یکی از مهمترین ویژگیهای «کلینیک رؤیا» تلاش آن برای استفاده از قالبی کمتر تجربه شده در تلویزیون ایران است، قالبی که میتوان آن را «کمدی-درام» نامید. فرمی که سالهاست در سریالهای موفق خارجی مورد استفاده قرار میگیرد جوان آنلاین: در سالهایی که بسیاری از سریالهای تلویزیونی میان تکرار فرمولهای امتحان پسداده و روایتهای محافظهکارانه گرفتار شدهاند، مجموعه «کلینیک رؤیا» به کارگردانی سجاد مهرگان تلاش میکند مسیر متفاوتی را تجربه کند، مسیری که هم از نظر فرم و هم از نظر مضمون در حدی قابل قبول و استاندارد از سریالسازی قرار دارد. این مجموعه که به تهیهکنندگی اکبر تحویلیان و نویسندگی علی عموکاظمی ساخته شده، با انتخاب یک زایشگاه به عنوان مرکز ثقل روایت خود، به سراغ مفهومی رفته که در سالهای اخیر به یکی از مهمترین دغدغههای اجتماعی و فرهنگی کشور تبدیل شده است؛ امید به زندگی و نسبت آن با فرزندآوری.
ترکیب طنز و موقعیتهای تلخ
«کلینیک رؤیا» از همان ایده مرکزیاش نشان میدهد که نمیخواهد یک سریال کمدی ساده باشد. انتخاب زایشگاه به عنوان لوکیشن اصلی سریال، انتخابی نمادین و معنادار است. مکانی که در آن هر روز زندگی آغاز میشود و انسانها در حساسترین و عاطفیترین لحظات خود قرار میگیرند.
این فضا به سریال امکان میدهد که همزمان هم لحظات طنز خلق کند و هم به لایههای عمیقتری از روابط انسانی نزدیک شود. در واقع سریال میکوشد از دل موقعیتهای روزمره، تصویری از جامعه معاصر ایران ارائه دهد. جامعهای که میان بحرانهای اقتصادی، اضطرابهای اجتماعی و تغییرات سبک زندگی همچنان میل به ادامه دادن و زیستن را در خود حفظ کرده است.
یکی از مهمترین ویژگیهای «کلینیک رؤیا» تلاش آن برای استفاده از قالبی کمتر تجربه شده در تلویزیون ایران است، قالبی که میتوان آن را «کمدی-درام» نامید. فرمی که سالهاست در سریالهای موفق خارجی مورد استفاده قرار میگیرد و بر پایه ترکیب لحظات طنز با موقعیتهای تلخ و احساسی شکل میگیرد.
بازتاب تغییرات فرهنگی جامعه
سجاد مهرگان پیشتر نیز در سریال «آقای قاضی» نشان داده بود که به دنبال تجربهگرایی در فرم است و علاقه دارد ساختارهای تازهای را وارد تلویزیون کند. او در «کلینیک رؤیا» نیز همین مسیر را ادامه داده و تلاش کرده ریتم سریع، شوخیهای موقعیتمحور و روایت اپیزودیک را با دغدغههای اجتماعی تلفیق کند.
در چنین ساختاری، قصه بیش از آنکه بر یک شخصیت واحد متمرکز باشد بر مجموعهای از آدمها و داستانکها استوار میشود؛ بیمارانی که وارد زایشگاه میشوند، خانوادههایی که با اضطراب تولد فرزند مواجهند، پزشکان و پرستارانی که هر کدام جهان ذهنی و مشکلات خاص خود را دارند و روابطی که در این فضای پرتنش شکل میگیرد. این تعدد شخصیتها اگرچه در نگاه نخست ممکن است شلوغ به نظر برسد، اما در عمل به سریال امکان میدهد تصویری متنوعتر از جامعه ارائه دهد. هر شخصیت نماینده بخشی از جامعه است و هر داستانک، بازتابی از یکی از نگرانیها، تضادها یا تغییرات فرهنگی امروز.
