کد خبر: 646309
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۷:۲۲
نگاهی به آیه 99 سوره مبارکه حجر
یکی از ویژگی‌های متداول بین عرفان‌های انحرافی و طیفی از فرق متصوفه عبور این جریانات از ظواهر و احکام شریعت به بهانه‌های مختلف و عمدتاً با بیان بی‌نیازی از انجام تکالیف الهی به دلیل وصول به مقام قرب است
مریم درستی نادعلی/ کارشناس علوم قرآن و حدیث
یکی از ویژگی‌های متداول بین عرفان‌های انحرافی و طیفی از فرق متصوفه عبور این جریانات از ظواهر و احکام شریعت به بهانه‌های مختلف و عمدتاً با بیان بی‌نیازی از انجام تکالیف الهی به دلیل وصول به مقام قرب است. در این زمینه نمونه‌های مختلفی از بزرگان متصوفه می‌توان یافت؛ به عنوان مثال روزبهان مصری اظهار می‌دارد: «بارها به من گفته شد که تو احتیاجی به نماز نداری»(1)
خدا را یافتم دیدم حقیقت      
برون گشتم من از قید شریعت
شیخ نجم الدین کبری در پاسخ به مسئله: «هل یسقط التکلیف من عباده الخواص؟(آیا از خواص بندگان تکلیف ساقط می شود؟)، می گوید: نعم(آری).»(2)
حسین بن منصور حلاج گفته است: «ان المرء قائم علی بساط شریعه ما لم یصل الی مقام التوحید و اذا وصلت الیه، سقطت من عینه الشریعه. انسان بر بساط شریعت است تا زمانی که به توحید برسد و وقتی که به توحید رسید، از چشم وی شریعت بیفتد.» (3)
ابوالقاسم نصر آبادی گوید: «صفات ربوبیت بر ما مستولی شد و صفات عبودیت از ما بینداخت.»(4)
یکی به بایزید گفت:«چرا شب نماز نمی‌کنی؟ گفت مرا فراغت نماز نیست، من گرد ملکوت می‌گردم و هر کجا افتاده‌ای است دست او می‌گیرم. کار در اندرون می‌کنم.»(5)
هدف از نگارش این مقاله، بررسی یکی از دلایل مورد استناد برخی عرفان‌های کاذب و مخالف شریعت در راستای عبور از تعالیم الهی است. از جمله دلایلی که این نحله‌ها برای توجیه عبور خود از احکام شریعت و عبادات دینی بیان می دارند آیه 99 سوره مبارکه حجر است: «وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتىَ‏ يَأْتِيَكَ الْيَقِين»
در ترجمه ای سطحی و غیر دقیق از این آیه که متأسفانه از سوی افراد ناآشنا به فن ترجمه و یا غرض‌ورز نیز صورت می پذیرد می توان گفت که «پروردگارت را تا زمانی که به یقین برسی عبادت کن» که همین مسئله رسیدن به یقین دست آویز این فرق انحرافی برای تخطی از احکام عبادی اسلامی به بهانه وصول به یقین شده است اما آیا از این آیه کریمه معنای دقیق دیگری نیز می‌توان برداشت کرد؟ در ادامه سعی می‌کنیم به بررسی زوایای دقیق‌تری از ترجمه آیه مبارکه بپردازیم.
