ابوي ميگويد: اين سيف تكليف نوبخت را روشن كند. يا رومي روم يا زنگي زنگ. اينطوري كه نميشود يك پشت بام و دو هوايي باشند و توقعات مردم را بيجواب بگذارند.
ميگويم: سيف كه دارد حرفهاي خوب خوب ميزند. تازگي هم كه خيال پولدارها را راحت كرده و عدم ورود دولت به حسابهاي بانكي را تضمين كرده است، حالا چرا ميخواهيد با نوبخت كارد و پنيرش كنيد؟ آنهم وقتي كه بالاخره بوي وحدت مالي از دولت ميآيد!
ابوي ميگويد: اين جناب سخنگوي دولت گفته كه حسابهاي بانكي من و خانوادهام تحت كنترل است. گفته از حقوق معلمي و درآمد دانشگاهي تأمين معاش ميكند. گفته عدهاي ميگويند نوبخت آمده تا جيب خود را پر كند كه اينگونه نيست.
ميگويم: خب اين هم كه حرف خوبي است. از دولت حقوق نميگيرد. يارانه نميگيرد. سبد كالا نميگيرد. هديه روز مرد نميگيرد و به عوضش به جاي كار در دولت ميرود درس ميدهد و پول ميگيرد. شايد همان در دولت نباشد خودش بهترين خدمت به دولت است!
ابوي ميگويد: موضوع اين نيست. موضوع اين است كه اگر حسابهاي بانكي امن است پس چرا حساب نوبخت امن نيست؟ مگر فقط نوبخت جيب دارد؟ اين حرف آنهم همزمان با حرف سيف يك مقدار بودار است!
ميگويم: واضحتر بگوييد ببينم. نقشهاي كشيدهاند باز؟ بازي پليس خوب و پليس خوبتر است؟ جنگ زرگري است؟ كي بود كي بود من نبودم است؟ چيست؟
ابوي ميگويد: خب بله. دارند حسابهاي بانكي داخليشان را رو ميكنند تا كمكم مد بشود و حساب بانكي همه را رو كنند. بعد بگويند از كجا آوردهاي؟
ميگويم: خب مگر بد است. بالاخره از يك جايي بايد فهميد كه چه كسي ثروتمند است و چه كسي نيست! حالا دولت نرود سراغ حسابهاي بانكي، قانون وضع ميكنند تا از يك طريقي ثروتمندان را پيدا كنند.
ابوي ميگويد: پسرم ثروت واقعي در قلوب مردم است و نه بانكها.
ميگويم: ستون اخلاق و عرفان در صفحه بعدي روزنامه است.
ميگويد: منظورم اين بود كه با حساب بانكي نبايد شروع كنند. ثروتمندان كه پولشان مال خودشان نيست. ثروتشان از وام بانكهاست.
ميگويم: ما كه نه در داخل و نه در خارج حسابي نداريم. تازه بابت وامهاي نگرفته كلي هم مديونيم.
ابوي ميگويد: چطور؟ نكند تو هم مانند آنها هستي كه ميرمحمد صادقي گفته! مديوني اگر مديوني نگي!
ميگويم: چه كساني؟ چه ديوني؟
ابوي: ۹۰درصد افرادي كه رشوه ميدهند براي احقاق حقشان است.
ميگويم: او منظورش اين نبوده كه 90درصد افراد رشوه ميدهند. منظورش اين بوده كه 90درصد افرادي كه رشوه ميدهند.
ابوي: حالا با اين حسابهاي بانكي ديگران چه كنيم؟
ميگويم: نوبخت كه خوداظهاري كرد. آنهاي ديگر هم بيايند بكنند. كمپين خوداظهاري حسابهاي بانكي راه ميندازيم تا روح سيف شاد شود و خداي نكرده در معذوريت اخلاقي گير نكند!
ابوي: بعدش چه؟
ميگويم: بعدش ميرويم سراغ نوبخت و آزمون راستي آزمايي انجام ميدهيم و بعد اگر راست گفته بود ميرويم باز كمپين راستيآزمايي راه مياندازيم.
ابوي: و اگر دروغ گفته بود؟
ميگويم: ميرويم سراغ قلب مردم. همانجا كه گفتيد ثروت واقعي است...