
پسر جواني كه متهم است شش سال قبل در جريان دعوا بر سر گوشي تلفن همراه مرتكب قتل شده بود با رضايت بيقيد و شرط خانواده مقتول از مجازات قصاص نجات پيدا كرد.
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه 17 تيرماه سال 1387 مأموران كلانتري 160 خزانه از درگيري خونيني در پارك حوالي كلانتري با خبر شدند. وقتي مأموران به محل حادثه رسيدند با جسد خونين پسر جواني روبهرو شدند كه با ضربه چاقو از پاي درآمده بود. يكي از شاهدان گفت: جلوي مغازهام نشسته بودم كه دو پسر جوان با هم درگير شدند. لحظاتي از درگيري آنها نگذشته بود كه يكي از آنها با چاقو ضربهاي به ديگري زد و بعد هم از محل گريخت. به سرعت بر بالين پسر زخمي حاضر شدم. مقتول با كلمات بريده گفت كه ضارب سلمان نام دارد. بعد هم فوت شد. بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني، كارآگاهان دست به تحقيق زدند. پدر مقتول گفت: سلمان دوست پسرم است. آنها مدتي است با هم رفت و آمد داشتند تا اينكه شب گذشته سلمان به خانه ما آمد و مدعي شد پسرم گوشي تلفنهمراه او را برداشته است، اما احمد به او گفت كه تلفنش پيش او نيست. به خاطر همين موضوع آنها با هم درگير شدند تا اينكه ما با ميانجيگري درگيري را پايان داديم.
تحقيقات ميداني هم نشان داد سلمان بعد از حادثه به طرز مرموزي ناپديد شده است. بنابراين مأموران پليس دستگيري سلمان را به عنوان مظنون به قتل در دستور كار خود قرار دادند. سرانجام كارآگاهان مخفيگاه متهم را در شهرستان ايوانكي شناسايي و وي را دستگير كردند. متهم در نخستين بازجوييها به قتل دوستش احمد اعتراف كرد. وي با اظهار پشيماني گفت: من با احمد دوست بودم. مدتي قبل او و يكي از دوستانش به نام فريد تلفن همراه مرا برداشتند. بعد از اين به فريد گفتم تلفن همراهم را پس دهد اما او گفت كه تلفن همراهم پيش احمد است. به خاطر همين به در خانه احمد رفتم و از او خواستم تلفنم را بدهد اما او با فحاشي با من درگير شد و مدعي بود كه تلفن من پيش او نيست. شب حادثه جلوي پارك محلهشان منتظرش بودم تا از خانه بيرون بيايد و تلفن همراهم را از او بگيرم. وقتي جلوي پارك رسيد، دوباره از او خواستم موبايلم را پس دهد اما او قبول نكرد. ما با هم مشاجره لفظي كرديم تا اينكه كم كم مشاجره ما بالا گرفت و با هم درگير شديم. او با چاقو يك ضربه به من زد و من هم با چاقويي كه داشتم يك ضربه به او زدم. وقتي خونين روي زمين افتاد ترسيدم و به سرعت از محل گريختم و به يكي از روستاهاي شهرستان ايوانكي رفتم و آنجا مخفي شدم تا اينكه دستگير شدم. متهم بعد از تحقيقات تكميلي در شعبه 113 دادگاه كيفري محاكمه شد. اولياي دم مقتول در دادگاه درخواست قصاص دادند و هيئت قضايي هم بعد از شنيدن دفاعيات متهم، وي را به جرم قتل عمد احمد به قصاص با چوبه دار محكوم كردند. رأي صادره دادگاه هم بعد از اعتراض در شعبه 17 ديوان عالي كشور تأييد شد. با تأييد رأي دادگاه، پرونده متهم براي سير مراحل قانوني به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي فرستاده شد. در حالي كه متهم بعد از گرفتن استيذان حكمش از رئيس قوه قضائيه در يك قدمي چوبه دار قرار داشت، تيم صلح و سازش شعبه اجراي احكام به سرپرستي رئيس شعبه جلساتي را با حضور اولياي دم و خانواده متهم براي گرفتن رضايت تشكيل دادند. سرانجام چند روز قبل پدر و مادر مقتول به دادسراي جنايي رفتند و رضايتنامه كتبي خود را بدون هيچ درخواستي به رئيس شعبه ارائه دادند. مادر مقتول گفت: متهم ادعا دارد قصد كشتن پسرم را نداشته و اكنون از كارش پشيمان است، به خاطر همين او را ميبخشيم و به خدا واگذار ميكنيم.