یکی از زوایایی که می‌توان از آن منظر به آیه شریفه نگریست دقت در معنای کلمه «حتی» در جمله است. استاد جوادی آملی کاربرد این حرف در آیه شریفه را نه در معنای غایت، بلکه در معنای منفعت می داند و اظهار می دارد: « حتی، در آیه شریفه، حتای «منفعت» است نه حتای تحدید. نه به این معنی که عبادت بكـن تا به یقین برسی كه اگر به یقین رسیدی معاذ الله عبادت را ترك كنی، چـون اگر عبادت را ترك كردی همان جا سقـوط می‌كنی مثل ایـن كه به ما گفتند اگر خـواستی دستت به كلید برق برسد ایـن پله‌های نردبان را طـی كـن تا بالا بروی و كلید برق را بزنـی، اگر كسـی از پله‌های نردبان بالا رفت بعد گفت نردبان چیست گفتـن همان و سقـوط همان؛ اگر به ما گفتنـد پله‌های نردبان را بالا برو تا دستت به سقف برسد نه یعنـی وقتـی دستت به سقف رسیـد حـالا نـردبـان را انكـار كـن و گـرنه سقـوط مـی‌كنـی. پـس ایـن «حتـی» حتای حد نیست، حتای منفعت است؛ یعنی یكی از فـواید مترتبه بر عبادت پیدایـش یقین است.» (6)
از دیگر زاویه‌ای که باید در این آیه مداقّه کرد، بحث در معنای کلمه «یقین» است که اکثر مفسران شیعه و سنی در مورد آن اظهار نظر کرده‌اند. علامه طباطبایی صاحب تفسیر گرانسنگ المیزان در بحثی مستوفا پیرامون این آیه بنا بر سیاق آیات اظهار می‌دارد: «مراد از آمدن يقين، رسيدن اجل مرگ است كه با فرا رسيدنش غيب، مبدل به شهادت و خبر مبدل به عيان مى‏شود» ایشان موید این احتمال را نیز تفريع «فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ» بر جمله قبلي‌اش، يعنى «وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ» می‌داند زيرا در حقيقت از اين جهت امر به عفو و صبر در برابر گفته‏هاى کفار شده است كه براى آنها روزى است كه در آن روز اعمال ناروايشان را كيفر مى‏دهد و در ادامه ترجمه صحیح آیه کریمه را چنین می‌داند: « و خلاصه معناى آيه اين مى‏شود كه: تو بر عبوديت خود ادامه بده و همچنان بر اطاعتت و اجتنابت از معصيت صبر كن، و نيز همچنان بر آنچه كه ايشان مى‏گويند تحمل كن تا مرگت فرا رسد و به عالم يقين منتقل شوى، آن وقت مشاهده كنى كه خدا با آنان چه معامله‏اى مى‏كند.» صاحب المیزان در ادامه کلمه «یقین» را نیز چنین معنا می کند: « اين يقين همان عالم آخرت است كه عالم يقين عمومى ما وراء حجاب است، نه اينكه مراد از يقين آن يقينى باشد كه با تفكر، و يا رياضت و عبادت به دست مى‏آيد.» و در نهایت نیز با اشاره به سخن برخی از متصوفه و مدعیان دروغین عرفان مبنی بر این که این آیه دلالت بر عدم لزوم عبادت با رسیدن یقین دارد، بیان می‌کند: « اين را گفتيم تا معلوم شود اينكه بعضى پنداشته‏اند كه: آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه عبادت تا وقتى لازم است كه يقين نيامده باشد، و همين كه انسان يقين پيدا كرد ديگر نماز و روزه واجب نيست، پندار و رأى فاسدى است، براى اينكه اگر مقصود از يقين، آن يقين معمولى باشد كه گفتيم از راه تفكر يا عبادت، در نفس پديد مى‏آيد رسول خدا (ص) در هر حال آن يقين را داشته، و آيه شريفه كه خطابش به شخص رسول اكرم است مى‏فرمايد: عبادت كن تا يقين برايت بيايد، چطور رسول خدا (ص) يقين نداشته با اينكه آيات بسيارى از كتاب خدا او را از موقنين و همواره بر بصيرت و بر بينه‏اى از پروردگارش، و معصوم و مهتدى به هدايت الهى و امثال اين اوصاف دانسته است.» (7)  
این برداشت از آیه شریفه در میان علمای متقدم‌تر نیز سابقه داشته است. مرحوم طبرسی در تفسیر شریف مجمع البیان در ذیل این آیه نظرات تعدادی از بزرگان صحابه و مفسرین صدر اسلام را آورده که نشان می‌دهد در صدر اسلام نیز از کلمه یقین در این آیه به مرگ تفسیر می‌شده است. طبرسی از ابن عباس، حسن و مجاهد نقل کرده است که در مورد این آیه گفته‌اند: «يعنى خدا را پرستش كن تا مرگت فرا رسد.» همچنین از قتاده نقل شده است که: «يعنى خدا را عبادت كن تا هنگام مرگ نسبت به امور نيك و بد، يقين پيدا كنى و علت اينكه مرگ در این آیه يقين ناميده شده اين است كه امرى يقينى و قطعى است.»
صاحب مجمع در انتها بیان زجاج در مورد این آیه را آورده است و با قاطعیت شبهات در این زمینه را رد کرده است. «يعنى همواره خدا را عبادت كن. اگر فقط مى‏گفت: خدا را عبادت كن و آن را مقيد به اين وقت نمى‏ساخت، كافى بود كه انسان يك بار خدا را عبادت كند و مطيع شناخته شود، لكن با اين تعبير، انسان را ملزم مى‏كند كه تا زنده است، خدا را عبادت كند.» (8)
این برداشت از کلمه «یقین» در آیه کریمه تنها مختص علمای شیعی نیست؛ اکثر قریب به اتفاق مفسرین اهل سنت نیز معنای مرگ را متناسب با آیه کریمه دانسته‌اند که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره می شود.
