
سي و يكمين جشنواره فيلم فجر به پايان رسيد، اما هنوز حرف و حديثهاي مربوط به آن باقي است. طبيعي هم هست كه هنوز در هر محفل هنري و سينمايي صحبت از اين جشنواره باشد. به هرحال هر چه باشد، جشنواره فيلم فجر مهمترين اتفاق سينمايي كشور است و بيشتر فيلمهايي كه قرار است در طول يكسال به اكران عمومي در بيايند، از دل اين جشنواره ميآيند. قصد داريم با نگاهي به فيلمهايي كه در جشنواره سيويكم اكران شدند، وضعيت اكران عمومي سينماهاي كشور و استقبال مخاطبان از فيلمها را در سال ۹۲ پيشبيني كنيم.
قبل از بررسي كيفي فيلمهايي كه قدرت جذب مخاطب را دارند، در جريان اكران فيلمهاي سينمايي بايد به دو پارامتر مهم توجه كرد. اولين شاخصه مهم به درگيري و كشمكش بين نهادهاي سينمايي برميگردد؛ مشكلي كه از سال قبل شروع شد و در جريان تحريم بعضي از فيلمها به اوج خود رسيد و انگار قصد تمام شدن ندارد و هنوز ادامه دارد. هر چند كه فيلمهاي جشنواره امسال از حاشيه كمتري نسبت به فيلمهاي سال گذشته برخوردار بودند و از موضوعهاي خانوادگي و حساس فاصله گرفته بودند، اما هنوز نبرد براي اكران در زمانهاي خاص و به اصطلاح گُل ِ سال در جريان است. نمونه اين دعواها به جريان اكران نوروزي برميگردد كه هنوز درگيري بين اينكه چه فيلمي در اين زمان اكران شود و چه فيلمي اكران نشود، ادامه دارد؛ كشمكشي كه تنها دودش به چشم سينما و اهالي آن ميرود و ضربه بزرگي را به بدنه نحيف اين سينما وارد ميكند.
پارامتر بعدي به تغيير دولت و تعويض پستها در وزارت ارشاد و معاونت سينمايي برميگردد. بايد صبر كرد و ديد نفر بعدي كه تكيه بر صندلي معاونت سينمايي ميزند، چه كسي است و چه راهكارهايي براي سينماي كشور دارد. تنها ميتوان اميدوار بود كسي كه روي اين صندلي مينشيند، مديري سينمايي باشد كه مشكلات اين صنعت را درك كند و دغدغه سينما را داشته باشد.
باشگاه ميليارديها
حال جداي از بحثهاي مديريتي سينما در آينده، به فيلمهايي كه در جشنواره اكران شد نگاهي بيندازيم تا وضعيت كيفي فيلمها و ميزان احتمالي استقبال از فيلمها را بررسي كنيم. جشنواره فيلم فجر امسال را بايد كمي كم رونقتر از جشنواره سال گذشته از لحاظ تعداد فيلم دانست. از لحاظ كيفي هم شايد فيلم چشمگيري در جشنواره وجود نداشت اما چند فيلم خوب بودند كه با تبليغات و اكران مناسب ميتوانند از بفروشهاي سال آينده باشند. اميد اول جذب مخاطب در اكران سال آينده فيلم «رسوايي» آخرين ساخته مسعود دهنمكي خواهد بود. هنگام ديدن اين فيلم، كاملاً متوجه اين موضوع خواهيد شد كه دهنمكي به اميد بردن جايزه و به دست آوردن نظر منتقدان، «رسوايي» را نساخته است، بلكه با رعايت تمام المانهاي يك فيلم تماشاگرپسند، تمام هدف خود را براي جذب مخاطبان عام سينما قرار داده است. قطعاً تبليغات تلويزيوني اين فيلم به گونهاي خواهد بود كه در جذب مخاطبان تأثير زيادي خواهد داشت. همچنين اگر اكران نوروزي «رسوايي» قطعي شود، بايد با خيال راحت چهارمين فيلم دهنمكي را جزوه باشگاه ميليارديها دانست.
گزينه بعدي به واسطه حضور درخشان و بازي بدون نقص شهاب حسيني در آن فيلم «حوض نقاشي» خواهد بود. داستان فيلم كه روايتي از زندگي دو عقبمانده ذهني است، قابليت كشاندن مخاطب به سالنهاي سينما را دارد. بازي خوب «نگار جواهريان» در كنار شهاب حسيني ميتواند يكي از زوجهاي ماندگار تاريخ سينماي ايران را تشكيل دهد. «حوض نقاشي» يك فيلم اجتماعي، احساسي و مخاطبپسند است كه حتماً عده زيادي براي ديدن آن چشم به پرده سينما خواهند دوخت. «دربند» كه يكي از بهترين فيلمهاي جشنواره امسال بود، قابليت آمدن به باشگاه ميليارديها را دارد. فيلم خوشساخت، باورپذير و واقعبينانه پرويز شهبازي هنگام اكران عمومي از آن دست فيلمهايي خواهد بود كه تبليغات مردمي و دهان به دهان استقبال از آن را خيلي بيشتر خواهد كرد. «دربند» فيلمي است كه تماشاگر با ديدن آن ناراحت و عصباني از سالن بيرون نخواهد آمد. شهبازي در فيلمش به معضلات شخصي و اجتماعي يك دختر دانشجوي شهرستاني در تهران ميپردازد و در دل اين داستان، خيلي ريز و موشكافانه داستانهاي ديگري را وارد ميكند. «دربند» ميتواند جوانان و خانوادهها را راضي به بيرون سالن سينما هدايت كند.
