دوران كودكي و تحصيلات ابتدايي خود را در روستا سپري كرد و در امر باغباني به كمك خانوادهاش همت ميگماشت. در بدو پيروزي انقلاب و با شروع ظلم و ستم گروهكها با وجودي كه 11 سال بيشتر نداشت، سنگر تحصيل را رها كرد و به عضويت بسيج مردمي درآمد.
نظير نوجوان مخلصانه به مردم روستايش خدمت ميكرد گاهي مواقع در تداركات كمك ميكرد گاهي هم در تبليغات. مسئولان و فرماندهان چون سن و سال كم او را ميديدند، اجازه نميدادند كارهاي سنگين انجام دهد. اما نظير به محض اينكه فرماندهان از او دور ميشدند شروع به كارهاي فرهنگي ميكرد و همراه رزمندگان به گشتزني ميپرداخت. در همين گشتزنيها بود كه در شهر نوسود توسط گروهك خودفروخته دموكرات دستگير و به دستور يكي از فرماندهان ارشد ضدانقلاب به يكي از پايگاههاي آنها برده شد.
نظير را با قاطر به طرف دزآور برده و در نزديكي دكل تلويزيون نرسيده به روستا توسط يكي از همان ضدانقلابي كه او را با خود ميبردند به شهادت رسيد. در حالي كه هنوز به 13 سالگي نرسيده بود. سپس ضدانقلاب به اهالي روستاي دزآور خبر ميدهند كه يكي از بچههاي روستاي شما را در دكل به شهادت رسانديم برويد او را بياوريد و تحويل بگيريد. مردم خوب دزآور نيز به بدرقه آن شهيد نوجوان، فهميده منطقه اورامانات ميروند و با تشريفات لازم و با بدرقه خوب و با احترام خاص تن مطهرش را به دزآور منتقل ميكنند.
شهيد نظيراحمدي در 5 بهمن 1359به شهادت رسيد و در گلزار شهداي دزآور دفن و به خاك سپرده شد.
فرشتهاي با بالهاي خونين
روايتي از شهادت اسماعيل ويژه
اسماعيل ويژه نيز يكي ديگر از همان خادمان و سربازان دلسوز بود كه در 20 آبانماه سال 1349 در يكي از روستاهاي خوش آب و هواي لهون ديده به جهان گشود. پدر اسماعيل فرد مؤمن و زحمتكشي بود، اسماعيل فرزند دوم خانواده بود. او دو يا سه سالي از مدرسه ابتدايي خود را در زادگاهش سپري كرد.
بعد از انقلاب به علت هجوم دشمنان به همراه خانوادهاش مجبور به ترك روستا و رفتن به شهر پاوه شد. او در همان شهر مشغول به ادامه تحصيل شد. اسماعيل فردي مؤمن بود و نماز و طاعات و روزه و قرآن خود را ترك نميكرد. همواره مشغول فعاليتهاي فرهنگي و مذهبي بود. وي اهل طريقت بود و از غيبت و دروغ و تهمت متنفر بود. شهرستان پاوه هميشه از طرف هواپيماهاي عراقي مورد تجاوز قرار ميگرفت و در حال بمباران بود. اسماعيل در حالي كه به همراه دوستانش براي كمكرساني به كمك مجروحان ميرفت، مورد هجوم تركشهاي هواپيماهاي عراقي قرار گرفت و در سيامين روز از ارديبهشت ماه 1367 به درجه رفيع شهادت نائل شد.
زندگينامه شهيد عزت نيكرفتار
عزت نيكرفتار فرزند محمد مؤمن در پنجم خردادماه 1320 در خانواده فقير و كارگري در روستاي دزآور از توابع شهرستان پاوه بخش نوسود به دنيا آمد. محمد با مشكلات زيادي در دوران رژيم شاهنشاهي دست و پنجه نرم ميكرد تا فرزندانش بدون هيچگونه مشكلي بزرگ شوند. هنگامي كه تنها پسرش عزت به دنيا آمد از خوشحالي نميدانست چه كار كند و همواره خداوند را قدرداني ميكرد. عزت همواره در امور خانه و كارهاي كشاورزي به پدرش كمك ميكرد تا اينكه به سن ازدواج رسيد. خانواده براي ازدواج او پيشقدم شدند و عزت به سنت ديرينه پيامبر روي آورد و ازدواج كرد.
بعد از ازدواج در كنار پدر به دامداري و باغداري مشغول شد. عزت پس از پيروزي انقلاب اسلامي به خاطر آزار و اذيت ضدانقلاب همراه با ديگر همولايتيهايش مجبور به ترك روستا شد و به شهرستان مريوان و پاوه مهاجرت كرد.
اما با در پيش گرفتن جهاد و طي عمليات غرورآفرين والفجر 10 در تاريخ 26/12/1366 زادگاهش را از چنگال دشمن آزاد كرد. پس از پايان جنگ تحميلي نيز عزت در تاريخ 12/7/1369 هنگامي كه مشغول كمك به پدر و كسب رزق حلال بود بر اثر انفجار مين به درجه رفيع شهادت نائل شد و در گلزار شهداي مرقد حاجي پاوه دفن شد.