زمخشری، مفسر بزرگ قرن ششم اهل سنت در تفسیر خود به صراحت یقین را مترادف مرگ گرفته و اظهار می‌دارد: «على عبادة ربك حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ أى الموت، أى ما دمت حياً فلا تخل بالعبادة.» (9)
امام فخر رازی، مفسر سنی هم عصر با زمخشری نیز با ذکر روایتی از ابن عباس دلیل نامیده شدن مرگ به یقین در این آیه را قطعی بودن آن می‌داند: « وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ قال ابن عباس: يريد الموت و سمي الموت باليقين لأنه أمر متيقن.» (10)
بیضاوی، مفسر قرن هشتم اهل سنت نیز هم نظر با زمخشری و فخر رازی است. (11)
ابن کثیر، مفسر هم عصر بیضاوی، دلیلی قرآنی برای نامیده شدن یقین به مرگ در این آیه آورده است و با استناد به آیات مبارکه 43 تا 47 سوره مدثر، یقین را در آیه مورد بحث به مرگ تفسیر کرده است. « و الدليل على ذلك قوله تعالى إخبارا عن أهل النار أنهم قالوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ حَتَّى أَتانَا الْيَقِينُ‏» (12)
در میان اهل لغت نیز این برداشت از کلمه صورت گرفته است. فخرالدین طریحی، لغوی معروف شیعی در مجمع البحرین، ذیل ریشه «یقن»، به آیه 99 سوره مبارکه حجر اشاره کرده و به صراحت یقین در این آیه را مترادف مرگ دانسته است. (13)
ابن منظور نیز در لسان العرب، هم نظر طریحی است و برای اثبات مدعای خود از آیه‌ای دیگر از قرآن مدد گرفته است و چنین می‌گوید: «و قوله تعالى: وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ أَي حتى يأْتيك الموتُ، كما قال عيسى بن مريم، على نبينا و عليه الصلاة و السلام: وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا» (14)
حاصل بحث آن که با بررسی و مداقّه در میان نظرات علمای لغت و تفسیر در میان شیعه و سنی به راحتی می‌توان فهمید که برخی دریافت‌های انحرافی از آیات قرآن بر هیچ مبنای عقلی و علمی متقنی استوار نیست و در واقع ارائه برداشت‌هایی نظیر آن چه در صدر مقال ذکر شد از آیات شریفه قرآن کریم، دام‌هایی برای افراد کاهل برای جذب به جریان‌های گمراه و توجیهاتی سست برای کاهل ایمان‌ها جهت رهایی از برخی تکالیف شرعی است غافل از آن که وضع احکام الهی نه برای سودرسانی به خداوند متعال، بلکه در جهت رشد و تعالی بندگانش از این طریق است و اگر این احکام دست و پا گیر و رهایی از آنها افتخار بود قطعاً نمونه‌هایی در سیره اهل بیت (ع) که خود واصلین به مقام قرب الهی و عاملین نزول روزی و برکت در زمین بودند، یافت می‌شد که احکام الهی را به فراموشی و یا سستی سپرده باشند در حالی که نگاهی کوتاه به سیره همه معصومین نشانگر توجه و توصیه اکید ایشان بر مداومت بر عبادت الهی و افزایش این عبادات همزمان با افزایش رتبه یقینی است.

  پی نوشت:
1- نفحات الانس جامی، ص ۴۱۸
2- تحقیق در احوال و آثار نجم الدین کبری، ص ۲۱۱
3- السیوف البارقه، ص ۳۰۵
4- شرح شطحیات، ص ۳۱۲
5- تذکره الاولیاء، ج ۱، ص ۱۴۱
6- مجله پاسدار اسلام، ش 212
7- ترجمه الميزان، ج‏12، ص: 289
8- ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏13، ص: 221
9- الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج‏2، ص: 592
10- مفاتيح الغيب، ج‏19، ص: 167
11- أنوار التنزيل و أسرار التأويل، ج‏3، ص: 219
12- تفسير القرآن العظيم (ابن كثير)، ج‏4، ص: 475  
13- مجمع البحرين، ج‏6، ص: 331
14- لسان العرب، ج‏13، ص: 457
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار