
در پي تأكيد مقام معظم رهبري مبني بر اينكه در مسئله زن بايد ذهن را از حرفهاي كليشهاي غربي خالي كنيم و مسئله اشتغال زنان مسئلهاي درجه دو است؛ فعالان حوزه زن و خانواده كشورمان فعاليت گستردهاي را براي تحقق اين ضرورتها و تبيين وظايف خانوادگي و اجتماعي زن، در عين حفظ استقلال فردي او آغاز كردهاند و هر روز بر دامنه اين فعاليتها افزوده ميشود و انتظار ميرود نتيجه اين فعاليتها به تهيه منشوري در جهت ارتقاي جايگاه زن و حفظ شأن وي در عرصههاي گوناگون منجر شود.
يكي از عرصههايي كه امكان نقد تفكرات غربي در آن وجود دارد، حوزه زن است به شرطي كه بر مباني ديني و بومي و مذهبي خود مسلط باشيم. حضور اجتماعي زن سه بخش دارد، بخشي براي تحصيل و ارتقاي سطح آگاهي فردي و بخش ديگر براي اشتغال، كسب درآمد و امرار معاش و ديگري كه تلفيقي از دو مورد قبل است براي كسب و حفظ استقلال فردي در زمينههاي گوناگون كه اين روزها گزينه سوم از بين ساير گزينهها در بين زنان جامعه ما طرفداران بيشتري يافته است.
اما آنچه اين مسير را به چالش كشانده تعريف استقلال فردي زن در جامعه ايراني است كه متمايل به تعاريف ارائه شده در جوامع غربي است. از طرفي از آنجا كه اساس جامعه و سلامت اجتماعي در عرصههاي گوناگون وابسته و متكي به عنصر وجودي و شخصيتي زن است، بيگانه شدن وي با هويت ملي و مذهبياش و سردرگمي شخصيتي او به بنيان فكري و فرهنگي جامعه و به تبع آن براي پايههاي اجتماع مضر است.
اين اتفاقي است كه در حال حاضر در جامعه ما ميافتد. زنان ما براي رشد و تعالي خود افقهايي را در نظر ميگيرند كه عموماً بدون در نظر گرفتن الزامات هويتي آنان ترسيم شدهاند. از سوي ديگر اين ايدهآلهايي كه لابهلاي تبليغات حقطلبانه به زنان جامعه ما تحميل ميشود، بيشتر آنها را گرفتار سردرگمي ميكند.
زن در عين حال كه بنا به مقتضاى غريزه و فطرت وظيفه نگهدارى و تربيت فرزند و خانوادهداري را بر عهده دارد و ابزار لازم جهت اين مهم در نهاد وى به وديعه گذاشته شده، اما تحت تأثير مرثيهسراييها براي حقوق و استقلال از دست رفته قرار ميگيرد و از اين وظايف ميگريزد، از تشكيل خانواده و مادر شدن به دليل حضور در اجتماع و به بهانه تحصيل و استفاده از فرصتهاي شغلي برابر با مردان امتناع ميكند.
از طرفي جريان مخالفي نيز تمام هويت زن را زير پرچم عنوان مادر و همسر بودن تعريف و تبيين ميكند و براي زن فارغ از اين وظايف ذاتياش، شخصيت و هويت قائل نميشود و اين افراط در وابستگي شخصيتي و هويتي است كه به تفريط ذكر شده ميانجامد.
فعاليت اجتماعي زنان
الزاماً داشتن شغل نيست
امروز جوامع بسياري شاهد كاناليزه شدن مسائل مربوط به زن در حوزههاي سياسي و وابسته به دولتها هستند كه كشور ما نيز از اين مسئله مستثني نيست. اما تأكيد اخير مقام معظم رهبري در ديدار با جمعي از زنان به مناسبت روز زن بر اين قرار گرفته است كه مسئولان دولتي و اجرايي و قانونگذار در جهت تغيير مسير از راههاي شكستخورده غرب از زمينههاي اجتماعي به اجماع برسند. در شرايط كنوني چنانچه دولت بخواهد در سياستهاي جمعيتي دخالت مستقيمي داشته باشد و آنها را با جديت دنبال كند بايد در بازتعريف حقوق زن ورود كند، زيرا اين سياستها با محوريت زن و خانواده به سرانجام مطلوب ميرسند.