با كمي ارفاق و خوشبيني، ميتوان آخرين ساخته پوران درخشنده را جزو فيلمهاي ميلياردي دانست. «هيس، دخترها فرياد نميزنند» از آن فيلمهايي است كه به دليل پرداختن به موضوعي حساس در جامعه، افراد زيادي را براي ديدنش كنجكاو ميكند. درخشنده در اين فيلم دست روي موضوعي حساس و خاص گذاشته و تا حدودي نسبت به ساخت آن موفق بوده است. اگر درخشنده با وسواس بيشتري با مسائل حقوقي فيلم برخورد ميكرد و مخصوصاً ميتوانست يك پايان خوب و محكم براي فيلمش در نظر بگيرد، قطعا ميتوانست تأثير بسيار زيادي در ميزان جذب مخاطبان داشته باشد. به هرحال موضوع اجتماعي و احساسي «هيس، دخترها فرياد نميزنند» راه را براي كشاندن تماشاگران به سينما باز ميكند.
فيلمهايي با استقبال متوسط
در كنار چهار فيلم بالا كه احتمال ميلياردي شدنشان زياد است، چند فيلم ديگر هستند كه ميتوانند مخاطبان را با سالنهاي تاريك سينما آشتي دهند. فيلم «چه خوب كه برگشتي» داريوش مهرجويي ميتواند يكي از اين فيلمها باشد؛ فيلمي كه به دليل پشتوانه كارگرداني چون مهرجويي ميتواند دل هر بينندهاي را ببرد. درست است «چه خوب كه برگشتي» از روزهاي اوج مهرجويي فاصله زيادي دارد اما يك فيلم سرگرمكننده با پس زمينههاي طنز را در خود دارد كه ميتواند مخاطبانفيلم را براي يك ساعت و اندي سرگرم كند. مهرجويي هم در اين فيلم به سمت ساخت يك فيلم تجاري و گيشهپسند روي آورده و با جمع كردن بازيگران زيادي در فيلمش، به فروش بالاي آن چشم دوخته است.
همچنين آخرين ساخته بهرام توكلي «آسمان زرد كم عمق» به دليل سابقه اين كارگردان و ساخت فيلمهاي قبلي و موفق اين كارگردان، ميتواند قشر خاصي از جامعه را كه بيشتر مربوط به نسل جوان ميشود، به سينماها بياورد. روايت و ساخت خاص و ويژه «آسمان زرد كم عمق» كه كمتر در سينماي ايران ساخته شده ميتواند يكي از سورپرايزهاي سينمايي سال آينده باشد.
در كنار اين فيلمها، «استرداد» به دليل گرفتن سيمرغ بهترين فيلم حتماً بر سر زبانها خواهد افتاد. البته تجربه نشان داده كه مخاطب ايراني چندان از فيلمهاي تاريخي استقبال نميكند. اميدواريم كه اين بار اينگونه نباشد. فيلم «قاعده تصادف» هم به دليل ساخت و كارگرداني ويژهاش ميتواند پاي عدهاي از علاقهمندان به هنر هفتم را به سالنها باز كند. «گناهكاران» ساخته فرامرز قريبيان كه عنوان بهترين بازيگر مكمل مرد را هم يدك ميكشد، فيلم خوب و خوشساختي است كه عدهاي طرفدار براي خودش دستوپا خواهد كرد. «گناهكاران» فيلمي است كه در سينماي ايران خيلي كم ساخته و پرداخته شده و تماشاگر هنگام تماشايش از آن لذت خواهد برد.
در كنار نام اين فيلمها نبايد از اولين ساخته بهروز شعيبي گذشت. «دهليز» فيلم جمع و جور و باورپذير بهروز شعيبي با موضوعي خانوادگي و احساسي، هنگام اكران عمومي يكي از فيلمهاي باب دل مخاطب ايراني خواهد بود.
البته كارگرداناني مثل هادي مقدم دوست با «سر به مهر» و احسان عبديپور با «تنهاي تنهاي تنها» كه اولين تجربه كاريشان را پشت سرگذاشتند، در صورت ياري كردن بخت، قابليت ديده شدن دارد. در آخر نبايد فيلم «كلاس هنرپيشگي» را از قلم انداخت. اين سه فيلم شرايط فروش و استقبالشان كاملاً به شرايط اكرانشان بستگي دارد و اگر در زمان مناسبي روي پرده بروند، ميتوانند فروش خود را داشته باشند و به تعبيري از فيلمهاي زيانده و كم تماشاگر نباشند.
به هرحال بايد منتظر ماند و ديد فيلمهايي كه در جشنواره حضور نداشتند تا چه ميزان ميتوانند سهمي از بازار و مخاطبان را به دست بياورند. به خصوص فيلمهاي «چ» ابراهيم حاتميكيا، «روز رستاخيز» احمدرضا درويش و «محمد(ص)» مجيد مجيدي كه عده زيادي منتظر اكران و تماشايش هستند. البته نبايد اين را فراموش كرد كه تعدادي از فيلمهاي جشنواره سال گذشته هنوز به اكران عمومي در نيامدهاند و اين فيلمها هم سهمي از اكران سال آينده را خواهند داشت.