
طبق معمول هميشه صداي فرياد مامان ماهان تا چند خانه آنطرفتر كه هيچ، حتي تا از چند كوچه چپ و راست هم شنيده ميشود. اما اين بار به لطف باز ماندن پنجره يكي از اتاقها راحت ميشود فهميد كه بحث اين دفعه برسر مشكل ولخرجي، رفيق دوستي و وقتكشي ماهان است. مطابق معمول اينجور وقتها ميتوانم حدس بزنم بعد از ورود به ساختمان اولين صحنهاي كه ميبينم چيست؛ ماهان عصباني از در واحدشان بيرون زده و با سلام و عليك سرد و نگاههاي واكاوانهاش تلاش ميكند متوجه شود آيا من صداي مجادلهشان را شنيدهام يا نه. محكم بسته شدن در آپارتمان و دويدن مادرش به دنبال او جزو صحنههاي متداول اين زمانهاست.
طبق معمول هميشه خانم صادقي به فرزندش نميرسد و ماهان هم به بهانه اين جر و بحث به خودش اين اجازه را ميدهد كه امشب چند ساعت ديرتر به خانه بازگردد و يكي، دوساعتي بيشتر كنار دوستانش ولخرجي كند.
و بازهم درست طبق معمول هميشه اين من هستم كه بايد خستگي روزانهام را كنار بگذارم و نقش سنگ صبور را براي خانم صادقي بازي كنم.
«ميبيني زينبجون ما چه وضعي داريم؟ خير سرم ميخوام اين بچه دراز رو زن هم بدم! از بچگيش هم همينطور بود، هيچ كاري رو تموم نميكرد. اونقدر كه از من انتظار داشت كاراش رو براش انجام بدم و كامل كنم از خودش انتظار نداشت. هر وقت از سركار خسته و كوفته اومدم ديدم اتاقش نامرتبه به خودم گفتم عيب نداره خونه نيستي بچه هم دلش گرفته خودت تميز كن. هر وقت ديدم مشقهاش رو ننوشته نشستم با خط بچهگونه تمام مشقها رو نوشتم گفتم عيبي نداره بزرگ ميشه درست ميشه. نه تنها درست نشد بلكه همون يكدونه جورابي هم كه از پاش درميآورد و مينداخت تو سطل آشغال هم ديگه اين روزها ميندازه گوشه اتاق. منم كه از بوي گندش مستأصل ميشم مجبورم خودم دست به كار بشم.
ديگه خسته شدم راستش بريدم فقط ميگم يكجوري زنش بدم بره خلاص بشم از اين شرايط!...».
من نميدونم چرا اولين نسخهاي كه مادر پسربچههاي به ظاهر بزرگ براي اصلاحشان ميپيچند اين است كه زنشان بدهند تا اصلاح شوند؟! مگر ميشود جواني كه بيست و چند سال و اغلب سي سال اينطور بد بزرگ شده با يك اتفاق مثل ازدواج اين همه تغيير كند و اصلاح شود؟! مطمئناً نه.
اما سؤال مهم اين است كه امثال ماهان و ديگر بچهها كه از كودكي اينطور بيمسئوليت نبودهاند پس چه رفتار و تربيتي باعث شده اين طور بزرگ شوند، شكل بگيرند كه در جواني دست به چنين رفتارهايي بزنند؟ چطور ما بيشترين كودكان مسئوليت پذيرمان دخترها هستند و در مقابل بيتعهدترين، پسربچهها؟! اصلا چرا حتي بين مسئوليتپذيري بچههاي دهه 60 با بچههاي دهه 70 هم تا اين اندازه تفاوت وجود دارد؟! بچهها خودشان بيمسئوليت بزرگ ميشوند اما بزرگترها، امثال خانم صادقيها هم در تربيت بزرگسالهايي چون ماهان نقش داريم؟
پاسخ همه اين سؤالها به نكتههاي تربيتي در حوزه تربيت، مسئوليتپذيري و متعهد بودن كودكان باز ميگردد. نكاتي كه ميشود در صحبتهاي دكتر محبوبه سلطاني، روانشناس تخصصي كودك و نوجوان به راحتي پيدا كرد.
پرورش مسئولت پذيري تحسين برانگيز است
مسئوليتپذيري جزو ويژگيهاي منحصربهفرد هر كودك و نوجواني است. تا به حال به واكنشهاي جمعهاي خانوادگي و فاميلي خودتان در مقابل يك كودك مسئوليتپذير فكر كردهايد؟
همه ما وقتي كودك دختر يا نوجواني را ميبينيم كه كارهاي مربوط به خودش مثل تميز كردن اتاقش يا انجام دقيق تكاليفش را ميبينيم، حتي زماني كه ميبينيم يك برادر بزرگتر از عهده مسئوليت نگهداري خواهر كوچكترش برميآيد ناخودآگاه زبان به تعريف و تمجيد باز ميكنيم، چرا؟! مشخص است چون ميدانيم اين دختر و پسر كودك كه در زمان كودكي اينطور از عهده وظايف مربوط به خودش برميآيد مطمئناً در نوجواني و جواني هم موفق خواهد بود و در دوره بزرگسالي نيز يك همسر مسئوليتپذير خواهد بود.
نكته قابل توجه در ده، بيست سال اخير اين است كه اغلب مراجعهكنندگان به دفاتر ما در زمينه مسئوليتپذيري كودكان پدر و مادرهايي هستند كه از مسئوليتپذير نبودن فرزند يا حتي فرزندانشان گلايه دارند. مادر مراجعي را دارم كه چون فرزند پسرش حتي از مسئوليت انجام كارهاي كوچك مربوط به خودش مثل مرتب كردن اتاقش برنميآيد مستأصل به سراغ من ميآيد.
حتي در مقابل و در اتفاقي نادرتر مراجعي دارم كه از ريخت و پاش بيش از حد دخترش و بيتفاوتي او نسبت به برادر كوچكترش بسيار نگران است و چارهاي جز مراجعه به يك مشاور پيدا نكرده است.
اجازه بدهيد همين اول راه تكليفم را با شما پدر و مادر عزيز مشخص كنم، از نظر من دليل مسئوليتپذير بزرگ نشدن كودكان همان پدر و مادرها هستند. مادر شاغلي كه تا از راه ميرسد در مقابل نامرتب بودن اتاق كودكش ترجيح ميدهد به جاي اينكه از او بخواهد اتاقش را مرتب كند خودش دست به كار ميشود و اتاق را تميز ميكند، پدري كه ترجيح ميدهد به جاي نصيحت كردن و هدايت كردن پسرش براي نوشتن تكاليفش به خيال خودش خلأ نبودنش را جبران كند و به او لطف كند، پس دست به كار نوشتن تكاليف مدرسه پسرش ميشود در واقع بزرگترين ظالمان زندگي يك كودك هستند!
تعجب ندارد وقتي شما از سن كودكي با زبان بيزباني و با رفتار به پسرتان ميگوييد كه « نگران نباش عزيزم اگر نتونستي از عهده تكاليفت، تميز كردن اتاقت و هر مسئوليت ديگري بربيايي بابايي هست و برات انجامش ميده» در واقع داريد به شخصيت عملكردي فرزندتان جهت نامناسب ميدهيد. شما خودتان با دست خودتان ريشههاي تربيتي فرزندتان را به غلط ميچرخانيد سوي باطل. اين دختر و اين پسر نميتواند در بزرگسالي از عهده وظايف كاري، درسي و حتي همسرداري خودش به خوبي برآيد پس در قدم اول هربار متوجه شديد كه فرزندتان كاري را كه مربوط به خودش بوده انجام داده نقش يك رابينهود و فداكارانه به خودتان نگيريد، به خودتان بگوييد «براي لطف به آينده او هم كه شده بايد از خودش بخواهم وظايفش را انجام دهد».
سنگ بزرگ علامت نزدن است
هميشه تصميمهاي بزرگ در ابتداي راه محكوم به شكست هستند پس به جاي اينكه مسئوليتهاي بزرگ و غيرمنطقي را با تصور غلط افزايش مسئوليتپذيري به كودكتان واگذار كنيد به اين فكر كنيد كه ممكن است با اين تصميمها به كل او را از انجام وظايفش دلزده كنيد.
از كارهاي كوچك شروع كنيد. هر كودك چهار تا شش ساله ميتواند اسباببازيهايش را جابهجا كند، ميتواند بخشي از لباسهايش را مرتب كند. هر برادر پنج ساله ميتواند براي يكي، دو ساعت هم كه شده مسئوليت نگهداري خواهرش را قبول كند اما حواستان باشد كه نگاه حمايتي و نظارتي شما نبايد قطع شود.
به جاي مدام تكرار كردن وظايف كودكتان يا نوشتن آنها يك ليست تصويري از وظايف او برايش بكشيد. مثلاً با كشيدن يك جوراب و شلوار در اين ليست به او بفهمانيد كه بعد از ورود به خانه اين خود كودكتان است كه بايد لباسهايش را مرتب كند. حتي ميتوانيد با نقاشي كردن اسباببازي هم مسئوليت جمع كردن آنها را به او يادآوري كنيد. در هر قدم پيشبرد مسئوليتپذيري فرزندتان كه هستيد عنصر تأثيرگذار «تشويق» براي او را فراموش نكنيد. بچهها در مقابل تشويق شدن واكنش بهتري از خودشان نشان ميدهند، پس سعي كنيد به هر شكل ممكن از جمله زباني و رفتاري در مقابل انجام دادن مسئوليتهايش به او گوشزد كنيد كه متوجه هستيد كه كار بزرگي انجام داده است.
از كودكتان تاجر بسازيد
اغلب ثروتمندان و تاجران بزرگ به اذعان خودشان پايههاي كارهاي فكري و اقتصادي بزرگ را از كودكي در خودشان پيدا كردهاند، پس شما از پدر و مادرهاي چنين فرزندان موفقي درس بگيريد.
اگر فرزندتان از شما ميخواهد كه برايش هديه يا خوراكي بخريد بهتر است برايش توضيح بدهيد كه اين هديه چقدر ارزش دارد و او در ازاي پولي كه پدر ميخواهد بابت خريد هديه يا خوراكي بدهد ميتواند كارهايي كه مربوط به خودش است را انجام دهد.
فراموش نكنيد در اين مواقع بهتر است كفه ترازويتان را متعادل كنيد و در مقابل هر هديهاي كاري متناسب طلب كنيد چون بچهها در مواجهه با كارهاي بزرگ ممكن است كلاً از انجام كار سرباز بزنند. مثلاً ميتوانيد در مقابل خريد يك بسته پاستيل يا بستني از او بخواهيد كه چراغ اتاقش را كه بيهدف روشن است خاموش كند.
با اين كار شما ميتوانيد در يك لحظه به دو جنبه فكر كنيد، در واقع اين بهترين فرصت است كه با يك تير هديه خريدن چند هدف مقتصد، مسئوليتپذير و متعادل بودن را در كودكتان نشانه برويد.
حتي شما ميتوانيد در ازاي انجام كارهاي كوچك به او پول بدهيد و در مواجهه با خواست خريدن يك هديه بزرگ از كودكتان بخواهيد كه بخشي از پول هديه را با پول هايي كه قبلا از شما گرفته پرداخت كند.
اشتباهي كه بايد پذيرفت
قدرت پذيرش اشتباه حتي به زبان آوردن اين قدرت نكته مهمي است كه در بين بچههاي چند نسل اخير كمتر ديده ميشود. بايد شما به فرزندتان ياد بدهيد كه اگر كاري اشتباه انجام داده است تا حد توانش اين اشتباه را با شما در ميان بگذارد و سعي در اصلاح داشته باشد. درمقابل شما هم بايد بدانيد با ترساندن يا ساده گذشتن از كنار هر اشتباه فرزندتان نميتوانيد تربيت درستي را در پيش بگيريد بهترين گزينه اين است كه به او ياد بدهيد تمام تلاشش را به كار بگيرد تا اشتباهي رخ ندهد و اگر اين اتفاق افتاد با شما در ميان بگذارد و ترسي نداشته باشد.
