شبكه ايران، در نقد فيلم «چ» نوشت: «چ» فيلمي است كه بارها و بارها ميتوان آن را ديد و از اينكه يك ايراني آن را ساخته، لذت برد. «چ» همچنين فيلمي است كه ميتواند آغاز حضور دوباره حاتميكيا در سينماي جنگ باشد؛ سينمايي كه در سالهاي اخير و به خصوص بعد از مرگ رسول ملاقلي پور به شدت مهجور واقع شده است و نياز دارد به دميدن روحي تازه در كالبد آن.
كافه سينما، در مطلبي نوشته آريان گلصورت با انتقاد از فيلم قصه ها، نوشت: ميتوان گفت قصههاي خانم بني اعتماد يك بيانيه تند سياسي است. از طرفي اين را نيز ميتوان گفت كه قصهها حكايت دلسوزانه يك هنرمند دغدغهمند از جامعهاش است. قصهها ميتواند هر كدام از اينها باشد، اما بدون شك فيلم خوبي نيست. اصلا سينما نيست. واقعا مهم نيست كه جناحها و گروههاي مختلف چه برداشتي از اين اثر دارند.
خبرگزاري مهر، صحبتهاي اصغر فرهادي در نشست تخصصي كارگردانان سينماي ايران را منتشر كرده است، فرهادي در اين نشست گفت: كساني كه با سينماي ايران آشنا هستند اين صنعت در اين نقطه جغرافيايي را سينمايي حسرتانگيز ميدانند. وقتي ميگوييم سينماگران ايراني به آنچه خود دارند باور ندارند تعجب ميكنند و ميگويند كه ما آرزو داريم مثل شما فيلم بسازيم. فرهادي افزود: با وجود همه ضعف ها، مشكلاتي چون مميزي يا مسائل مالي، ما سينماگران قدر اين صنعت سينما را نميدانيم و مدام در حال تحقير خود هستيم در حاليكه بايد به خودباوري دست پيدا كنيم.
خبر آنلاين، مصاحبهاي با ايرج تقيپور مدير بخش مواد تبليغي جشنواره فيلم فجر منتشر كرده است. تقي پور در اين مصاحبه با اشاره به اعتراضات صورت گرفته به داوريهاي اين بخش، گفت: سه چهار نفر از فعالان اين حوزه با من تماس گرفتند و جملاتي را به من گفتند كه برايم دردآور بود. گفته شده كه در اين سينماي وا مانده و بيتدبير از سر لطف براي سينما كار كردهاند و تعجب ميكنند از اينكه چرا كانديدا يا برنده جايزه نشده اند! اين حرفها زننده است و معاني ديگري در پس آن وجود دارد.
ايسنا، مصاحبهاي با كمال تبريزي منتشر كرده كه در آن تبريزي از نحوه اكران فيلم «طبقه حساس» به شدت انتقاد كرده است. كارگردان « طبقه حساس»، درباره آماده نشدن فيلمش براي اكران مردمي گفت: اين را بايد مسئولان جشنواره پاسخ بدهند چون ما پيش از جشنواره به آنها گفتيم برنامه نمايش فيلم را 15 بهمن ماه به بعد بگذارند اما نميدانم چرا به حرف ما گوش نكردند؟!
مشرق، روايت ساده روايتهاي ساده يك طلبه از جشنواره فيلم فجر، را منتشر كرده است، در بخشي از اين يادداشت به معضل كارتهاي جشنواره اشاره شده، كارت خبرنگاريام را از داخل كيفم در ميآورم و نگاهش ميكنم. كمي استرس دارم. «عكس فرد ديگري به اشتباه روي كارت من است. كد ملي و نامم درست است اما عكس. . . يك مرد ميانسالِ چاقِ كچل! به اين فكر ميكنم كه اگر لباس طلبگيام را هم در بياورم باز نميتوانم شبيه اين عكس باشم! ميانسالي و چاقي و كچلي چيزي است كه به شدت از آن دورم. مأمورين حراست را از اشتباهي كه براي كارتم اتفاق افتاده مطلع ميكنم. كمي معطلم ميكنند و اين معطلي كمي جلب توجه ميكند. مدتي بعد مسئول بالاتر مأمورين ورودي ميآيد و اطلاعاتم را با كارت مليام مطابقت ميدهد و بعد اجازه ميدهد كه وارد شوم.»