تقريباً سه سال پيش بود كه اولين دلايل نگراني براي احتمال از دست رفتن هويت ميراث و بازي باستاني ايراني چوگان خودي نشان داد و كشورهاي ديگر درباره مالكيت خود بر اين ورزش باستاني ادعاهايي را مطرح كردند؛ در همان زمان گزارشي در «جوان» منتشر شد و كارشناسان ميراث فرهنگي در پاسخ به چرايي دير جنبيدن سازمان ميراث فرهنگي براي معرفي اين ميراث ايراني به سازمان جهاني يونسكو به «جوان» گفتند: «سهميه در يونسكو كم است، شايد كشوري مدعي ميراث ديگران شود.» اما اين هرگز پاسخ روشني به اهمال در ثبت جهاني ورزش باستاني ايراني «چوگان» نبود. بيراه نيست اگر بگوييم كه مردم بيخيالي هستيم و قدر داشتههاي تاريخيمان را كه قرنها و هزارهها برايشان زحمت كشيده و عرق ريختهايم نميدانيم و بيراه نيست كه در اين غفلتورزي و سر به هوايي شعرا، دانشمندان و مشاهير كشورمان از سوي كشورهاي ديگر مصادره فرهنگي شوند.
حالا در اين روزها جمهوري آذربايجان هم از قافله عقب نمانده و دست به كار شده است؛ كشوري كه قدمتش به كوتاهي سالهاي گذشته از زمان فروپاشي شوروي سابق است ادعاي مالكيت بر ورزش باستاني چوگان را دارد كه قدمتش به 600 سال پيش از ميلاد باز ميگردد و حتي در اين مسير با كوتاه آمدنها و نرمش نشان دادنهاي ايران هم راه نيامده است؛ قرار بود دو كشور چوگان را در قالب پرونده مشترك ميان دو كشور به يونسكو ارائه دهند اما جمهوري آذربايجان ساز خود را زد و پرونده مستقل «چوگان، بازي محلي قرهباغ» را به يونسكو ارسال كرد تا اين ميراث در نشست كميته ميراث ناملموس يونسكو كه حدود دوماه ديگر به ميزباني جمهوري آذربايجان برگزار ميشود به نام اين كشور ثبت شود؛ واكنش ايران به اين اقدام نيز ارسال نامهاي به يونسكو و اعتراض به اقدام آذربايجانيها خواهد بود كه از طريق اين نامه ايران اعلام ميكند كه پرونده چوگان بايد به صورت مشترك در يونسكو ثبت شود.
از گفته مقامات ميراث فرهنگي پيدا است كه كشورهايي چون افغانستان، پاكستان و هندوستان هم كه نسبت به اين ورزش اظهار علاقه كردهاند ميتوانند در اين پرونده بگنجند آن هم در حالي كه در مورد پيشينه ايراني چوگان منابع قابل استناد فراواني وجود دارد. رودكي اولين شاعري بوده كه پس از اسلام درباره چوگان صحبت كرده و فردوسي نيز به كرات از آن نام برده است. سعدي، حافظ، ناصرخسرو و مولانا هم به چوگان اشاراتي دارند و نگارههاي اين ورزش باستاني زينت بخش آثار مينياتور عصر قديم و جديد است. در اين شرايط چرا ما به عنوان مالكان اصلي اين ميراث باستاني زودتر از آذربايجانيها نجنبيديم؟ و چرا با وجود ادلههاي مستحكم درباره پيشينه ايراني اين اثر كماكان از جايگاه پايينتر سخن ميگوييم و حاضر به ذكر ناممان در بخشي از پرونده ثبت جهاني چوگان ميشويم؟ از قديم ميگويند كه سخت مراقب مالت باش تا ديگري را دزد نداني. آيا لازم نيست كه از اين پس در برابر همسايههايي كه مدام گوشه چشمي به داراييها و اموال و خاك كشورمان دارند با دقت بيشتري مراقب داشتههايمان باشيم؟!
با سلام