازد، شايد خواننده علاقه‌مند به اين قبيل خاطرات را مفيد افتد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها