کد خبر: 655984
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۹۳ - ۱۶:۱۹
جامعه مفهوم گسترده با تعاريف مختلفي است، گاهي براي نشان دادن يك قشر استفاده مي‌شود مانند جامعه پزشكي و گاهي ابعاد فراجغرافيايي و فراطبقاتي پيدا مي‌كند و با عنوان جامعه جهاني مطرح مي‌گردد، از اين رو جامعه نامفهوم است تا وقتي براي آن مرز مشخص كنيم.
حسين فرهاديان

منظور ما از جامعه چيست؟

در اينجا تعريف ما از جامعه، عموم مردم در جغرافيا و تابعيت سياسي ايران است، البته هستند تشكل‌هاي دانشجويي كه فعاليت و اهداف خود را فراملي تعريف مي‌كنند مانند تشكل اتحاديه امت واحده در ايران كه ابعاد بين‌المللي پيدا كرده است و از آنها نيز مي‌توان ذيل عنوان تشكل‌هاي جامعه‌محور نام برد. بدون ترديد دانشگاه و دانشجويان نيز خود در داخل اين جامعه تعريف مي‌شوند و لزوماً تافته جدا بافته نيستند اما خود قشر دانشجو و تشكل‌هاي دانشجويي نسبت به اين جامعه (كه از بخش‌ها، افراد، تفكرات و فرهنگ‌هاي مختلف تشكيل شده است) موضع‌گيري دارد.

موضع‌گيري مجموعه‌هاي دانشجويي برگرفته از چيست؟

اين موضع‌گيري بستگي به نگاه و جهان‌بيني تشكل دانشجويي دارد، يعني آنكه تعريف يك تشكل از جامعه چيست و چه افراد يا گروه‌ها و به طور كل چه معياري را براي شناخت جامعه قرار مي‌دهد. به هر حال هر دانشجو خود داراي موقعيت اجتماعي خاص خود با ويژگي‌هاي خاص خود است و اين مسئله ممكن است در نگاه وي به جامعه اثر‌گذار باشد، از اين رو تعريف تشكل‌هاي دانشجويي از جامعه يك مسئله مهم و محوري است كه زيربناي تفكر و عمل آن تشكل خواهد بود.

تشكل‌هاي تقليل‌گرا

برخي تشكل‌ها به دلايل مختلف تعريف حداقلي و محدود از جامعه دارند، اين تعريف ممكن است برگرفته از آموزه‌هاي عقيدتي، سياسي، قومي و اقتصادي باشد. اين تشكل‌ها مي‌توانند مانند تشكل‌هاي قومي باشند كه فقط يك قوميت خاص را جامعه تلقي مي‌داند. اين تشكل‌ها خواسته يا ناخواسته بخشي از عموم مردم را نماينده جامعه مي‌پندارند و همين مسئله مي‌تواند آغازگر اشتباهات اساسي در فعاليت‌ها گردد، يعني توجه به يك بخش كوچك از جامعه و تلقي آن به عنوان عموم مردم به خودي خود عدم‌شناخت درست را پديد مي‌آورد، البته لزوماً به اينجا ختم نمي‌شود و ممكن است همان بخش كوچك حرف همه مردم را بزند اما نفس اين تقليل‌گرايي محل اشكال است.

تشكل‌هاي كثرت‌گرا

در مقابل، بخش ديگري از تشكل‌هاي دانشجويي به سمت تقليل جامعه و نگاه اقليت‌محور اتكا نمي‌كنند و با شناخت تفاوت‌ها و اختلافات و گوناگوني‌ها از جامعه ياد مي‌كنند، از اين رو بايد توجه داشت كه يك تشكل در تعريف خود چه شكلي از جامعه را ترسيم مي‌كند و به آن اعتقاد دارد. تشكل‌هاي دانشجويي را در نسبت با جامعه مي‌توان به سه بخش تقسيم كرد؛ تشكل‌هاي جامعه‌محور، تشكل‌هاي دانشگاه‌محور، تشكل‌هاي جامعه‌نما. اين نسبت به تأثيرپذيري و تأثيرگذاري از جامعه نيز ارتباط پيدا مي‌كند.

تشكل‌هاي جامعه‌محور

اين تشكل‌ها از اين رو جامعه‌محور هستند كه اهداف، فعاليت‌ها و موضع‌گيري‌هاي آنها، جامعه را هدف قرار داده يا برگرفته از جامعه مي‌باشند. خود اين تشكل‌ها مي‌توانند دوگونه باشند؛ تشكل‌هايي كه براي خود حكم رهبري و پيشرويي در جامعه قائل هستند و عمده فعاليت‌هاي خود را صرف تغيير و تحرك جامعه مي‌كنند. اين تشكل‌ها، تشكل‌هاي ايدئولوژيك هستند كه نرم‌افزار و نقشه تغيير و تحول و آرمان‌شهر را در اختيار آنها قرار مي‌دهد. عمده تشكل‌هاي سياسي و حتي غير‌سياسي در ايران ذيل اين تعريف قرار مي‌گيرند. تشكل‌هايي چون بسيج دانشجويي، جامعه اسلامي دانشجويان، انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان و. . . را مي‌توان در اين تقسيم‌بندي‌ها گنجاند. از سوي ديگر تشكل‌هايي هستند كه براي خودشان نمايندگي جامعه را قائل هستند و سعي در انعكاس مطالبات و دغدغه‌ها و پيگيري آنها دارند. شايد بتوان جنبش عدالتخواه دانشجويي را در برخي از جهت‌گيري‌ها در اين طبقه قرار داد. اين تشكل‌ها از بيرون از ديوارهاي دانشگاه اثر مي‌پذيرند و دنبال اثرگذاري نيز هستند.

