معصومه طاهري | وي كه در دانشگاه واشنگتن دي سي درس ميخواند، موفق شده است در مقام يك دختر مسلمان امريكايي از ميان 40 هزار دانشجوي اين دانشگاه بزرگ رتبه اول را كسب كند. در حال حاضر هم مؤسسهاي قرآني در شهرشان راهاندازي كرده و مشغول فعاليتهاي قرآني و اجراي برنامههاي مختلف ديني است. در سفري كه اخيراً به اتفاق چند دوست تازهمسلمان امريكايي خود و مادرش به ايران داشت، فرصتي دست داد تا با او گپوگفت كوتاهي داشته باشيم. زينب به دليل اينكه پدرش ايراني است تا حدودي به زبان فارسي تسلط دارد.
زينب خانم شما دختر مسلمان و محجبهاي هستيد كه پوشش چادر هم داريد؛ برخورد دوستان و اطرافيان بهخصوص در فضاي دانشگاه با شما چگونه است؟
اوايل ورود به دانشگاه برايشان قابل قبول نبود و جوري با من برخورد ميكردند كه انگار غريبهاي غيرامريكايي هستم ولي كمكم به دليل اينكه درسم خوب بود و بهعنوان دانشجوي نمونه رتبههاي خوبي كسب ميكردم برخوردشان با من خوب شد حتي موفق شدم با عنايت الهي از ميان تمام دانشجويان دانشگاه رتبه اول را كسب كنم؛ طبق رسم دانشگاه بايد در حضور تمام دانشجويان و استادان دانشگاه سخنراني ميكردم كه اين فرصت خوبي بود. با همين حجاب چادرم پشت تريبون رفتم و از موقعيت استفاده كردم همه بهخصوص رئيس دانشگاه تحت تأثير قرار گرفتند كه حجاب و عقايد ديني مانع پيشرفت زن مسلمان نيست و اين براي من خيلي خوب بود.
به عنوان يك دختر مسلمان چه پيامي ميخواستيد براي دانشجويان و استادان دانشگاه بدهيد؟
من درسم را خوب خواندم تا بتوانم رتبه برتركسب كنم و اجازه سخنراني داشته باشم. با اين حجابم ميخواستم به همه آنها پيام بدهم كه حجاب نه تنها محدوديت نيست، بلكه مصونيت است و برايم امنيت و آرامشخاطر دارد براي همين هم هيچ وقت وتحت هيچ شرايطي آن را برنخواهم داشت، زيرا اسلام طرح كاملي براي همه ما است كه من را از خيلي چيزهاي ترسناك پيرامون زندگي حفظ ميكند. هيچ چيز نميتواند اسلام را از من بگيرد. موفقيت درسي خودم را مديون دين اسلام ميدانم.
چه شد كه به فكر راهاندازي يك مؤسسه قرآني براي تعليم قرآن و برنامههاي ديني افتاديد؟
از آنجايي كه اسلام براي همه ابعاد زندگي انسانها برنامه دارد و با استفاده از اين برنامهها ميتوان به موفقيت رسيد. قرآن دايرهالمعارف اسلامي است كه نكات بسياري در آن براي ما گنجانده شده است كه بايد از آن استفاده كنيم و در زندگي به كار ببريم. راستش اول اصلا به فكر راهاندازي چنين جايي نبودم اما دوست داشتم قرآن را تعليم بدهم؛ زماني يك خانم سياهپوست مسلماني بلد نبود قرآن را بخواند ولي خيلي دوست داشت تا بچههايش قرآن را ياد بگيرند براي همين هم از من خواست تا به بچههاي او قرآن ياد بدهم. بعدها بچهها يكي از سورههايي كه به آنها ياد داده بودم را دركمپي اسلامي خواندند؛ اين مسئله انعكاس خوبي بين مسلمانان آنجا داشت بهصورتيكه بعد ازآن بقيه خانوادههاي مسلمان از من خواستند تا به بچههاي آنها درس قرآن بدهم. من هم براي اينكار يكي از اتاقهاي منزلمان را كلاس درس كردم تا قرآن آموزش بدهم.
الان مؤسسه قرآني در خانه شما داير است؟
نه چون تعداد بچهها و خانوادههاي متقاضي كمكم زياد شده بود اتاق منزلمان ديگر جايي نداشت، از طرفي هم نميخواستم كلاس درس تعطيل بشود زيرا فرصت خوبي براي آموزش تعاليم قرآني فراهم شده بود؛ در نتيجه تصميم گرفتم تا فضاي كار را وسعت بدهم و بعد هم به فكر افتادم تا به غير از تعاليم قرآني، برنامههاي ديگر ديني و اسلامي را هم داشته باشم.
چه برنامههايي در مؤسسه داريد؟
برنامههايي در مورد ميلاد و شهادت ائمه معصومين و اعياد اسلامي داريم و سعي ميكنيم در مؤسسه با بچهها برنامههاي متنوعي داشته باشيم تا در ذهنشان ماندگار شود. براي اينكار هم در حين آموزش با آنها كار عملي داريم، براي مثال تئاتري مربوط به ميلاد حضرت زهرا(س) با بچهها برگزار كرديم كه با استقبال خوبي از سوي مسلمانان مواجه شد.
آيا با داشتن حجاب و پوشش چادر در معرض فشارهاي جامعه امريكا و نژادپرستان نيستيد؟
البته من مسلمانم و به اين پوشش اسلام افتخار ميكنم و تا پاي جانم مراقب آن هستم ولي اين را هم بگويم موقعيت ما با دختران و زنان مسلمان ايران خيلي فرق ميكند. اينجا سرزمين اسلامي است كه افراد محجبه با خيالي آسوده در سطح شهرها رفت وآمد ميكنند و تمام شرايط اسلامي وجود دارد بدون اينكه نگران حمله اوباش و متعصبان باشند ولي ما آنجا هميشه اين استرس و نگراني را داريم كه اگر فردا از خانه بيرون رفتيم چه كسي يا كساني ممكن است به خاطر حجاب به ما آزار برسانند و مزاحم ما شوند و هر لحظه اين احتمال وجود دارد كه به ما حمله كنند تا حجابمان را سر بردارند.
تا به حال اذيت هم شديد؟
در امريكا تبليغات زيادي ضداسلام وجود دارد كه باعث بدبيني و انزجار نسبت به مسلمانان شده حتي توانسته است برخي از كودكان را از دين اسلام و مسلمانان بترساند؛ يك بار پسربچهاي كوچك وقتي من را با چادر و حجاب كامل ديد بلافاصله گفت: مگر تو هندي هستي؟ اين ديگر چيه كه روي سرت گذاشتهاي؟ اينجا امريكاست! و تحت تأثير فضاي ضداسلامي حاكم خواست حجاب را از سرم بكشد و به طرف من هجوم آورد، با اينكه بچه بود اما من آن لحظه خيلي ترسيدم، ولي زود آرامش خودم را به دست آوردم و به آرامي با زبان خودش شروع به حرف زدن با او كردم تا كمكم كنار رفت و دست از برداشتن حجاب من برداشت؛ او تنها يك پسر بچه بود اما متأسفانه هميشه اين استرس و وحشت براي ما مسلمانان بهخصوص زنان محجبه وجود دارد كه فردا چه اتفاقي خواهد افتاد.
چطور شد دوستان مسلمانتان را به ايران آورديد؟
هرازچندگاهي به ايران ميآييم اين دفعه دوستان مسلمانم خيلي دوست داشتند ايران را از نزديك ببينند چون براي آنها خيلي تعريف كرده بودم البته اصلاً فارسي نميدانند اما ايران را دوست دارند.
براي دختران جوان ايراني همسن وسال خودتان چه پيامي داريد؟
قدر اين موقعيتي را كه دارند بدانند، زيرا مسلمانان در كشورهاي ديگر آرزو ميكنند درچنين فضايي امن و مطمئن بتوانند زندگي اجتماعي آرامي داشته باشند.