چاك هيگل، وزير دفاع امريكا كه چندي پيش به سرزمينهاي اشغالي سفر كرده بود، قرارداد ۱۰ ميليارد دلاري امريكا با متحدان عرب و اسرائيلي واشنگتن را پيام بسيار روشني به ايران دانسته كه نشان ميدهد استفاده از گزينه نظامي در مقابل برنامه هستهاي آن كشور منتفي نيست. او در جريان اولين سفرش به اسرائيل از زمان تصدي پست وزارت دفاع امريكا گفته كه بايد از دستيابي ايران به تسليحات هستهاي جلوگيري كرد زيرا ايران با برنامه هستهاي خود تهديدي به شمار ميرود و اسرائيل هم تصميماتي را كه براي دفاع از خود ضروري ميداند، اتخاذ خواهد كرد.
در خصوص سفر هيگل و ادعاهاي وي، دستكم چند نكته قابل ذكر است:
نخست آنكه اظهارات متناقض چاك هيگل در حالي بيان ميشود كه امريكا و متحدانش حاضر نيستند گامي عملي براي ورود به جنگ با ايران بردارند. آنها براي توجيه عمل خود ميگويند كه هنوز راه براي تأثيرگذاري ديپلماسي و تحريمهاي بينالمللي شديد باز است.
دوم آنكه سفر هيگل به اسرائيل بهخاطر انتقادي كه برخي نمايندگان كنگره امريكا به هنگام انتصاب وي به عنوان رئيس پنتاگون داشتند، از اهميت خاصي برخوردار است. گروهي از نمايندگان كنگره امريكا در آن زمان مخالف بودند كه هيگل وزير دفاع امريكا شود. آنان ميگفتند كه اين سناتور سابق جمهوريخواه داراي تمايلات ضد اسرائيلي است. بنابراين هيگل در اين سفر قصد داشت خود را تطهير كند و اتهامات خود را با مواضعي كه به نفع اسرائيل ميگيرد، به كلي رد نمايد.
سوم آنكه سفر هيگل به اسرائيل يك ماه پس از سفر باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، به بيتالمقدس صورت ميگيرد. در آن موقع اوباما كوشيد به اسرائيل اطمينان دهد كه امريكا از امنيت اسرائيل حمايت خواهد كرد. بنابراين هيگل مأموريت دارد كه مهر تأييدي بر اظهارات رئيسجمهور امريكا بزند.
در مجموع به رغم تمام صحبتها و اقداماتي كه جهت حمله نظامي به ايران صورت ميگيرد، با اين حال بايد توجه داشت كه تهاجم نظامي به ايران بيش از آنكه يك تهديد واقعي باشد، يك جنگ رواني است. امريكا هزينههاي چنين جنگي را حاضر نيست كه قبول كند و رژيم صهيونيستي هم توان تهاجم نظامي به ايران برخوردار نيست. احساسي را كه اسرائيليها در مورد تهديد برنامههاي اتمي ايران براي خود تلقي ميكنند، سعي دارند به ديگر بازيگران منطقهاي و بينالمللي نيز منتقل كنند. اسرائيل ميگويد كه مجامع بينالمللي و نه خود اسرائيل بايد براي متوقف كردن اين برنامهها تلاش كنند. اصراري كه تلآويو براي باز كرن پاي ديگر بازيگران به مسئله هستهاي ايران دارد انعكاس اين موضوع است كه از توان تهاجم نظامي به ايران برخوردار نيست، زيرا اگر از چنين تواني برخوردار بود، مانند سناريوي اقدام نظامي عليه تاسيسات هستهاي عراق در سال 1981، بلافاصله دست به اين كار ميزد و ديگر در پي جلب نظر سايرين بر نميآمد.
بنابراين در شرايطي كه رژيم صهيونيستي به تنهايي از توان تهاجم نظامي به ايران برخوردار نيست، ميتوان چنين متصور شد كه هرگونه حمله احتمالي اين رژيم به ايران با آگاهي و تأييد و همكاري امريكا صورت خواهد گرفت. همزمان، بررسي اوضاع ايالات متحده نشان ميدهد كه واشنگتن درگير مشكلات و چالشهاي فراوان داخلي و خارجي است و توان آغاز يك جنگ جديد را ندارد. مشكلات پيش روي اوباما در عراق و افغانستان به همراه بحران مالي كه پيامدهايي نظير افزايش فقر و بيكاري را در داخل امريكا در پي داشته است، عملاً قدرت و تواني براي كاخ سفيد براي حمله نظامي به ايران باقي نگذاشته است. به خصوص كه امريكاييها به خوبي به عواقب ناگوار چنين عملي در سطوح منطقهاي و بينالمللي نيز واقف هستند.