صاحبنظراني همچون مينو اصلاني، رئيس بسيج جامعه زنان در اين رابطه معتقد است: فعاليت اجتماعي زنان الزاماً داشتن شغل نيست مانند خانمهايي كه در خيريهها و پايگاههاي بسيج و مناطق محروم فعاليت ميكنند. اينها ظهور و بروز و فعاليت اجتماعي زنان است كه از ديرباز نيز وجود داشته است. وي به «فارس» گفت: بخش ديگري از زنان ما فعاليت توليدي و اقتصادي دارند و زنان زيادي در عشاير زندگي ميكنند كه در عين حال كه در كنار خانواده هستند، كار توليدي و اقتصادي را نيز انجام ميدهند كه اين نيز به رغم حضور در اقتصاد به معناي شغل محسوب نميشود و در توليدات صنايع دستي و لبني فعاليت خود را انجام ميدهند در عين حال كه در كنار خانواده خود آرامش روحي و رواني خود و خانواده را تأمين ميكنند. رئيس بسيج جامعه زنان ادامه داد: مشاغلي كه عموماً زنان در ساعتهاي معيني از منزل خارج ميشوند و مدت و زمان و ساعت كاري مشخصي دارند متأسفانه بسيار در حال گسترش است و اين فعاليتها به عنوان فعاليتهاي مؤثر اجتماعي زنان نام برده ميشود و عدهاي اين موضوع را شاخص توسعه اجتماعي ميدانند در حالي كه اين نظر نقطه مقابل نظرات ما است.
بار اقتصادي خانواده به دوش زن
اصلاني با اشاره به نقش و حضور مؤثر زنان در عرصههاي اجتماعي افزود: ما قائل به حضور پررنگ زنان در عرصههاي اجتماعي هستيم اما شاغل بودن به اين معنا كه ساعتهاي طولاني را در كنار خانواده نباشند قبول نداريم و اين نكته جاي تأمل دارد.
وي اظهار داشت: غرب هم اكنون در حال بررسي است تا علت نافرجامي خانوادهها و عدم تشكيل خانواده كه به يك معضل بزرگ در غرب تشكيل شده است را شناسايي كند و در بررسيهايي كه كشورهاي غربي انجام دادهاند، دور بودن زنان از خانواده به عنوان دليل اصلي اين موضوع شناسايي شده است. اصلاني گفت: معتقد هستيم نبايد الگوي اشتغال زنان و مردان يكسان باشد اگر جامعه ميخواهد از توانمندي فكري و انديشهاي زنان بهره ببرد بايد سازوكارهاي لازم را براي اين موضوع تعريف كند تا به تحكيم خانواده و بروز استعدادهاي زنان نيز كمك كند و راهكارهاي زيادي در اين خصوص وجود دارد.
رئيس بسيج جامعه زنان تصريح كرد: هم اكنون كشورهاي غربي به اين نتيجه رسيدند كه حتي پرداخت حقوق به زنان بدون اينكه وارد بازار كار شوند، مقرون به صرفهتر است چراكه در غير اين صورت كودكان دچار ضربههايي ميشوند كه اگر بخواهند آنها را دوباره در كانونهاي اصلاح و تربيت مورد بازپروري قرار دهند هزينههاي هنگفتتري براي دولتها به بار خواهد آورد.
وي ادامه داد: از طرف ديگر افزايش اشتغال زنان فرصتهاي شغلي را از مردان كه نانآور خانواده هستند ميگيرد و در آينده اين موضوع به ضرر همگان است چراكه تشكيل خانوادهها به تأخير ميافتد و بار اقتصادي خانواده بر دوش زنان قرار ميگيرد كه اين موضوع با روحيه و ساختار فيزيكي بدن زنان همخواني ندارد. رئيس بسيج جامعه زنان گفت: تعريف مشاغل خانگي و نيمهوقت كار كردن زنان كه بتوانند دو يا سه روز در هفته در مشاغل خود حضور داشته باشند و بيشترين وقت خود را در كنار خانواده حاضر شوند ميتواند راهكار مؤثري براي استحكام خانواده در كنار اشتغال زنان باشد.