کد خبر: 523659
تاریخ انتشار: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۲
گذري بر زندگي شهيد كريم زرقاني
صغري خيل‌فرهنگ
مدت زيادي از پيروزي انقلاب نگذشته بود كه دستان پليد دشمنان قسم‌خورده‌مان از جايي ديگر به سراغ استقلال و آزادي ملت‌مان آمد. آري آمده بودند تا كشورمان را زمينگير كنند اما همان سربازان در قندان امام خميني(ره) تنها با يك ندا راهي شدند تا با لبيك به نداي امام خويش نگذارند متجاوزين به اقتدار و عظمت كشورمان لطمه‌اي وارد كنند. شهيد كريم زرقاني هم يكي از همان‌هايي بود كه راهي سرزمين حماسه و مقاومت شد و عاشقانه پاي ارادتش به ولايت امام زمانش ماند. آنچه در پي مي‌آيد مرور كوتاهي است بر زندگي و شهادت كريم زرقاني كه خواندنش خالي از لطف نيست.

دستان پينه بسته و رزق حلال
كريم زرقاني در سپيده‌دم يك روز زمستاني در سال ۱۳۴۹ در يك خانواده مذهبي در قريه دستجرد از توابع استان همدان به دنيا آمد. دوران كودكي را در آغوش گرم خانواده سپري نمود. در همين دوران بود كه شاهد دستان رنجور و ترك‌خورده و پينه بسته پدر و رنجش او براي تلاش و زحمت‌هاي طاقت‌فرسا، در امر كشاورزي و دامداري بود زيرا كسب رزق حلال يكي از اصلي‌ترين اصول زندگي زرقاني‌ها بود.

اعزامي به دانشگاه جنگ
حس نوع دوستي و دلسوزي كريم باعث شده بود كه از همان دوران كودكي و اوايل دوره نوجواني يار و غمخوار پدر و مادر و خانواده در مراحل كار و سختي باشد، به طوري كه از همه بازي‌هايش در اين دوره دست مي‌كشد و تمام اوقات فراغت خويش در تابستان و زمستان را وقف كمك به خانواده در امر كشاورزي و دامداري مي‌كند. البته اين مسئله او را از درس و فراگيري دانش غافل نمي‌كند، بلكه در كنار اين امور به تحصيل نيز مشغول مي‌شود. اتمام دوره ابتدايي و اشتغال وي در دوره راهنمايي، همزمان با حضور عمو، برادر و چند تا از دايي‌ها و بستگان ديگر در جبهه‌هاي حق عليه باطل مي‌شود. حضور بستگانش در جبهه باعث آشنايي بيشتر كريم با فرهنگ دفاع مقدس مي‌شود. او با وجود اينكه سن و سال كمي دارد چندين بار درس و علم را به هواي اعزام به جبهه ترك و از مدرسه و خانه فرار مي‌كند ولي هر باربه دليل سن كمش، با مخالفت مسئولان مواجه مي‌شود اما سرانجام با اصرار و شگرد‌هاي مختلف موفق به ثبت‌نام در نيروي مردمي بسيج شده و به مناطق جنگي جنوب اعزام مي‌شود.

سربلند، در محضر حضرت زهرا(س)
شهيد زرقاني پس از فرا گرفتن دوره مقدماتي آموزش نظامي به مدت دو ماه در منطقه مي‌ماند. بعد از اين مدت به مرخصي آمده و در اين ايام با خبر شهادت دايي‌اش مواجه مي‌شود. او كه از همان دوران كودكي شخصيتي بسيار رئوف، دلسوز و رقيق‌القلب داشت و اين حس و اخلاقش در نوع برخورد با خانواده، خويشان و حتي دوستان نمايان بود، در فراق دايي‌اش بسيار ناراحت مي‌شود. كريم بعد از مدتي به رغم حضور برادر بزرگ‌ترش در جبهه و مخالفت خانواده با صحبت با مادرش و بيان اين موضوع كه آيا در فرداي قيامت جواب حضرت زهرا(س) را مي‌توانيد بدهيد؟! رضايت مادر و خانواده را جلب كرده و مجدداً در زمستان سال ۱۳۶۵عازم مناطق جنگي مي‌شود تا اينكه حين عمليات كربلاي ۵ از ناحيه سر و پيشاني هدف تير مستقيم دشمن قرار گرفته و در مسير انتقال به مركز درماني و بيمارستان به فيض عظماي شهادت نائل مي‌شود.

صبري زينبي...
مادر شهيد كريم زرقاني كه تازه با غم از دست دادن و شهادت برادرش كنار مي‌آمد با خبر شهادت فرزند دلبندش مواجه مي‌شود. از اين رو علاوه بر شهادت چند تن از بستگان دور و نزديك، غم از دست دادن برادر و پسر در عرض يك‌سال تاب، تحمل و صبر را از وي ربوده بود و مدام بر اين عزا و مصيبت‌ها گريه و ناله مي‌كرد تا اينكه يك شب خواب مي‌بيند كه در خانه را مي‌زنند، وقتي در را باز مي‌كند يك خانم بلند قدي را مي‌بيند. از او سؤال مي‌كند تو كيستي؟! آن خانم جواب مي‌دهد كه من زينب(س) هستم آمده‌ام تو را صبر دهم و وقتي مادر شهيد از او دعوت مي‌كند كه به داخل خانه بيايد آن خانم مي‌گويد كه مي‌خواهم بروم به ساير مادران شهدا هم صبر دهم. مادر شهيد بعد از آن خواب رفته رفته حالش بهتر مي‌شود و ديگر آن بي‌قراري و ناراحتي گذشته را نشان نمي‌دهد.

فرازي از وصيتنامه شهيد كريم زرقاني
شكر خداي را كه توفيق يافتم در راه مبارزه حق عليه باطل شركت كنم و آنچه را كه دارم در طبق اخلاص نهاده، تقديم ايزد منان كنم و آنچه حسين و يارانش و تمام رزمندگان صدر اسلام پروانه‌وار دور آن مي‌گشتند من هم بازيابم، يعني شهادت و به تو ‌اي رهبر عزيزم تا جايي كه خون در رگ دارم لبيك مي‌گويم و از اسلام و ايمان خود دفاع مي‌كنم... و شما ‌اي مردم شهيدپرور ايران خودتان بهتر مي‌دانيد كه اين انقلاب به چه نحوي به پيروزي رسيده، در حفظ آرمان‌هاي انقلاب اسلامي بكوشيد و نگذاريد كه انقلاب شما از دشمنان ضربه بخورد. هرگز رهبرتان را فراموش نكنيد و به خانواده‌هاي محترم شهدا احترام بگذاريد چون از خون فرزندان آنها است كه اين انقلاب اسلامي به پيروزي رسيده است. ‌اي مادر عزيزم در شهادت من ناراحت و غمگين نباش و برايم گريه مكن، هر وقت خواستي گريه كني براي امام حسين و ياران با وفايش گريه بكن و همانند ديگر مادران شهدا افتخار كن كه فرزندت را بزرگ و تربيت كردي و در راه خدا و اسلام تقديم انقلاب اسلامي نمودي. به خانواده و بستگانم توصيه مي‌كنم دست از اين نعمت الهي و از اين انقلاب و اميد مستضعفان جهان يعني رهبر انقلاب برندارند و هميشه امام را دعا كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار