کد خبر: 646725
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۰۸:۵۶
اعضاي بدن مقتول به بيماران نيازمند اهدا شده بود
مردي كه متهم است يك ماه بعد از ازدواج همسرش را به قتل رسانده، در جلسه محاكمه ادعاي بي‌گناهي كرد و گفت مقتول به خاطر سابقه بيماري‌اش فوت شده است
مردي كه متهم است يك ماه بعد از ازدواج  همسرش را به قتل رسانده، در جلسه محاكمه ادعاي بي‌گناهي كرد و گفت مقتول به خاطر سابقه بيماري‌اش فوت شده است. اعضاي بدن مقتول در حالي كه دچار مرگ مغزي شده بود به بيماران نيازمند اهدا شد.
به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران در ابتداي جلسه رسيدگي به پرونده در جايگاه قرار گرفت و حادثه را شرح داد. او گفت: متهم پرونده كه همراه مأموران بدرقه زندان در دادگاه حاضر شده، 27 ساله است و سعيد نام دارد. او متهم است دوم شهريورماه سال گذشته همسر 31 ساله‌اش را به قتل رسانده. برابر اوراق پرونده، او اقرار كرده كه به صورت مهسا سيلي زده به طوري كه سرش به ميله تخت خورده و فوت شده است. گزارش پزشكي قانوني هم تأييد كرده كه مهسا بر اثر ضربه مغزي در اثر اصابت جسم سخت فوت شده است.
نماينده دادستان متهم را گناهكار دانست و براي او درخواست صدور مجازات قانوني كرد. پس از آن اولياي دم گفتند كه خواسته‌شان قصاص است. قاضي عزيزمحمدي اولياي دم را به سازش دعوت كرد و خواست از متهم اعلام گذشت كنند. پدر مقتول در حالي كه روي صندلي چرخدار نشسته بود، گفت: من با اين وضعيت نجاري و هزينه زندگي‌ام را تأمين مي‌كنم. سعيد دخترم را كشته و بايد مجازات شود. مادر مقتول هم گفت: دخترم بيماري دوجنسيتي داشت. مدتي قبل از حادثه عمل جراحي كرد و دختر شد تا اينكه با سعيد آشنا شد و با هم عقد كردند. روز حادثه سعيد به خانه ما آمده بود. داشتم در آشپزخانه كار مي‌كردم كه صداي درگيري شنيدم. خودم را كه به اتاق خواب رساندم ديدم سعيد با مهسا درگير شده است. ولي‌دم ادامه داد: نمي‌دانم بر سر چه چيزي با هم دعوا كردند اما مدتي قبل از حادثه دخترم به من گفت سعيد اصرار مي‌كند تا مهريه‌اش را كه 14 سكه بود، ببخشد.  بعد از آن متهم در جايگاه قرار گرفت و اتهام خودش را انكار كرد. او گفت قبول دارم كه با مهسا درگير شدم اما نقشي در قتل او نداشتم. وي ادامه داد: 9 ماه قبل از حادثه با مهسا آشنا شدم. گفت مشكل جنسيتي داشته و عمل جراحي كرده است. مدتي كه گذشت به او علاقه‌مند شدم و دو ماه قبل از حادثه همراه خانواده‌ام به خواستگاري‌اش رفتم و عقد كرديم. البته ماجرا را به خانواده‌ام گفتم و آنها هم قبول كردند. متهم در توضيح ماجرا گفت: روز حادثه قرار بود ناهار به خانه مادرش بروم اما ماشينم خراب شد و با چند ساعت تأخير خودم را رساندم. وقتي وارد خانه شدم مهسا با من درگير شد و گفت حتماً با زن ديگري قرار داشته‌ام. هرچه اصرار كردم ماشينم خراب شده، قبول نكرد. بعد هم مادرش برايم غذا آورد. داشتم ناهار را مي‌خوردم كه با قابلمه حمله كرد و ضربه‌اي به سرم زد. ناراحت شدم و خواستم از خانه بروم. مهسا دوباره راهم را بست و گفت حتماً با كس ديگري قرار دارم. مانده بودم كه چه كنم. به مادرش گفتم درباره ماجرا با خانواده‌ام حرف مي‌زنم. مهسا دوباره مقابلم قرار گرفت كه او را هل دادم. داشتم از خانه بيرون مي‌رفتم كه مادرش گفت مهسا بيهوش شده است. او را به بيمارستان منتقل كردم و پزشكان بعد از معاينه گفتند كه دچار خونريزي مغزي شده است. بعد هم مأموران مرا بازداشت كردند اما چند روز بعد با سپردن وثيقه آزاد شدم. وقتي به بيمارستان رفتم پزشكان گفتند دچار مرگ مغزي شده و اعضايش را با رضايت خانواده‌اش اهدا كردند.  قاضي عزيزمحمدي بخشي از اقرار متهم را براي دادگاه خواند و گفت: اقرار كرده‌اي كه به صورت مهسا سيلي زده‌اي و صورتش به ميله تخت برخورد كرده است. متهم گفت: من تحت فشار مأموران به اين حرف‌ها اقرار كرده‌ام.  قاضي عزيزمحمدي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم با اعضاي دادگاه وارد شور شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار