«خاك عالم تو سرت پسر. علي رو ديدي؟ ديدي چقدر مؤدب شده بود؟ ديدي چه پسر خوبي شده؟ چقدر اين بچه با ادبه و رفتارش عقلانيه و چقدر هم درسخون. واقعاً كه اين بچه تحسين داره نه تو. تو كه فقط فكرت شده پلي استيشن. برو با اون بشين و پاشو بلكه يه ذره از اون ياد بگيري. آخه تا كي ميخواي اين اخلاقت رو داشته باشي و اين كارا رو ادامه بدي؟بسه ديگه من و بابا از دستت ذله شديم بچه. وقتي مامان اون فسقلي رو ميبينم حرصم ميگيره و با تو كه مقايسش ميكنم دنيا رو سرم خراب ميشه. آخه از يه همچين پدر و مادر بيسوادي يه همچين بچهاي به دنيا اومده و اونم تا اين حد باشعور و با تربيت. جل الخالق. اونوقت اين هم از پسر من. واقعاً كه...» اينها بخشي از حرفهاي مادرانه يا حتي پدرانهاي است كه گاهي اوقات بزرگترها با استفاده از چنين جملاتي آن هم بدين شكل و با استفاده از كلمات و عباراتي تا اين حد مخرب به مقايسه كردن بچههايشان با بچههاي ديگر ميپردازند و امروزه اين عادت در خانوادههاي ما نهادينه و به يك اپيدمي تبديل شده است و والدين با مقايسهاي در حد ترور شخصيت فرزندشان به نوعي هدف در تخليه خود دارند اما متأسفانه از پيامدها و آسيبهاي اجتماعي، شخصيتي و رواني شديد اين عادت بد اجتماعي غافل هستند.
خانوادهها مؤلفههاي تشكيل دهنده جامعه هستند و با نوع تربيتي كه براي فرزندان به كار ميگيرند سرنوشت فرزند را در آينده اين جامعه تعيين ميكنند. متأسفانه امروزه عادت و پديده مقايسه كردن فرزندان با فرد ديگري از همسن و سالهايش كه از سوي پدر و مادرها انجام ميشود اثرات خوبي در شكلگيري شخصيت كودك، نوجوان و جوانها نخواهد داشت. طي اظهاراتي كه صاحب نظران اين حوزه داشتند از اين عادت نامطلوب به يك بيماري فراگير اجتماعي ياد شد. آشنايي بيشتر با اين عادت نادرست خانوادهها و شنيدن و خواندن علل و راهكارهاي علاج اين بيماري و نحوه ترك آن از زبان خود كارشناسان خالي از لطف نيست.
فاطمه زارعي، كارشناس علوم تربيتي
متأسفانه ما ايرانيها در خانوادههايمان ياد گرفتهايم كه فرزندانمان را از همان سنين كودكي يا آغاز دوران نوجواني و جواني با كودك يا جوان ديگري از همسايه، فاميل و دوستان مقايسه كنيم كه اين مسئله از منظر علوم تربيتي كاملاً اشتباه و نادرست است و اثرات و خسارات جبران ناپذيري را در شكلگيري شخصيت كودك و جوان ما خواهد داشت. فرزند ما چه دختر و چه پسر، با شخصيتي كه ما برايش تعيين كردهايم و با فرهنگ و رسوم و رفتارهايي كه در درون خانواده از من پدر يا شماي مادر ديده بزرگ شده و به سن 17-16 سالگي رسيده است پس قاعدتاً قياس شخصيت و اخلاق و رفتار او با نوجواني كه در خانواده ديگري با فرهنگ، عادات، سنن و رسوم و معيارهاي رفتاري ديگري بزرگ شده نادرست است. يادگيري هرآنچه كودكان از والدين و اطرافيان ميبينند و ثبت و ضبط ميكنند به صورت ديداري قويتر از شيوه شنيداري است. بايد به اين نكته توجه كافي را داشته باشيم كه ما تا جايي كه جا داشته باشد به اين قياس ادامه ميدهيم اما از اين واقعيت غافل هستيم كه همين جملات «از پسر همسايه ياد بگير» و «مثل پسرعموت باش ببين اون چي كار ميكنه» تا چه اندازه براي فرزند ما دردناك خواهد بود و آينده خطرناكي را براي او رقم خواهد زد.