از سوی دیگر، «کلینیک رؤیا» تنها به زمان حال محدود نمیشود و با رفت و آمد میان دهههای مختلف، نوعی بازی با حافظه جمعی مخاطب شکل میدهد. شوخی با تفاوت سبک زندگی نسلها، تغییر رسوم خانوادگی و مقایسه نگاه آدمها به ازدواج، فرزندآوری و روابط اجتماعی در دورههای مختلف، از بخشهای جذاب سریال است. این رجوع به گذشته صرفاً کارکرد نوستالژیک ندارد، بلکه نوعی مقایسه اجتماعی ایجاد میکند. مقایسهای که نشان میدهد چگونه تغییرات فرهنگی و اقتصادی بر تصمیمهای شخصی آدمها اثر گذاشته است.
یکی از نقاط قوت بالقوه سریال نیز همین نگاه انتقادی نرم و غیرمستقیم آن است. «کلینیک رؤیا» نمیخواهد بیانیه صادر کند یا مخاطب را با شعارهای مستقیم روبهرو سازد. سریال تلاش میکند مسائلش را از دل موقعیتهای کمیک و روابط انسانی مطرح کند. به همین دلیل، حتی وقتی درباره موضوع حساسی، چون کاهش نرخ فرزندآوری صحبت میکند، بیش از آنکه به سمت تبلیغات مستقیم برود، میکوشد احساسات مخاطب را درگیر کند و او را به فکر فرو برد.
توجه به فرزندآوری
در سالهای اخیر، بحث کاهش جمعیت و بحران پیری جامعه به یکی از مهمترین دغدغههای سیاستگذاران تبدیل شده است. بسیاری از آثار فرهنگی نیز تلاش کردهاند به این مسئله بپردازند، اما اغلب آنها به دلیل نگاه شعاری یا مستقیم، نتوانستهاند ارتباطی عمیق با مخاطب برقرار کنند. تفاوت «کلینیک رؤیا» در این است که مسئله فرزندآوری را نه فقط از زاویه سیاستگذاری، بلکه از منظر انسانی و عاطفی بررسی میکند. سریال بر لذت داشتن فرزند، مفهوم خانواده و امیدی که با تولد یک کودک وارد زندگی میشود تمرکز دارد.
همین نگاه انسانی باعث میشود مفهوم «امید» در مرکز جهان سریال قرار گیرد. در حقیقت، «کلینیک رؤیا» بیش از آنکه درباره یک بیمارستان یا زایشگاه باشد، درباره ادامه یافتن زندگی است؛ درباره انسانهایی که با وجود تمام فشارها و ناامیدیها هنوز به آینده فکر میکنند. در جامعهای که اخبار گوناگون، مشکلات معیشتی و اضطرابهای روزمره بخش بزرگی از زیست مردم را احاطه کرده، پرداختن به مفهوم امید میتواند کارکردی فراتر از سرگرمی پیدا کند.
نکته مهم دیگر، تلاش سازندگان برای نزدیک شدن به مخاطبانی است که در سالهای اخیر از تلویزیون فاصله گرفتهاند. استفاده از ریتم تند، بازیگران متعدد، شوخیهای موقعیتمحور و ساختار اپیزودیک، نشانهای از این تلاش است که سریال بتواند به سلیقه نسل جدید نیز نزدیک شود. این همان دغدغهای است که مهرگان نیز به آن اشاره کرده بود؛ یافتن فرمهایی تازه برای بازگرداندن مخاطب خاموش به تلویزیون.
«کلینیک رؤیا» را میتوان تلاشی قابل توجه برای پیوند سرگرمی با دغدغههای اجتماعی دانست؛ سریالی که میکوشد در قالب طنز و درام، از ارزش زیستن، خانواده و امید سخن بگوید. موفقیت نهایی این مجموعه وابسته به آن است که تا چه اندازه بتواند میان پیام اجتماعی و جذابیت نمایشی تعادل برقرار کند، اما آنچه از همین حالا مشخص است، تلاش آن برای عبور از کلیشههای رایج و حرکت به سمت نوعی روایت انسانیتر و چندلایهتر در تلویزیون است.