خطهاي بسياري در جهان هستند كه عامل نظم بخشي به زندگي و محيطاند؛ خطهاي رنگي متنوعي كه معاني مختلفي دارند مثلاً خط قرمز مترو كه قبل از ورود قطار به ايستگاه، نبايد از آن رد شويم يا خط زرد وسط جادهها كه نبايد از آن بگذريم. اما يك خط بسيار مهم هم وجود دارد كه هر راننده و عابري هر روز با آن سر و كار دارد، خطي كه عامل نظم است. خطي كه نشانه احترام به حقوق ديگران است. اين خط همان خطكشي گذرگاه عابر پياده است كه در ماده يك بند 79 آييننامه چنين تعريف شده است: گذرگاهي كه در تقاطع راهها، امتداد پيادهروها، سوارهروها، روگذرها و زيرگذرها كه به وسيله خطكشي از ميخكوبي يا علائم ديگر براي عبور پيادهها اختصاص داده شده است.
حريم خطوط عابر پياده از خط ايست شروع ميشود، پس جايي است كه راننده بايد قبل از آن بايستد. خياباني را تصور كنيد كه همه خودروها قبل از آن خط ايست توقف كردهاند و عابران به راحتي در حال عبور و مرور از روي خطكشي هستند. حال در ذهتان آن را با خياباني كه خودروها روي خط عابر آمدهاند و عابران در حال زيگزاگ رفتن از بين خودروها هستند، مقايسه كنيد. ناگفته پيداست كدام تصوير زيباتر است.
احترام به خط ايست و گذرگاه پياده فقط نظم و زيبايي نيست. خط عابر يك حق عمومي است؛ رانندهاي كه از خط ايست عبور ميكند در حقيقت وارد حريم عابر پياده شده و به حق عمومي تعرض كرده است. به همين دليل در قانون رسيدگي به تخلفات رانندگي براي رانندگاني كه وارد حريم عابر پياده ميشوند جريمه 200 هزار ريالي در نظر گرفته شده است. حقيقتاً رانندهاي كه روي خط ايست ميآيد و باعث بينظمي ترافيكي ميشود در ازاي اين همه زشتي و بيقانوني چه چيزي عايدش ميشود؟ آيا نيم متر جلوتر از بقيه ايستادن باعث ميشود زودتر به مقصد برسد؟ آيا اين بيتوجهي علاوه بر ايجاد بينظمي نوعي تعرض به حقوق عابران پياده نيست؟ واقعاً اين بيقانوني چه موهبتي دارد كه من از آن بيخبرم؟
خوشبختانه امروز تعدادي از تقاطعها به دوربينهاي كنترل تجهيز شدهاند كه به محض رفتن خودروها روي خط عابر پياده تخلف را ثبت و آنها را جريمه ميكنند. اميدوارم اين تكنولوژي گسترش بيشتري يابد و فرهنگ احترام به حقوق ديگران آنقدر فراگير شود كه هيچگاه شاهد جريمه نباشيم.
*رئيس پليس راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