والدين قياسگر، كودكان را به بيراههها ميسپارند
كساني كه به مواد مخدر و اعتياد روي ميآورند و دچار هرگونه رفتار مخاطرهآميز و ناشي از جنون ميشوند همان بچههاي والدين قياسگر هستند. بچههايي كه روزي آنها را با ديگران مقايسه ميكرديم و مدام به آنها سركوفت ميزديم. فرزندان رمز و راز والدين هستند يعني آنچه در وجود والدين نهفته است در بچه آشكار و هويدا است. هرچيزي را كه در كودكي به فرزندمان بروز دهيم پس از اينكه او بزرگ ميشود در رفتار و شخصيتش خواهيم ديد. دقيقاً همانند لحظهاي كه تلفن زنگ ميخورد و پدر هراسان به بچهاش ميگويد: اگه با من كار دارند بگو بابا نيست، زنگ در به صدا در ميآيد و اين بار مادر به بچه ميگويد: اگه فلان همسايه بود و فلان چيز رو خواست بگو نداريم يا نميدونم مامانم كجا گذاشته و هزاران هزار اتفاقي كه در خانوادههاي ما رخ ميدهد و رفتاري كه من پدر يا شماي مادر از خود نشان ميدهيم قطعاً در شكلگيري شخصيت بچهاي كه در جمعمان حضور دارد و نظارهگر ماجرا است تأثير بسزايي خواهد داشت و ما نيز روزي عوامل مخرب آن را در رفتار فرزندمان ميبينيم و تعجب ميكنيم و شروع ميكنيم به سرزنش، سركوفت و در نهايت مقايسه كردن او با ديگران.
اينجا است كه بچهاي كه با ديدن رفتار و فرهنگ ما بزرگ شده، دچار تعارض شخصيتي ميشود و در وهله اول به اين فكر ميكند كه از چيزي كه از والدين خود ديده پيروي كند يا از آنچه در وجود پسر همسايه نهفته است درس بگيرد!
ايجاد عقده فرجام قياس فرزندان
از نظر من اگر اين مقايسه كردنها در خانوادههاي ما ايرانيها ادامهدار بماند نتيجهاي جز رفتار متقابل فرزند نخواهد داشت و روزي سبك زندگي ما را تحتالشعاع قرار داده و پايههاي يك خانواده را متزلزل ميكند و در آخر هم بچه در جواب والدين ميگويد: كاش شما هم مثل پدر و مادر علي بوديد. آنها فلان كار را براي علي انجام دادند، فلان چيز را برايش خريدند اما شما... در كل پدر و مادر با اين قياس در وهله اول خودشان را زير سؤال خواهند برد و پس از آن اين عقده را در درون بچه به وجود ميآورند و در آخر هم يك شخصيت متزلزل در وجود بچه شكل ميگيرد و او در آينده در برابر مشكلات جامعه شكنندگي خاصي خواهد داشت. والدين تلاش كنند به جاي مقايسه كردن فرزندشان با ديگري او را با خودش، اشتباهات امروز او را با خوبيهاي گذشتهاش و كارهاي مفيدي كه انجام ميداده مقايسه كنند.
رفتار يكايك اعضا در خانواده يكسان نيست
عاليه شكربيگي، جامعهشناس
يكي از رفتارهاي غلط اجتماعي كه اين روزها در خانوادههاي ما نهادينه شده است مقايسه كردن فرزندان با يكديگر است. اين قياس به هيچ عنوان درست نيست چراكه بسترهاي تربيتي فرزندان متفاوت است و اين بستر در قياس با فرزندي كه در شرايط سالم و آرام و عاري از هرگونه كمبودي رشد ميكند اگر تنش زا، پر از خشونت و همراه با درگيريهاي دائم باشد مسلماً اين دو را نميتوان داراي يك نتيجه تربيتي ديد و اين دو فرزند داراي يك خصوصيات مشترك نخواهند بود. نتيجه چه ميشود؟ بچهاي كه به دور از دغدغه و در فضايي سرشار از ارتباطات و تعاملات رشد ميكند قطعاً در زندگي به موفقيتهاي شگرفي خواهد رسيد و بدون شك همين بهانهاي ميشود تا والدين ديگر بچهها فرزندشان را با او مقايسه كنند. غر زدنها شروع ميشود و نتيجه و عاقبت خوبي نخواهد داشت. والدين مقايسهگر بايد توجه و تمركز بيشتري روي الگوهاي رفتاري حاكم در درون خانواده داشته باشند چون همين عوامل باعث شده است كه بچه نتواند از شرايط و مسيري كه در آن قرار داشته است نهايت استفاده و بهره را برده و به موفقيت در زندگي برسد. وقتي كه به انگاره خانواده فكر ميكنيم تصورمان اين است كه همه خانوادهها به يك شكل با فرزندانشان رفتار ميكنند در حالي كه اين طور نيست و با قرار گرفتن در طبقات مختلف جامعه و با رويارويي با گونههاي متفاوت تربيتي قطعاً نميتوان كودكان را يكسان بار آورد و تربيت كرد. اين مقايسه جدا از آنكه نتيجه خوبي بر رفتار و روان جوان ندارد بلكه با اين كار او را سركوب ميكنيم و اگر هم در مسير رشد قرار گرفته باشد ما با اين عمل زشت مانع پيشرفت او ميشويم.
اين اصل نادرست و ناشايست بايد هرچه سريعتر با خانوادهها و سبك زندگي ايراني اسلامي ما وداع كند. اين هم دست خود والدين است. در ابتدا براي كمرنگ و سپس حذف شدن آن از عادات ما بايد بستري ارتباطي با فرزندمان برقرار كنيم و بعد از اينكه اعتمادش را جلب كرديم، در حل مشكلاتي كه احاطهاش كردهاند صاحبقدم باشيم و با همدلي با او همكاري كنيم.
