
به گزارش خبرنگار جوان، چندي پيش زن ميانسالي سراسيمه به دادسراي شميرانات رفت و از سرقت ۵ هزار دلار از خانهاش شكايت كرد. شاكي گفت: من زن پولداري هستم و خانهاي بزرگ در شمال تهران دارم. چند روز پيش براي تفريح به مسافرت رفتم . وقتي امروز به خانه برگشتم، با صحنه عجيبي روبهرو شدم. وسايل خانهام به هم ريخته بود كه فهميدم سارق يا سارقاني به خانهام دستبرد زدهاند، به همين خاطر بلافاصله به سراغ طلاها و دلارهايي كه در كمدي پنهان كرده بودم، رفتم و متوجه شدم ۵ هزار دلاري كه داشتهام سرقت، شده است اما طلاها و جواهراتم سر جايشان بود. در بررسيهاي پليس مشخص شد، قفل در خانه سالم است و سارق يا سارقان اين خانه كليد در ورودي را در اختيار داشتهاند.
بدين ترتيب پليس تحقيقات خود را روي افراد آشنا متمركز كرد تا اينكه چند روز بعد شاكي دوباره به دادسرا رفت و ردپاي يك سارق آشنا را به قاضي داد. وي گفت: امروز موضوع دزدي سرقت دلارها را به همسايهام گفتم و همسايهام گفت زماني كه من در مسافرت بودم متوجه شده كه دامادم به خانه من آمده و لحظاتي بعد سراسيمه خارج شده است. وي ادامه داد: شوهر دخترم مرد بيكاري است و مدتي است با دخترم اختلاف دارد و خرجي او را نميدهد، به همين خاطر فكر ميكنم كه اين سرقت كار او باشد. با طرح اين ادعا، مأموران داماد شاكي را به اداره پليس احضار كردند. متهم در بازجوييها ابتدا با انكار سرقت گفت كه آن روز براي سركشي از خانه مادرزنم به آنجا رفتم اما سرقت نكردم.
وي وقتي با مدارك و شواهد روبهرو شد، به سرقت از منزل مادرزنش اعتراف كرد. وي گفت: چند سالي است كه از ازدواج من و همسرم ميگذرد و در اين مدت هميشه پدرزنم به من كمك ميكرد و در زندگي پشتيبان من بود. هر وقت در زندگي به مشكلي برميخوردم، با كمك او حل ميشد تا اينكه دو سال پيش از دنيا رفت. بعد از مرگ او، مادرزنم فقط به فكر جمع كردن پول است و حتي از يك سال پيش دلار و سكه ميخرد و در خانه نگه ميدارد. مدتي است كه من بيكار شدهام و حتي توان پرداخت اجارهخانه و خرج زندگي را ندارم اما او زن خسيسي است و به من كمك نميكند، بلكه نيش زبان ميزند. چند روز پيش فهميدم كه او به مسافرت رفته است، به همين خاطر كليد خانهاش را از كيف همسرم برداشتم و به خانهاش رفتم و ۵ هزار دلار را برداشتم. من دلارها را در بازار فروختم و پولش را به حسابم در بانك ريختم. در پايان داديار دادسراي شميرانات با صدور قرار قانوني متهم را روانه بازداشتگاه كرد.