از زماني كه نظام سياسي جديد در عراق برپا شده است عربستان از هيچ تلاشي براي تغيير آن دريغ نكرده است و از هر شيوهاي ولو غيرمشروع در اين مسير بهره گرفته است. اما به محض اينكه حيدرالعبادي به نخستوزيري عراق معرفي شد، ملك عبدالله پادشاه عربستان در پيام تبريكي خطاب به وي نوشت: «بسيار خشنوديم كه رياست دولت جديد عراق را به شما تبريك ميگوييم. از خداوند عزوجل ميخواهم شما را موفق گرداند و در بازگرداندن اتحاد ميان فرزندان ملت دوست و برادر عراق، حفظ وحدت عراق، تحقق امنيت، ثبات و پويايي آن و بازگرداندنش به جايگاهش در جهان عربي و اسلامي، همراهتان باشد.» با وجود اينكه رؤساي جمهور و پارلمان جديد عراق نيز از چند هفته پيش از انتخاب حيدرالعبادي انتخاب شده بودند اما پادشاه عربستان در همان روز ارسال پيام تبريك به حيدرالعبادي به آنها نيز پيام تبريك فرستاد و خطاب به فواد معصوم رئيسجمهور عراق نوشت: «بسيار مسروريم كه در دست گرفتن مسئوليتهاي رياست جمهوري در كشور دوست و برادر عراق و دادن مأموريت تشكيل دولت به آقاي حيدرالعبادي را به حضور شما تبريك و تهنيت عرض كنيم و براي عراق دوام امنيت، ثبات و شكوفايي آرزو ميكنيم.» در پيام تبريك ملك عبدالله پادشاه عربستان نيز آمده است: «خوشوقت هستيم كه انتخابتان به عنوان رئيس پارلمان جمهوري عراق را به محضر شما تبريك گوييم. از مولا عزوجل ميخواهيم شما را موفق گرداند، گامهاي شما را در مسير آن چه خير مردم عراق در آن است، استوار كند و آرزوي مردم عراق را در امنيت، ثبات و شكوفايي در سايه دولت جديد، محقق كند.» از اين رو اولين سؤال در اين زمينه اين است كه چرا هر سه پيام تبريك همزمان و بعد ازانتخاب نخستوزير عراق ارسال شدهاند؟ دوم اينكه چه عواملي موجب اتخاذ چنين رويكردي از سوي عربستان شده است؟ و سوم اينكه آيا ماهيت رويكرد جديد، تاكتيكي است يا استراتژيك و چه اهدافي ممكن است در پس آن دنبال شود؟
چرايي همزماني سه پيام تبريك
مسئولان يا منابع رسانهاي عربستان چيزي در اينباره اعلام نكردهاند اما به نظر ميرسد از آنجا كه بر اساس توزيع قدرت در نظام سياسي جديد عراق پست نخستوزيري به شيعيان تعلق گرفته است و سكان اجرايي و فرماندهي كل قوا در اختيار نخستوزير است لذا از نظر عربستان روند تشكيل دولت جديد عراق زماني ميتوانست براي اين كشور مطمئنكننده باشد كه در وهله اول بتواند چهرههاي مورد نظر خود را بر سر كار بياورد اما از آنجا كه اين امر با توجه به شكست نامزدهاي مورد نظر عربستان در انتخابات گذشته امكانپذير نبود لذا گزينه ارجح در وضعيت كنوني براي رياض اين بود كه نامزد نخستوزيري عراق هر فردي بهجز نوري مالكي باشد و اين نشان ميدهد كه عربستان در اين مورد بيشتر در پي موازنه منفي با ايران بوده است. براين اساس به نظر ميرسد عربستان صرف انتخاب نشدن مجدد نوري مالكي به نخستوزيري را يك برد سياسي براي خود ميداند كه ميتواند زمينه را براي بردهاي ديگر در آينده فراهم كند. بر همين اساس است كه مشاهده ميشود به محض معرفي حيدرالعبادي براي احراز نخستوزيري عراق، عربستان به عنوان كشوري كه تا پيش از اين براي تغيير نظام سياسي عراق ميكوشيد بلافاصله سه پيام تبريك به سه مقام سياسي بلندپايه دولت جديد عراق ارسال ميكند.
چرايي حساسيت عربستان به نوري مالكي
در خصوص اينكه چرا عربستان روي شخص مالكي تا اين اندازه حساس بود چند عامل را ميتوان دخيل دانست. نخست اينكه اساساً نظام سياسي عربستان شخصيتمحور است و مسئولان سياسي اين كشور از عينك سياسي خاص خودشان به جهان خارج نگاه ميكنند. دوم اينكه عربستان از همان ابتدا به مالكي به عنوان فردي نگاه ميكرد كه با ارائه تفسير خاص از قانون اساسي عراق مانع از نخستوزيري اياد علاوي شد كه با نزديك به يكصد كرسي بيشترين كرسيهاي انتخابات سال 2006 را بهدست آورده بود. در آن مقطع با مراجعه به دادگاه عالي قانون اساسي عراق از آن در خصوص فراكسيون اكثريت اعلام نظر شد و دادگاه رأي داد منظور از فراكسيون اكثريت فراكسيوني است كه در مجلس بعد از انتخابات شكل ميگيرد نه فراكسيوني كه بيشترين كرسيها را در انتخابات كسب كرده است. ارائه چنين رأيي موجب شد در آن مقطع اياد علاوي بهرغم كسب كرسيهاي بيشتر نتواند نخستوزير شود و ابقاي همان رأي در نهايت موجب شد نوري مالكي در انتخابات اخير نتواند به مقام نخستوزيري برسد. در واقع عربستانيها با اعمال فشار بر جناحهاي سياسي در عراق و همچنين با لابيگري با كشورهاي خارجي تأثيرگذار در روند تحولات سياسي عراق از جمله امريكا كوشيدند انتقام شكست اياد علاوي را بعد از سالها از نوري مالكي بگيرند. سوم اينكه هر چند نوري مالكي بعد از احراز نخستوزيري تلاشهاي گستردهاي براي بهبود و عاديسازي روابط با عربستان انجام داد اما از آنجا كه هيچ پاسخ مثبتي دريافت نكرد و از طرف ديگر در معرض انواع تلاشهاي براندازانه دولت رياض قرار داشت لذا در قطببنديهاي منطقهاي خود را در كنار محور مقاومت قرار داد كه اين ائتلاف و نزديكي با توجه به تهديدها و خطرات ناشي از اجراي پروژه براندازي در سوريه روز به روز مستحكمتر شد و براي دولت عراق حكم مرگ و زندگي پيدا كرد. اما از آنجا كه عربستان حساب خاصي روز پروژه براندازي در سوريه باز كرده بود و حتي ميخواست ناكاميهاي عراق را در سوريه جبران كند لذا به ميزاني كه دولت نوري مالكي در تحولات سوريه به محور مقاومت و ايران نزديك ميشد بيش از پيش حرص و عصبانيت عربستان را درميآورد و از اين جهت نيز دولت رياض هيچ دل خوشي از نوري مالكي و دولت آن نداشت و بنا بر اين ميتوان گفت بخشي از هلهله مقامات سعودي از رفتن مالكي از اين مسئله ناشي ميشود.
در مجموع با مراجعه به دلايل فوق ميتوان تا حدودي علت تغيير رويكرد عربستان را در قبال نخستوزير جديد عراق فهميد. در مجموع ميتوان گفت ارسال پيام تبريك ملك عبدالله پادشاه عربستان به مقامات جديد دولت عراق از جمله نخستوزير شيعه اين كشور در مقايسه با عملكرد خصومتآميز اين كشور در سالهاي گذشته نوعي تغيير رويكرد محسوب ميشود اما هنوز ماهيت تاكتيكي و استراتژيك بودن آن بهدرستي مشخص نيست و مستلزم گذر زمان براي مشخص شدن اين مسئله است كه گامهاي بعدي دولت عربستان در قبال دولت جديد عراق چيست؟ اگر هدف عربستان اين باشد كه دولت جديد عراق به خواستهها و انتظارات گذشته عربستان در خصوص تعديل نظام سياسي به نفع سنيها يا همراهي با رويكردهاي منطقهاي عربستان پاسخ بدهد در اين صورت ماهيت تغيير رويكرد اخير اين كشور جنبه تاكتيكي خواهد داشت اما اگر گام و هدف بعدي عربستان اين باشد كه با درس عبرت گرفتن از رويكردهاي خصومتآميز سالهاي گذشته - كه نقش اساسي در ظهور و قدرتنمايي گروههاي جديد القاعدهاي همچون النصره و بهخصوص داعش داشته و با اعلام خلافت در مناطق تحت تصرف عراق و سوريه الگوي حكومتي اين كشور را نيز به چالش گرفته است-براي مقابله با تهديدهاي نوظهور چارهانديشي شود و در اين راستا از همكاري همه كشورهاي منطقه بهره گرفته شود. در اين صورت شايد بتوان گفت علائم جديد عربستان در قبال دولت جديد عراق نشانه جدي تغيير رويكرد رياض تلقي خواهد شد.