انتشار اين مجموعه كه منتخبي از دفتر اشعار، يك مصاحبه و سه مقاله تحقيقي - ادبي است، قرار بود به مناسبت دومين سالگرد كوچ آسماني نويسنده دردمند و محقق ارجمند، علامه دواني صورت پذيرد كه بنا بر عللي تا امروز به تعويق افتاد. يكي از علل تأخير آن، اين بود كه در آستانه چاپ گزيده اشعار دفتر به منابع ديگري از اشعار ثبتشده استاد فقيد دست يافتيم كه مهمترين آنها دفتر ديگري با قدمت بيشتر و سپس پاكنوشتههاي منفردي از اشعار مذكور و همچنين متن چاپشده برخي از اشعار در مجلات و كتب گوناگون بود. اين مهم با همت و حوصله برادر صبورم، محمدحسن رجبي كه آشنايي ويژهاي با خط آن بزرگوار داشت و بسياري از خطوط تقريباً محو شده را از اوراق قديمي بهدقت بازنويسي كرد و همچنين خواهر مهربانم، معصومه رجبي زحمت پاكنويس و تنظيم اشعار را عهدهدار شده بود، انجام پذيرفت و دستمايه اصلي براي انتشار اين دفتر شد. تفاوتي كه در برخي از اشعار وجود داشت، حاكي از حذف و اضافه بخشي از ابيات بود كه خودبهخود نوعي گزينش از بين اشعار مشابه را ايجاب ميكرد. بالطبع آخرين پاكنوشتهها يا واپسين چاپشدهها ملاك انتخاب قرار گرفت، هرچند كه افسوس و دريغ فقدان فرصت كافي براي جستوجوي باقيمانده اشعار همچنان باقي ماند. فيالمثل در توحيد و نعت شفاهاً اشعار متعددي را از آن عزيز شنيده بوديم كه گاه و بيگاه به مناسبتي از حفظ ميخواند يا با آهنگ دلنشيني ـ اغلب دشتي ـ زمزمه ميكرد، ولي آنها را در هيچيك از اوراق به دست آمده نيافتيم و تنها به يك رباعي و يك قطعه دوبيتي بسنده كرديم. همچنين بود برخي غزليات، قصايد، رباعيات و دوبيتيها كه از آنها تنها حسرتي در دل ماند. در پايان دفتر اشعار هم مؤخرهاي از اشعار سروده شده در سوگ آن رحيل محبوب از دوستان و نزديكان وي درج شده است. «سخن آخر» مؤخره با ابياتي از نگارنده اين سطور پايان مييابد كه بيان شأن شاعر فقيد و حكايت اين دفتر از اشعار دردمندانه اوست. مقالات اول تا سوم نيز برگرفته از مقدمه مفصل محقق فقيد بر كتاب «شوق مهدي» ملامحسن فيض است كه جملگي با تلخيص به لحاظ خوانندگان ارجمند ميرسد. افسوس و صد افسوس كه آن بزرگوار فرصت برآوردن آرزوي خود را كه نوشتن كتبي درخصوص شعر و شاعران بزرگ بود، هرگز نيافت تا اجمال مسطور در اين مقالات را تفصيل شايستهاي دهد. باري، اين مقالات نيز كه 35 سال قبل به رشته تحرير در آمده و جامه طبع پوشيده است، نشاني از پيشگامي آن نابغه كمنظير در حوزه طرح مسائلي است كه هنوز هم آنگونه كه بايد و شايد در عرصه هنر و ادب ديني مورد بحث جدي قرار نگرفته است. در اين خصوص نيز نظير زندگينامهنگاري دانشمندان شيعه، تاريخ انقلاب اسلامي، موعودشناسي و داستاننويسي تاريخي، فضل تقدم ـ به شهادت تاريخ نشر آثار مشابه ـ به علامه دواني تعلق دارد. البته بعيد نيست ببينيم برخي فرصتطلبان همانگونه كه در تمام عناوين يادشده نه فقط متأخران را بر آن نويسنده فقيد مقدم دانستند، بلكه حتي در موارد بارزي نظير تاريخنگاري انقلاب اسلامي ـ كه وي 40 روز پس از آغاز نهضت روحانيون ايران به رهبري امام خميني(ره) نخستين كتاب آن را در ديماه 1341 نگاشته و نشر داده بود ـ نام پرآوازه او را از ليست مورخان انقلاب اسلامي حذف كردند و انتشار 11 جلد كتاب عظيم «نهضت روحانيون ايران» وي را در اوان پيروزي انقلاب اسلامي ناديده گرفتند، در اين زمينه نيز حد انصاف و مروت خود را نشان بدهند و او را متأخر از نو رسيدگان وابسته به اين و آن جناح سياسي معرفي كنند. (1) اين يادداشت را با ابياتي از آن دردمند وارسته به پايان ميبريم .
گلزار آدميت، پژمرده از منيت
اين گونه كبر و نيت، آن زيب و فر ندارد
هان اي گل بهشتي، از غنچه رخ برآور
كاين گلبن فسرده، تاب تبر ندارد
شكوي و بيقراري، افغان و آه و زاري
در راه جان نثاري، جانا اثر ندارد
در اين سراي فاني و آن دار جاوداني
جز درگهت، دواني، جايي نظر ندارد
پينوشت:
(1) به آخرين مصاحبه استاد فقيد در كتاب حاضر در پاسخ به پرسشهاي «كدام يك از تأليفاتتان بيشتر به دلتان نشسته است؟» و «نقش تاريخ در فقه را چگونه ارزيابي ميكنيد؟» مراجعه شود.