مردي كه بعد از مصرف ماده مخدر شيشه دست به اسلحه برده بود فكر نميكرد به اتهام قتل پاي ميز محاكمه حاضر شود. مرد جوان كه سهراب نام دارد روز گذشته به قضات دادگاه گفت مقتول بيگناه بوده و در توهم مواد دست به قتل زده است.
به گزارش خبرنگار ما، پس از اينكه قاضي باقري، رئيس شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران، رسميت جلسه را اعلام كرد، نماينده دادستان در جايگاه قرار گرفت و در شرح كيفرخواست گفت: متهم 35ساله پرونده كه همراه مأموران از زندان به دادگاه منتقل شده سهراب نام دارد. او به خوبي 14 بهمن ماه سال گذشته را به ياد ميآورد. روز حادثه به مأموران پليس رباطكريم خبر دادند كه حادثهاي خونين در يكي از محلههاي شهر اتفاق افتاده است. وقتي مأموران به محل رسيدند، فهميدند كه سهراب پسري به نام سياوش را با شليك گلوله به قتل رسانده و از محل گريخته است. مأموران بعد از دو ماه تحقيق، سهراب را بازداشت كردند. او در بازجوييها به جرم خودش اقرار داشته و درخواست ميكنم تا به اتهام يك فقره قتل عمد، نگهداري سلاح و مهمات و سرقت خودرو مجازات شود.
پس از آن اوليايدم درخواست قصاص كردند. مادر مقتول گفت: پسرم چند سال بود كه در يك كارواش كار ميكرد. روز حادثه به من گفتند همراه يكي از دوستانش كه نادر نام دارد به خانه سهراب رفته است. چند ساعت بعد هم تماس گرفتند و گفتند كه او فوت شده است. من پسرم را با سختي زياد بزرگ كردم و درخواست ميكنم تا متهم قصاص شود.
در ادامه متهم به درخواست قاضي در جايگاه قرار گرفت و اتهام قتل را پذيرفت و در شرح ماجرا گفت: مدتي بود كه 500هزار تومان به پسري به نام نادر بدهكار بودم. روز حادثه تماس گرفت و گفت پولش را ميخواهد. آن روز مقدار زيادي مواد مصرف كرده بودم و حال خوبي نداشتم. نادر را از وضعيت خودم با خبر كردم و خواستم روز ديگري براي گرفتن طلبش بيايد اما او مدام پشت تلفن فحاشي كرد تا اينكه ساعتي بعد زنگ خانه را زد. من كه عصباني بودم، اسلحهكلاشنيكف را برداشتم. داخل اتاق دو تير شليك كردم تا نادر بترسد و از محل برود. وقتي مقابل در خانه رسيدم، ديدم كه نادر همراه پسري به نام سياوش مقابل خانه ايستاده است. من سياوش را ميشناختم و با او اختلافي نداشتم.
نادر در حالي كه قمه كشيده بود، شروع به فحاشي كرد و خواست پولش را بدهم اما آن موقع پولي نداشتم. اسلحه را مسلح كردم و خواستم تير هوايي شليك كنم كه سياوش لوله اسلحه را گرفت و در همان حال كه درگير بوديم، انگشتم روي ماشه رفت و گلوله شليك شد. وقتي سياوش روي زمين افتاد، ديدم كه نادر در حال فرار است. سياوش را بلند كردم و به ماشين نادر منتقل كردم. از او خواستم بيايد و سياوش را به بيمارستان منتقل كند اما از محل گريخت. من هم كه ترسيده بودم از محل فرار كردم تا اينكه مأموران چند ماه بعد من را بازداشت كردند.
قاضي سؤال كرد: اسلحه را از كجا آورده بودي؟ متهم جواب داد: مدتي قبل يكي از دوستانم اسلحه را به من داد و خواست آن را امانت نگه دارم تا اينكه حادثه اتفاق افتاد. وقتي قاضي درباره سرقت خودرو سؤال كرد، متهم جواب داد: يك روز يكي از دوستانم سوئيچ و مدارك ماشيني را به من داد و خواست آن را جابهجا كنم. وقتي سوار آن ماشين شدم مأموران از راه رسيدند و بازداشتم كردند. بعد فهميدم كه آن ماشين سرقتي بوده اما من نقشي در ماجراي سرقت آن نداشتم.
وكيل متهم نيز به هيئت قضايي گفت: گزارش پزشكي قانوني نشان ميدهد كه موكل من دچار اختلال شخصيت است. نحوه درگيري نشان ميدهد كه گلوله به صورت اتفاقي شليك شده و موكل آگاهي نداشته كه حادثه باعث مرگ ميشود. هر چند موكل قبول دارد كه مرتكب قتل شده است اما برايش درخواست صدور حكم شايسته دارم.
متهم در آخرين دفاع از اوليايدم درخواست گذشت كرد و گفت مقتول بيگناه كشته شد و حادثه ناخواسته اتفاق افتاد. قاضي باقري بعد از شنيدن دفاعيات متهم با اعضاي دادگاه- ملكي، متين راسخ، زجاجي و قاضي- وارد شور شد.