اين روزها بر پرده سينماي كشور، فيلمي در حال نمايش است كه باز هم تمي با موضوع قصاص را در بر دارد. فيلم «دهليز» در طرح ويژه اكران عيد فطر در كنار چهار فيلم ديگر اين روزها روي پرده نمايش قرار گرفته است، اما برخلاف فيلمهاي ديگري كه تا پيش از آن با چرخيدن حول محور موضوعي جنجالي سعي در زير سؤال بردن حق قصاص داشتند اما اين بار دهليز نگاه متفاوتي به اين حكم قانوني و قضايي كشور دارد: «بچه كه بودم من هم از تاريكي ميترسيدم... تو خونه مادربزرگم يه راهروي تاريكي بود كه بهش دهليز ميگفتن... وقتي ميخواستم تو تاريكي شب ازش رد شم، چشامو ميبستم و آنقدر ميدويدم تا آخر سر به روشني ميرسيدم.» اين بخشي از ديالوگ مرد محكوم به قصاص فيلم «دهليز» است؛ ديالوگي كه خود به تنهايي گوياي تفاوت فيلم «دهليز» با ديگر فيلمهايي است كه تاكنون درباره قصاص ساخته شدهاند.
هنوز سينما خاطره تيره و تار حواشي پيرامون فيلمي چون «من يك مادر هستم» فريدون جيراني را از ياد نبرده است؛ فيلمي كه يكي از دلايل اعتراضات جمعي گروه انصار حزب الله به آن و درخواستشان براي ممانعت از اكرانش، تصوير ترسناك و دلخراشي بود كه فيلم از حكم و حق قصاص به نمايش ميگذاشت اما به طور قطع يقين ميتوان گفت كه تماشاگر در «دهليز» شاهد تم و مضمون متفاوتي از فيلمهايي خواهد داشت كه در گذشته و در قالبهاي مشابه فيلم «دهليز» ساخته شدهاند. داستان تاريك قصاص «دهليز» بر خلاف ديگر فيلمهاي مشابه خود كه در نهايت به مرگ محكوم ختم ميشود و اشكهاي توأم با خشم از كينهتوزي اولياي دم را كه حاصل از يك همذات پنداري ملموس است بر گونه تماشاگر مينشاند، به روشني ختم ميشود. «دهليز» يكي از تأثيرگذارترين فيلمهاي جشنواره فيلم فجر الگويي از سينماي بيبغض و غرض و منصفانه درباره برخي قراردادها و واقعيات اجتناب ناپذير جامعه است كه بازي اثرگذار بازيگرانش بر شدت اثرگذاري هرچه بيشتر فيلم ميافزايد.
هانيه توسلي به خوبي توانسته حس يك زن دردكشيده را به بيننده منتقل كند؛ زني كه تارهاي مويش زير بار فشار بر دوش كشيدن يك تنه مشكلات زندگي به سفيدي گراييده است. در عين حال مخاطب بازي متفاوتي از رضا عطاران را براي اولين بار در قالب يك نقش جدي ميبيند در نهايت بازيگر خردسال در اين فيلم شگفتي ميآفريند و نقشي بسيار متفاوت را به عنوان يك بازيگر كوچك در دهليز از خود بر جاي ميگذارد. اگرچه در سالهاي اخير فيلمهاي بسياري با مضمون قصاص و تلاش خانوادهها براي جلب رضايت داشتهايم اما بايد پاي اولين ساخته بلند سينمايي بهروز شعيبي نشست تا متوجه شد كه اين كارگردان چگونه توانسته به خوبي و در اولين تجربه كارگرداني فيلم بلند خود، اين موضوع تكراري را در قالب جديد و متفاوتي به تماشاگران ارائه دهد؛ قالبي كه به رغم تكرار بتواند باز هم بازخورد داشته باشد. تماشاي اين فيلم دوستداشتني را از دست ندهيد !