مصطفي احمدي، رئيس اتحاديه آجيل و خشكبارگفت: تخمه مرمري و بادام زميني چيني، بادام هندي سريلانكايي و هندي، مغز بادام و تخمه آفتابگردان مكزيكي و كانادايي و گردوي شيليايي از جمله آجيلهاي خارجي موجود در بازار آجيل ايران هستند.
اولاد آدم در همينجا ضمن اعلام قدرداني از اعلام خبر فوق، نميداند چه دليل داشت كه تأييديه فوق صادر شود. آجيلمان هم شده است خارجي. پس چه چيزمان داخلي است؟ الو... قطع شد! عارضم به حضور انور مباركتان اكنون كه واحدهاي فروش به اندازه كافي آجيل و خشكبار قروقاطي ايراني و خارجي دارند ولي به دليل ركود بهوجود آمده، مشتري نيست و كسي آجيل و خشكبار نميخرد، نميخورد و حتي ديگر در سينماها كسي پوست تخمه هم نميريزد (حتي اگر قيصر هم نشان بدهند كه كم مانده است نشان بدهند) بايد يك كاري كرد! خب ميپرسيد بايد چه كار كنيم؟ از يك سو ميرويم تن تن وارد ميكنيم. از طرف ديگر هم كه ملت ديگر ناي آجيل خريدن برايشان نمانده! بله! درست فكر ميكنيد. صادر ميكنيم. مگر آجيل چه از شكر كمتر دارد كه وارد ميكنيم و صادر! چه كمتر از پوشاك و فلان و بهمانمان دارد؟ هان! جواب بدهيد! به اين حرف رئيس اتحاديه آجيل و خشكبار، درباره وضعيت تخمه جاباني (كه در زبان عام به تخمه ژاپني معروف است) و تجارت آن به عراق، كه گفته «ما به طور كلي با صادرات مشكل نداريم ولي صادرات بر قيمتهاي داخلي تأثير ميگذارد» هم گوش ندهيد. مگر قيمت مرغ بالا رفت و در هفته اخير با 8/8 درصد افزايش قيمت در بين كالاهاي خردهفروشي خوراكي صدرنشين شد، كسي چيزي گفت؟ فقط آقايان گفتند ما انبارهايمان پر است، دليلي ندارد كه گران بشود. اما شد! ما همه چيزمان همينطور است دستور ميدهيم و نميشود. امر ميكنيم مرغ گران نشود و ميشود. امر ميكنيم زايندهرود خشك نشود و ميشود. امرمان را كسي گوش نميدهد. لابد پنبه در گوش دارند. لابد موسيقي متاليكا گوش دادهاند و كر شدهاند مرغها. صدبار گفتيم براي مرغها موسيقي موزارت بگذاريد تا تخمهايشان دو زرده شود. همهاش كار خودشان را ميكنند.... اي واي دل! اصلاً بياييد يك كاري بكنيم كارستان. مگر نان را گران نكردند و بعد ديدند مردم آخ نگفتند و آزادسازي را شروع كردند و باز هم مردم آخ نگفتند و حالا تعيين قيمت جديد نان با محاسبه هزينههاي نانوايي قرار است محاسبه شود. خب اين كار را براي همه چيز انجام ميدهيم. مثلاً در حوزه صنعت خرج سفر نوروزي وزير با اهل و عيال را هم ميكشيم روي خودرو. در حوزه دام و طيور، مخارج اياب و ذهاب منشي و معاون وزير مربوط را ميكشيم روي مرغ و خروس و همينطور گاز را بگير و برو و بيا و بايست و پنچر شو...
به من ايراد نگيريد. برويد شيوهنامه اجرايي تعيين قيمت انواع نان را كه ابلاغ شده ، بخوانيد. از شير مرغ تا جان آدميزاد را به پايمان نوشتند و رفت. آخ هم نگفتيم. در اين شيوهنامه همه هزينههاي سربار به علاوه ساير هزينهها شامل آب، برق، سوخت، عوارض و تعميرات، قيمت نان را در سراسر كشور مشخص ميكند. بله! شيوهنامه تعيين قيمت انواع نان پس از بررسيهاي كارشناسي تصويب و براي اجرا به اصناف ابلاغ شده است. هدف اين شيوهنامه تعيين ضوابطي درخصوص ارائه وحدت رويه در تعيين قيمت نان در سراسر كشور است تا از بروز تخلفات از قبيل گرانفروشي و كمفروشي جلوگيري كنيم. اين شيوهنامه ميتواند مبناي محاسبه قيمت نان در سراسر كشور قرار بگيرد و همچنين نظارت را بهتر و از بروز برخي تخلفات پيشگيري كند. اين شيوهنامه مسير را دقيقاً روشن و از برخوردهاي سليقهاي جلوگيري خواهد كرد. مبناي احتساب هزينههاي حقوق و دستمزد در اين واحدها نيز مطابق با اسناد و مدارك مثبت و حداكثر تا سقف ميزان دستمزد تعيين شده توسط مراجع قانوني ميباشد. بله توجه كرديد. اين«مطابق با اسناد و مدارك مثبت» مرا كشته است. ما ملت مثبتي هستيم. همه بچه مثبتيم. اسنادمان هم مثبت است. اگر اسناد منفي داشته باشيم گيماور ميشويم. در همينجا از كليه دستاندركاران امور ميخواهم كه براي گران كردن اجناس خود به دنبال جمعآوري اسناد مثبت باشند. اين اسناد مثبت است كه هيچگاه منفي نميشود. تازه منفي در منفي ميشود مثبت. آخ!