خانواده عاكفي شش دختر و چهار پسر داشت كه پسرها به همراه پدر در سالهاي دفاع مقدس شركت داشتند و مادر و خواهرها هم در پشت جبهه فعاليت ميكردند. در نهايت از پنج مرد حاضر در جبهههاي نبرد، دو قرباني تقديم انقلاب شد تا بيش از پيش ارادت خانواده عاكفيها به قرآن، اسلام ونظام بر همگان ثابت شود. روزي ابراهيم در يادبود شهدايي كه در مسجد حضرت ابوالفضل (ع)بر گزار شد، در كنار آقاي آهنگران حاضر شد و در غيبت قاري به قرائت قرآن پرداخت. آن روز همه از صوت خوش ابراهيم لذت بردند اما كسي نميدانست او نيز برگزيدهاي از برگزيدگان خدا خواهد شد و امروز اين نوشتار كه تحفه درويشي است به رسم ارادتمان به مادر شهيدان عاكفي تقديمشان ميشود، كه چند صباحي است در بستر بيماري است.
رزقي برآمده از كسب حلال
ابراهيم در خانوادهاي به دنيا آمد كه رزق حلال و كسب مشروع حاصل از دسترنج پدر يكي از مشخصههاي اصلي آن خانواده بود. پدر شهيد عاكفي خياط بود و به رعايت شئونات مذهبي و حلال و حرام بسيار مقيد. مادر خانواده «سرور خالصي» خواهر شهيد مجيد خالصي هم بود كه در سن 30 سالگي، در سال 64 در عمليات فاو با اصابت گلولهاي به سرش به شهادت رسيد. مادر خانواده، اگر چه خانهدار بود اما همواره مشغول تربيت بچهها بود و اگر چه بيرون كار نميكرد، اما دوشادوش پدر خانواده بار يك خانواده پرجمعيت را بر دوش ميكشيد و به شدت در جهت حفظ حلال بودن كسب، حساسيت به خرج ميداد.
اگر پدر شهيد عاكفي پارچهاي دور ريختني به خانه ميآورد كه در خانه استفاده شود مادر خانواده ميپرسيد اين پارچه چيست؟ نكند اضافه بريده باشي؟! شهيد ابراهيم عاكفي در چنين خانوادهاي و با اين آموزهها تربيت شده بود.
تأسي به امام حسين (ع)
خانواده شهيد عاكفي يك هيئت را اداره ميكردند و يك روحاني به نام مرحوم حاج آقا حسيني به همراه پدر شهيد عاكفي هم امور هيئت را بر عهده داشتند. پدر ابراهيم چون مداح هيئت بود، بيشتر مسئوليتهاي هيئت را هم بر عهده داشت. شهيد ابراهيم عاكفي در چنين خانوادهاي بزرگ شد كه ادبيات هيئت و محرم در آن خانواده ريشه دوانده و به همين جهت انديشه جهاد في سبيل الله در ذهن شهيد ابراهيم عاكفي جوانه زده بود.
با شروع جريان انقلاب، ابراهيم به همراه پدر خود در تظاهرات عليه رژيم ستمشاهي شركت ميكرد. او براي اولين بار وقتي كلاس پنجم ابتدايي درس ميخواند به همراه برادران خود در تظاهرات عليه طاغوت شاهنشاهي شركت كرد تا به امر امام خميني(ره) عمل كرده باشد. اما اوج رفتار ايثارگرانه شهيد عاكفي مربوط به بعد از پيروزي انقلاب ميشود، ابراهيم با وجود اينكه 15 سال بيشتر نداشت اما براي انجام تكليف روانه جبهه شد. او 18 بهمن ماه 61 به جبهه رفت و 10 اسفند ماه 62 در عمليات خيبر جزيره مجنون در سن 16 سالگي به شهادت رسيد.
شهيد دوم خانواده عاكفيها
برادر ديگر ابراهيم، محمد نام داشت، محمد سال 64 براي اولين بار به جبهه رفت و به دليل اينكه ابراهيم شهيد شده بود او از سربازي معاف شد، اما در قالب يگانهاي بسيج به جبهه رفت و در عملياتهايي كه در منطقه كردستان برگزار ميشد، شركت كرد. در نهايت محمد در 15 مردادماه 1366 در خليج فارس به شهادت رسيد. پدر شهيدان عاكفي نيز در سال 65 به جبهه رفت و در ستاد لشكر 27 محمد رسولالله(ص) به فرماندهي سردار كوثري مشغول به جهاد شد و در نهايت در كربلاي 5 شيميايي شد. پدر شهيدان عاكفي در اول بهمن ماه سال 84 به شهادت رسيد.
عاكفيها و قرآن
خانواده عاكفيها علاوه بر آنكه در جهاد في سبيل الله پيشگام بودند، در آموختن قرآن و آميختن دستورات قرآن با زندگي روزمره نيز پيشگام بودند. پسرهاي خانواده عاكفي در سايه آموزشهاي پدر خانواده به قرآن روي آورده و قاري قرآن شد. رفتارهاي ديني و قرآني گويي با اين خانواده عجين شده بود، ابراهيم و محمد هم قاري بودند و هم مداح.