تشكل‌هاي دانشگاه‌محور

اما اين تشكل‌ها نسبت به جامعه بي‌تفاوت هستند و عموماً تمركز خود را روي فعاليت‌هاي دانشگاهي و دانشجويي مي‌گذارند و تحولات جامعه در بيرون از دانشگاه براي آنها محلي از اعراب ندارد، يعني به دنبال تأثيرگذاري در بيرون از دانشگاه نيستند و خود را وقف اهداف خود در چارچوب دانشگاه نموده‌اند. شايد تشكل‌هاي صنفي يا تشكل‌هاي خيريه مختص دانشجويان را بتوان در اين گروه قرار داد، البته لزوماً تشكل‌هاي صنفي، نسبت به جامعه بي‌تفاوت نمي‌شوند بسياري از تشكل‌هاي جامعه‌محور اگرچه اهداف خود را تغيير يا اصلاح جامعه قرار مي‌دهند اما به طور كل به دليل عدم‌شناخت درست از جامعه مثلاً تقليل جامعه به دانشگاه، عملاً نسبت به جامعه بي‌تفاوت مي‌شوند؛ تشكل‌هايي كه به خاطر كارويژه خود عموماً نسبت به جامعه براي خود رسالت يا وظيفه‌اي قائل نيستند، البته ممكن است برخي از تشكل‌هاي به ظاهر جامعه‌گريز يا دانشگاه‌محور عملاً تمركز خود را بر دانشگاه و دانشجو بگذارند اما در نهايت اين قشر را منجي يا رهبر تغييرات در سطح جامعه بدانند كه اين نوع تشكل‌ها را مي‌توان به نوعي ذيل تشكل‌هاي جامعه‌محور گذاشت.

تشكل‌هاي جامعه‌نما

اين تشكل‌ها نماينده شرايط خاصي از موقعيت كل جامعه و عموم مردم مي‌باشند. به طور مثال در يك وضعيت جنگي، تشكل‌هايي در دانشگاه‌ها تشكيل مي‌گردد كه فعاليت‌هاي نظامي و هرآنچه موقعيت جنگ اقتضا مي‌كند را در اهداف خود قرار مي‌دهد يا برعكس تشكل‌هايي كه برخلاف جنگ اقدام يا موضع‌گيري مي‌نمايند، البته اين تشكل‌ها به معناي همراهي با جامعه نيست چراكه گاهي تشكل‌هاي جامعه‌نما به نوعي منعكس‌كننده تحولات در سطح جامعه هستند. به طورمثال اگر اختلاف فقير و غني در يك جامعه زياد باشد و پذيرش دانشگاه‌ها به طور مثال مانند ايران امكان حضور افراد مختلف از طبقات مختلف را در دانشگاه‌ها بدهد، اين اختلاف طبقاتي در سطح جامعه به صحن دانشگاه كشيده مي‌شود و زمينه را براي تشكيل تشكل‌هاي دانشجويي حافظ منافع آن طبقه فراهم مي‌كند.

اين تشكل‌ها زاييده شرايط جامعه مي‌باشد كه ناخودآگاه به سطح دانشگاه كشيده مي‌شود و شايد در ابتدا فاقد تفكر يا ايدئولوژي خاص خود باشند اما به مرور ممكن از بنيان تشكل‌هاي جامعه‌محور اصلاحي يا انقلابي يا تشكل‌هاي جامعه‌محور سخنگو تبديل شوند. شايد بتوان گروه‌هاي نظامي و شبه‌نظامي در زمان انقلاب را در اين طبقه‌بندي گذاشت.

تفاوت اصلي تشكل‌هاي جامعه‌محور و جامعه‌نما در استحكام منطقي و ايدئولوژيك بودن است، يعني تشكل‌هاي جامعه‌نما صرفاً حاصل فعل و انفعالات در سطح جامعه است و ايده آن مبتني بر تفكري است كه در جامعه وجود دارد و ثمر داده است اما تشكل‌هاي جامعه‌محور برگرفته از يك خودآگاهي و ايده‌هايي است كه زاييده خود دانشگاه است و ممكن است هيچ ما‌به‌ازايي در خارج از دانشگاه نداشته باشد اما كاملاً در تعامل با بخش‌هاي مختلف و عموم مردم يا گروه‌ها و افرادي كه جامعه مي‌پندارد، مي‌باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار