سالها پيش يكي از مهمترين و محوريترين قصههايي كه مادربزرگها براي بچهها تعريف ميكردند، قصه ستمها و دشمنيهاي شخصيتي به اسم «نامادري» بود. به جرئت ميتوان گفت اين جور قصهها كه غالباً شاهد مثالهاي تاريخي و گاه باستاني برايش ذكر ميشد، غمناك و گاه دلهره آورترين ماجراهايي بود كه ميتوان به ياد آورد.
اين نوع نگاه به «نامادري» يك نگاه باور كلي و غالب در ميان آحاد افراد جامعه به خصوص بانوان محسوب ميشد. اما با پشت سر گذاشتن ايام و روزگار دهه 60 و ورود به سالهاي ابتدايي دهه 70 رويكرد تلويزيون و سينما به منظور تلطيف نگاهها و باورها و همچنين غبار زدايي از چهره شخصيتي با عنوان «نامادري» بيشتر از قبل شدت گرفت. هر چند اقدامات اوليه و اصلي برچيدن بساط چنين نگاهي از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي كشورمان و به جهت تبيين و تفسير نوع نگاه اسلام به زن و جايگاه مادر در خانواده و جامعه آغاز شده بود اما با ورود تلويزيون و سينما به اين عرصه شدت بيشتري گرفت. در مقابل افراط و سياهنمايي چهره شخصيت «نامادري» سالهاي اخير شاهد يك نوع تفريط در خوبي صددرصد همين هيولاي تغيير چهره يافته هستيم كه گاه از مرزهاي تفريط هم خارج ميشود و فقط ميتوان حد آن را با واژه «غلو» تعريف كرد.
مبحث بچههاي طلاق يا كودكاني كه مادرشان را به هر دليلي از دست دادهاند و با پدرشان زندگي ميكنند، سالهاي زيادي است كه در عرصه فيلم و سريالسازي دستمايه توليد و ساخت آثار متعددي ميباشد. بسياري از فيلمها و سريالهايي را ميتوان نام برد كه در آنها نامادري پس از ورودش به زندگي جديد، كودكان مردي را كه با او ازدواج كرده است در حد وصف ناپذير و ـ قطع به يقين ـ غلو آميزي دوست داشته و تيمار ميكند. از جمله اولين فيلمهايي كه با محوريت زن باباي مهربان و خوب ساخته شد ميتوان به فيلم «مترسك» اشاره كرد. حالا در ايام خاصي مثل ماه رمضان سريالي تقريباً با همين نتيجهگيري ساخته و پخش ميشود كه بر خلاف اسمش(مادرانه) سعي ميكند تا مادر قصه فيلم را فردي بيقيد نمايش بدهد و در عوض زن بابا به رغم قطعي و طبيعي بودن عدم پذيرشش به دليل ورود تازهاش، شخصيتي مهربان و دلسوز نمايش ميدهد. در گوشه گوشه دين رأفت و مهرباني اسلام، تكريم و مقدس بودن جايگاه مادر و لو اينكه حتي اگر «كافر» باشد بسيار مورد تأكيد قرار ميگيرد. اين قداست و مكرم بودن تا جايي است كه نگاه كردن به چهره آنها در مقام عبادت خداوند شمرده ميشود. از طرفي در بين تمامي اقوام و ملل مختلف با فرهنگها و دين متفاوت اين باور صحيح و قابل اثبات وجود دارد كه هيچ نامادرياي نسبت به فرزندان فردي ديگر از مادرشان مهربانتر و رئوفتر نبوده و نيست. با اين تفاسير در سريال «مادرانه»شخصيت نامادري تازه وارد به شكل غلو آميزي نسبت به مادر اصلي دو تا بچه سريال، مهربانتر و گاه حتي مدافع آنها در مقابل مادرشان نمايش داده ميشود. داشتن نگاه دراماتيك يا دراماتيزه كردن اتفاقات براي ساخت فيلم و سريال يكي از مؤلفههاي اصلي فيلمنامهنويسي به حساب ميآيد اما بايد اين نكته را هم در نظر داشت كه بين «آرمانگرايي» و «واقعيات» فرهنگي و ديني يك جامعه نبايد در دام غلو و تفريط در «آرمانگرايي متناقض» با نگاه جامعه هدف افتاد.
اين گزارش به دنبال اثبات بد بودن يا خشن و هيولا نشان دادن نامادري نيست اما در اين چند سال اخير براي تلطيف نوع نگاه به اين كاراكتر، فيلم و سريالهاي غلوآميز ساخته ميشود كه فقط ميتوان آن را «تفريط» و زيادهروي ترجمه كرد. اين نوع نگاه تندروانه و تفريطي در بحث ترويج و ترغيب مردم نسبت به فرزند كمتر داشتن در سالهاي نه چندان دور و تا قبل از تذكر جدي مقام معظم رهبري ادامه داشت. آنقدر در اين مسئله زيادهروي شد كه ايشان با اشتباه خواندن اين تفريط خواستار ترويج رفتار متناقض با اين مسئله يعني فرزندآوري در ميان مردم شدند. حال اين مسئله هم درباره مهرباني و خوب بودن صددرصدي نامادري به اوج «تفريط و غلو» رسيده است. اين مدعا فقط يك بحث احساسي يا ژورناليستي يا حتي تجربه شخصي نيست بلكه متخصصان علوم رفتاري و اجتماعي معتقدند كه در هر صورت نميتوان براي اغلب افراد مشمول در واژه «نامادري»، حكم به عطوف و مهربان بودنشان صادر كرد. چه اينكه در موارد اندكي و معدودي پيش آمده يا ميآيد كه چنين اتفاقي رخ بدهد و با توجه به فرهنگ غالب در بين مردم تلاش تفريطآميز در غير واقعي نشان دادن چنين شخصيتي هرگز مورد قبول افراد جامعه قرار نميگيرد.