
بر اساس آخرين اخبار، براي اولين بار پس از وقوع انقلاب اسلامي تراز گردشگران كشور به نفع گردشگران ورودي مثبت شده است؛ اتفاقي درخشان در حوزه گردشگري كه نشان ميدهد براي اولين بار بعد از 30 و اندي سال آمار ورود گردشگر به كشورمان از آمار خروج گردشگر پيشي گرفته است؛ گردشگري در ايران شكوفا شده و با توجه به اين موضوع انتشار گزارشدر رسانههاي خارجي درباره رشد گردشگري ايران و لزوم توجه گردشگران دنيا به اين مقصد تازه ديگر چيز عجيب و تازهاي نيست.
جان سيمپسون، گزارشگر روزنامه «ديلي تلگراف» و خبرنگار مشهور انگليسي و سردبير بخشجهاني بيبيسي است. وي كه در طول دوران خبرنگاري خود، به بيش از ۱۲۰كشور جهان مسافرت كرده در گزارشي مفصل و با حسرت ايران را جذابترين كشور روي كره زمين معرفي كرده است.
به گزارش «جوان»، گزارشگر تخصصي حوزه سفر و گردشگري روزنامه «ديلي تلگراف» با توجه به نزديك شدن فصل تعطيلات سال نو ميلادي در ابتداي گزارش خود نوشته است: «درست است وقتي پاي تعطيلات به ميان ميآيد موضوع سفر به شكلي افراطي دغدغه شب و روز من ميشود. همه داستانها و چيزهايي كه از من درباره اقامت دو هفتهاي در دوبي يا مالديو را شنيدهايد فراموش كنيد؛ لطفاً از كنار كشوري كه ميخواهم آن را براي گذراندن يك تعطيلات فوقالعاده به شما معرفي كنم بياعتنا رد نشويد؛ منظورم ايران است.»
سيمپسون در ادامه نوشته است: «بسيار خب! من از ايران نام بردم و حالا شما به فكر جمعيتي از مردان و زنان خشمگين و سياه پوش ميافتيد كه مدام فرياد «مرگ»سر ميدهند؛ به ياد سنگسار ميافتيد. اين مسائل به همان قوت و احتمالي در ايران وجود دارند كه مثلاً شما ممكن است در آفريقاي جنوبي ربوده شويد يا در امريكا به طور تصادفي و به ضرب گلوله كشته شويد (احتمالاً اشاره نويسنده به تيراندازيهاي مرگبار در مدارس امريكا است). اين مسائل هنجارهاي اجتماعي نيستند. آنها تنها اخباري هستند كه امثال من آنها را (با اصرار) در گزارشهاي خبريمان ميگنجانيم! پس بياييد از نو شروع كنيم»
اينجا عربستان نيست!آنچه ظاهراً توجه اين گزارشگر انگليسي را به خود جلب كرده است كشف حقيقت جامعه ايران است؛ حقيقتي كه از پيشفرضهاي ذهني او و بسياري از مردم اروپا فاصله زيادي دارد. گزارشگر روزنامه «ديلي تلگراف» در ادامه گزارشش ايران را با عربستان سعودي مقايسه ميكند. او نوشته است: «اينجا عربستان سعودي نيست: زنان ميتوانند رانندگي كنند و در كسب و كار مشاركت داشته باشند... يك غربي تا زماني كه معقول رفتار كند و لباس بپوشد به هيچ وجه با جبر و برخوردي مواجه نميشود.»
اين گزارشگر انگليسي مينويسد: «من اين موهبت را سالها پيش و در دهه 80 ميلادي درك كردم؛ زماني كه به خود جرئت دادم و براي پوشش تظاهرات ضد انگليسي در تهران راهي خيابانها شدم.
آن زمان خيلي جوانتر بودم و يك فيلمبردار مهربان و مسن نيز مرا همراهي ميكرد. جمعيت زياد بود و همه شعار ميدادند: «مرگ بر تاچر». از فيلمبردارمان خواستم كه از يك ديوار كوتاه بالا برود و از من در حالي كه درون اين جمعيت خشمگين راه ميروم تصويربرداري كند. در اين هنگام «جان» با نگاهي آشفته رو به جمعيت به من گفت: «واقعاً فكر ميكنم كه الان موقعش نيست اين كار را انجام دهي.» اما من يادم بود كه قبلاً يك خبرنگار امريكايي نظير چنين كاري را انجام داده است. به همين خاطر به دل جمعيت زدم و به آنها پيوستم؛ لبخند ميزدم و به آنها توضيح ميدادم كه من يك انگليسيام! آنها هم راه را براي من باز ميكردند، به من دست ميدادند و اداي احترام ميكردند!»
اصفهان نيمه بهتر دنيا است!گزارشگر تخصصي سفر و گردشگري روزنامه «ديلي تلگراف» انگليس كه يكي از روزنامههاي تيراژ بالا و پر مخاطب در اروپا محسوب ميشود خطاب به گردشگران سرتاسر دنيا به خصوص گردشگران اروپايي و حتي انگليسي كه سالها با پيام هشدار سفر به ايران از سوي وزارت امور خارجه خود مواجه بودهاند مينويسد: «اگر يك روز عصر را در گوشه و كنار اصفهان سپري كنيد، شهر بينظير و بيرقيب شاه عباس و زاينده رود با نمايي دور از تپههاي بنفش رنگ زاگرس در زير نور غروب آفتاب، بزرگترين مشكلتان تنها «نه» گفتن به مردم مهرباني خواهد بود كه در پاركها و باغها بساط پيك نيكشان را پهن كردهاند و مدام از شما دعوت ميكنند كه به آنها بپيونديد.»
او در بخش ديگري از گزارش خود در وصف اصفهان كه يكي از پر بازديدكنندهترين شهرهاي ايران محسوب ميشود نوشته است: «ايرانيهاي ميگويند «اصفهان، نصف جهان»؛ وقتي شما هم در اين شهر باشيد و در حياط هتل عباسي بنشينيد و چاي بنوشيد آن وقت فكر ميكنم كه شما هم قبول كنيد و بگوييد كه «بله اما اصفهان آن نيمه بهتر دنيا است.»
نكته جالبي كه سيمپسون به آن اشاره ميكند در پاراگراف آخر گزارش او است؛ آنجا كه اين گزارشگر انگليسي به مخاطبانش اطمينان خاطر ميدهد كه براي اين تعريف و تمجيدهايش از معاونت گردشگري ايران پولي دريافت نكرده است: «شايد احتمالاً فكر كنيد كه به خاطر گفتن اين حرفها از «هيئت گردشگري ايران» (البته اگر چنين نهادي وجود خارجي داشته باشد) پولي دريافت كردهام اما بايد بگويم كه اكنون پنج سال است كه از ورود به ايران منع شدهام و نميدانم كه آيا دوباره ميتوانم به اين كشور بازگردم يا خير. باور كنيد كه آن كسي كه ضرر كرده من هستم!