تعريفي ساده از مقايسه
محمد مهدوي، كارشناس مشاوره
مقايسه، احساس برتري خواهي است كه از طريق افكار انسان انجام ميگيرد. مقايسه، قياس تفاوتها و شباهتهاي افراد و اشيا است كه انسان آگاه با بينش صحيح در زندگي از مقايسه استفاده مفيد ميكند اما گاهي برخي از افراد به دلايل مختلف از جمله ناآگاهي، حسادت، الگوگيريهاي نامناسب، يادگيريهاي غلط و... به مقايسه بين افراد جامعه و اطرافيان ميپردازند. به خصوص والدين كه اكثر مواقع فرزندانشان و تمامي شرايط، اوضاع، احوال و رفتار آنها را با همسالان يا فرزندان ديگر مقايسه ميكنند كه اين امر از لحاظ روانشناختي اصلاً كار درستي نيست و آسيبهاي فراواني را براي فرزندان به همراه خواهد داشت.
مقايسه در زندگي زناشويي نيز آفت بزرگي محسوب ميشود كه باعث از بين رفتن احساسات خوشايند شده و حسي از رقابت و كدورت را در ميان زن و مرد به وجود ميآورد. بر اساس آمار هر ساله ريشه بسياري از جداييها و طلاقها مقايسه بوده است.
آسيبهاي ناشي از قياس فرزندان در زمره مخربترين آسيبها
از آسيبرسانترين نوع مقايسه كردن، مقايسهاي است كه توسط والدين نسبت به فرزندان انجام ميشود. هرگاه والدين فرزند خود را با افراد ديگر همچون دوستان يا بستگان و همسايگان مقايسه ميكنند در اصل تربيت فرزندان را به مخاطره انداخته و آسيب رواني بسيار زيادي را در آنها ايجاد ميكنند كه همين به تنهايي آيندهاي ناخوشايند و خطرناك را براي آنها رقم خواهد زد و روان و نوع رفتار آنها را به شدت تهديد ميكند.
اينكه فرزندان اعتماد به نفس خود را از دست ميدهند، در آنها احساس نااميدي و سرخوردگي ايجاد ميشود، قدرت تصميمگيري خود را از دست ميدهند، رابطه گرم و صميمي بين والدين و فرزندان به يك حس سرد و ناامن تبديل ميشود، فرزندان سعي ميكنند به افرادي وابسته شوند كه مورد تأييد هستند، الگوگيري كوركورانه ميكنند و رفتار و گفتار خود را شبيه ديگران كرده و خود واقعي را سركوب ميكنند، به دليل دور شدن از والدين به دنبال پر كردن خلأ دروني خود معمولاً گرفتار دوستاني بد خواهند شد و احساس خشم و نفرت نسبت به فرد مقايسه شونده در آنها ايجاد ميشود. بسياري از آسيبهاي وارد شده به فرزندان از همين مقايسه كردن آنها با يكديگر نشئت ميگيرد.
بد نيست والدين اين نكات را بدانند و عمل كنند
گاهي اوقات در حال قدم زدن هستيم و در خيابانها و پيادهروهاي شهر متوجه برخي افراد بزهكار و معتاد ميشويم كه در حال آسيب رساندن به خود و جامعه هستند كه براساس مطالعات و بررسيهاي انجام شده ريشه اين مشكلات در مقايسه نهفته است.
مشكلات تعريف شده زماني به وجود خواهد آمد كه والدين در خانواده فرزندان و حتي خودشان را با ديگران مقايسه ميكنند اما ميتوان از مقايسه به نحوه احسن هم استفاده كرد يا حتي به جاي مقايسه كردن كارهاي ديگري انجام داد. يكي از مهمترين راهها كه باعث پيشرفت و تربيت خوب فرزندان ميشود اين است كه سعي كنيم فرزندان خود را با ديگران مقايسه نكنيم بلكه اعمالشان را با كارهايي كه در قبل انجام ميدادهاند و رفتاري كه داشتهاند مقايسه كنيم. به طور مثال پيشرفتهايي كه داشتهاند را به آنها بازگو كرده و در كل آنها را با زمان گذشته و داراييهاي امروزشان كه در گذشته در آرزوي آنها بودهاند قياس كنيم.
والدين هميشه اين را بدانند كه تمام خوبيها در يك فرد جمع نشده و انسانها در كنار تواناييها داراي نواقص بيشماري نيز هستند. در معناي واقعي كلمه والدين بايد فرزند خود را بپذيرند و سعي در بالا بردن آگاهي خود نسبت به مقايسه داشته و حتي در تحصيل و بازي هم از اين امر بپرهيزند. به دليل اينكه اين امر نه تنها سودي ندارد بلكه باعث آسيبهايي جدي به آنها ميشود پس بياييد به جاي مقايسه، حس تعامل و كمك به ديگران را در فرزند خود برانگيزيم و اشتباهات فرزندانمان را با آرامش به آنها يادآور شده و دليل آن را واضح بيان و بازگو كنيم تا آنها نيز اشتباهاتشان را شناخته و براي جبران آن و عملكرد بهتر خود تلاش كنند.