تو ميتوني، من مطمئنم
يكي از حلقههاي گمشده در بين رفتارهاي ما بزرگترها عنصر باورپذيري كودكانمان است. ما وقتي با زبان يا حتي رفتارمان به شكلي غيرمستقيم به كودكمان ميگوييم كه «تو از عهده انجام اين كار برنميآيي، تو نميتوني اين كار رو انجام بدي» بايد خودمان را آماده كنيم كه در فردايي نه چندان دور با كودكي بيتعهد، ترسو و متزلزل روبهرو باشيم.
فراموش نكنيد تا اينجا نتيجه كار براي ما مهم نيست. ما فقط ميخواهيم كه كودكي مسئوليتپذير بزرگ كنيم، ميخواهيم به فرزندمان باور انجام كارهاي مربوط به خودش و پذيرش هر عواقبي را بدهيم و او هيچوقت قرار نيست براي شما آپولو هوا كند؛ وقتي شما كارهايي در حد و اندازه خودش از او انتظار داريد پس در مقابل هم بايد بدانيد كه او براي ادامه دادن اين مسير نياز به تشويق و حمايت دارد.
جملات و رفتارهاي ما بدون اينكه خودمان متوجه باشيم بار دارند. بار مثبت و منفي هر كلمه يا رفتاري ميتواند در تشويق كردن يا مانع شدن كودكمان از ادامه مسير بسيار مؤثر باشد. به جاي اينكه به فرزندتان بگوييد «اگر اتاقت را تميز نكني از شام خبري نيست» بهتر است بگوييد«هر وقت تميز كردن اتاقت تمام شد بيا با هم يك شام خوشمزه بخوريم».
قيچي اصلاح نشويد!
مطمئناً كودكتان در هر سني كه باشد بخشي از كارهاي محوله را نميتواند انجام دهد. البته ناگفته نماند بسياري از بچهها هم از سر بيحوصلگي، لجبازي يا حتي بازيگوشي كار را نيمهتمام رها ميكنند. اينجور مواقع تنها چيزي كه نبايد فراموش كنيد اين است كه لطفاً نقش قيچي اصلاح را بازي نكنيد! كار نيمهتمام يا ناقص كودكتان را خودتان تمام نكنيد. بگذاريد هرچقدر هم كه زمان ميبرد اما خودش يك كار را تمام كند چون هم شيريني خاصي براي شما و هم تأثيرگذاري بيشتري براي كودكتان دارد.
از دستورات فرعي غافل نشويد
هر كودكي به نسبت جنسيت و سني كه دارد يك سري مسئوليتهاي اصلي و بعضي مسئوليتهاي فرعي دارد. نكته مهم اينجاست كه والدين نبايد فراموش كنند كه در اثناي آموزش مسئوليتهاي اصلي نبايد از ياددادن مسئوليتهاي فرعي غافل شوند چه بسا كه روند يادگيري اصليها ميتواند پذيرش جزئيات را هم آسانتر كند.
بگذاريد سادهتر بگويم مسئوليتپذيري، كمالطلبي و اعتماد به نفس بالا جزو نقشهاي اصلي همه كودكان است اما حجاب، صبوري، صحبتكردن آرام و وقار جزو نقشهايي است كه بايد به دختران آموزش داده شود. در مقابل اين پسرها هستند كه بايد پس انداز كردن، عهدهدار بودن وظايف بزرگتر از سن و قدرت حل مشكلات پيچيده را ياد بگيرند. دليل اين نقشپذيريها واضح است اين دختران هستند كه در چارچوب خانواده آيندهشان بايد با حجاب آشنا باشند، در مقابل رفتارهاي همسرشان صبوري كنند و در طرف ديگر اين پسرها هستند كه بايد از عهده مسئوليت همسر و مشكلات مالي برآيند. فراموش نكنيد در روند هيچ آموزشي نبايد از توجه به عنصر جنسيت و سن غافل شويد.